رمان راز فرشتگان 15 - معبد در برابر معبد

رمان راز فرشتگان ۱۵ – معبد در برابر معبد

 ابراهیم از مردم کناره گرفت و مشغول زندگی و راز و نیاز و عبادت خدا شد. بر اثر این عبادت‌ها، خداوند به او دو فرزند…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 14 - پرستش شيطان

رمان راز فرشتگان ۱۴ – پرستش شیطان

 تاریکی در جهان قلب‌ها حکومت می‌کرد. مدت‌ها بود خورشید در دل هیچ کس نمی‌تابید. روح انسان‌ها مثل شاهزاده‌هایی زیبا اسیر هوس‌های وحشتناکی شده بودند که…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 13 - اقامت طولاني

رمان راز فرشتگان ۱۳ – اقامت طولانی

 فرشتگان برای پی بردن به اسرار بی‌تاب و مشتاق بودند و هرچه می‌گذشت طاقتشان کمتر می‌شد. گاهی با تولد بعضی فرزندان آدم خیلی خوش‌حال و…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 12 - تصميم فرشتة نگهبان

رمان راز فرشتگان ۱۲ – تصمیم فرشته نگهبان

 ترکه، همسر هابیل، فرشته‌ای آسمانی بود که پیش از کشته شدن شوهرش، از او بار برداشت. به همین علت آدم و حوا خیلی مراقب حال…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 11 - آزمون

رمان راز فرشتگان ۱۱ – آزمون

 آدم که کم‌کم احساس پیری می‌کرد، تصمیم گرفت راز آسمانی و نام‌هایی را که از خداوند فراگرفته بود به‌ هابیل بیاموزد. اما می‌دانست که چون…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 10 - فرشته هاي‌ هابيل

رمان راز فرشتگان ۱۰ – فرشته های‌ هابیل

 هابیل اما هر روز به خدا نزدیک‌تر می‌شد و علاقه و اعتماد پدر نیز به او بیشتر و بیشتر می‌شد. روزی‌ هابیل از پدرش پرسید:…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 9 - قلب قابيل

رمان راز فرشتگان ۹ – قلب قابیل

 قلب قابیل از وسوسه‌های شیطانی پر شده بود، و در میان غوغای شیطان‌های درونش، فرشته‌های نگهبانش صدایی ضعیف و بی‌امید داشتند. آدم زیاد با قابیل…

مطالعه متن →
پرواز تا فنا

پرواز تا فنا

پرواز تا فنا دیشب نگاه بی هدفم پر کشیده بود                  در پیچ و تاب منظره ات یک پرنده بود ناگاه نور عجیبی به من رسید                        …

مطالعه متن →
جرعه های مناجات

جرعه های مناجات

 جرعه های مناجات  ای قبلۀ قلب های خسته                    ای ماه به رو نقاب بسته آشوب کن و حجاب بردار                  مهتاب، بتاب وقت دیدار یک لحظه…

مطالعه متن →
رمان راز فرشتگان 8 - فرشتگان نقاش

رمان راز فرشتگان ۸ – فرشتگان نقاش

  آدم و حوا زندگی خوب و پرزحمتی داشتند. آنها به هم عشق می‌ورزیدند؛ می‌کوشیدند؛ و زندگی شیرینی داشتند. اما زندگی‌شان چیزیکم داشت: گونهای تنوع…

مطالعه متن →