دوست داشتن هر چیز حتی یک گل یا پرنده چه برسد به انسان ها از خداست

دوست داشتن هر چیز حتی یک گل یا پرنده چه برسد به انسان ها از خداست و حضور خداوند را در قلب انسان بیشتر می کند. اما خیلی ها هستند که این حقایق معنوی را درباره دوست داشتن نمی دانند. و همین دوست داشتن جای خدا را در زندگی شان می گیرد و به جای اینکه عشق و محبت را فرصتی برای حرکت بدانند، به ریسمانی برای اسارت خودشان تبدیل می کنند.

اگر ما حقایق و اسرار معنوی دوست داشتن را بدانیم می توانیم از ظرفیت معنوی آن برای رشد معنوی استفاده کنیم و اگر این حقایق را ندانیم یا در عمل فراموشش کنیم. ان وقت تبدیل به حجاب و مانعی بین ما و خدا خواهد شد.

مثل علم که خداوند فرمود: یرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ  (مجادله:۱۱)

یعنی خداوند کسانی را که ایمان آوردند بالا می برد و کسانی که علم به آنها داده شده درجاتی دیگر دارند.

برخی از مفسران معتقدند که از این آیه می توانیم بفهمیم که درجاتی بالاتر را با علم و معرفت می توان طی کرد که با ایمان به تنهایی به دست نمی آید.

با این حال همین علم حجاب اکبر و گاهی بزرگترین مانع میان انسان و خدا می شود.

پس مشکل از علم ، یا عشق یا عبادت نیست. بلکه ناآگاهی ما از حقیقت این امور و ارتباط نادرستی که با این فرصت های طلایی برقرار می کنیم، موجب می شود که مانع شوند.

گاهی همین عبادت موجب عجب می شود و شخص را از رحمت خداوند دور می اندازد.

عشق و محبت، جریان نور و حضور خدا در قلب ماست. حالا اینکه با این عشق چطور رفتار کنیم، قواعد خودش را دارد. برخی از عشق ها را باید ابراز کرد. برخی را باید پنهان کرد و سوخت. برخی از عشق ها را باید تقویت کرد و تداوم بخشید، برخی را باید تضعیف کرد و کنار گذاشت.

در هر صورت وقتی عاشق می شوی، خدا درهای قلبت را گشوده و پرتوی از خودش را در دلت تابیده است. از اینجا به بعد باید قواعد بازی را بدانی و خوب رعایت کنی.