هر روز، یا بهتر این است که هر شب در سکوت و تنهایی دقایقی به خواسته هایت فکر کن

هر روز، یا بهتر این است که هر شب در سکوت و تنهایی دقایقی به خواسته هایت فکر کن. به آنچه سال های پیش می خواستی و بعد به آنها رسیدی، تحصیلات، مدرک، شغل، پول، ازدواج و… هرچه که فکر می کردی اگر به دست آوری خوشبخت خواهی بود ولی بعد از رسیدن به آن احساس ناکامی و رنج پیدا کردی. گویی با داشتن آن اضطراب و بی قراریت بیشتر شد.

بعد آنچه حالا برای خودت خیلی حیاتی و ضروری می دانی را تصورکن.
تصور کن که به آن رسیده ای، چه خواهی کرد، فکر کن به آن رسیده ای و احساس کمبود می کنی و بیشترش را می خواهی، این یک واقعیت است.
حالا بیشترش را تصور کن، و فرض کن که به آن هم رسیده ای.
اگر خوب این کار را انجام دهی به پوچی و بی ارزشی خواسته هایت پی می بری.
می فهمی که آنها خواسته های واقعی تو نیستند.

با آنچه همین الان و همینجا داری می توانی بسیار آسوده و خوشبخت باشی، اگر قلبت با حقیقتی بی نهایت آشنا باشد.
پس به خواسته هایت فکر کن، رسیدن به آنها را تجسم کن و ببین که هیچ کدام تو را راضی نمی کند، آنگاه دعوت خدا را از اعماق قلبت و با تمام وجودت خواهی شنید.