گسترة آزمون‌هاي زندگي از منظر ديني

گستره آزمون‌های زندگی از منظر دینی

انسان برای رشد و شکوفایی استعداد بندگی که در وجودش نهاده شده نیازمند برنامه‌ای تربیتی است که در طول آن قابلیت‌هایش آشکار شود. خداوند مهربان برای رساندن انسان به کمال شکوفایی و پرورش استعدادهایش برنامه‌ای را در دو بخشی ارائه کرده است بخش اول دین و شریعت است که برنامه‌ای عملی را برای زندگی انسان رقم‌زده است و بخش دیگر شرایط دگرگون شونده زندگی است. وقتی انسان در اوضاعی ناپایدار قرار بگیرد و همواره بکوشد تا برنامه ثابتی را مورد عمل قرار دهد و مطابق آیین الاهی زندگی کند در نتیجه می‌تواند خود را فراتر از جهان مادی و مقتضیات متحول جسمانی و این جهانی با حقیقت ثابت و سرمدی رابطه نزدیک بندگی بر قرار سازد.
بخش تشریعی در برنامه پرورشی خداوند معلوم و مشخص است، اما قسمت تکوینی یعنی شرایط متغیر زندگی نامشخص و غیر قابل پیش بینی است. ولی بررسی منابع دینی مواردی از این آزمون‌ها و ابتلاها را که شرایط زندگی را دگرگون می‌سازد،‌ معرفی کرده است.
مطالعه موارد امتحانات و ابتلاهای الاهی به انسان کمک می‌کند تا با آگاهی و آمادگی با آنها روبرو شود. هم‌ازاین‌رو اطلاع از انواع و نمونه‌ها و مصادیق ابتلاها ضروری است.
تقسیم کلی ابتلائات
به طور کلی ابتلائات مومنان دو گونه است یا خیر و نیکی است و یا شر و بدی این تقسیم دوگانه در آیاتی از قرآن مجید بیان شده است:
« وَ بلَوناهُم بِالحَسَناتِ وَ السَّیئاتِ … » ( اعراف / ۱۶۸ )
« وَ نَبلوَکُم بِالشَّر وَ الخَیرِ فِتنَهً … » ( انبیا / ۳۵ )
این تقسیم به حسب ظاهر است یعنی چیزی که ظاهرا مردم آن را خیر و خوبی می دانند مثلاً ثروت ابتلای حسن است و فقر که عرفاً ناپسند بوده، ابتلای به شر نامیده شده است. در حالی که اگر مومن از این ابتلائات با روی سفید بندگی بیرون آید، در هر صورت حسنه است و اگر سیاهی عصیان و نسیان را بر قلب خود بگذرد هر چه باشد، سیئه است. و در نظام عالم همه‌ آنها خیر و نیکی است.
فزونی ابتلا به شرور
از میان این دو دسته آزمون‌های الاهی ابتلا به شر و بدی میان مومنان بیشتر و فراگیرتر است . که برای این امر سه دلیل می‌توان ذکر کرد:
یکم – دنیا اساسا سرای رنج محنت و تزاحم بوده و پلیدی در ذات حیات تنگ مادی قرار دارد.هم از این روی بیشترین سهم مومنان در دنیا رنج است که فرمود « لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فِی کَبَدٍ » به درستی که انسان را در رنج آفریدیم ( بلد / ۴ )
لقمان به فرزند خود سفارش کرده است : « یا بُنَی لا تَرکَن اِلی الدُّنیا وَ لا تَشغَل قَلبَکَ بِها فَما خَلَق اللهُ خَلقاً هُوَ اَهونُ عَلیه مِنها ألا تَری أنَّه لَم یَجعَل نَعیمُها ثواباً للمُطیعین وَ لَم یَجعَل بَلاءَها عُقُوبَهً للعاصِین » .
دوم : ابتلا چه خیر باشد و چه شر باید شخص مبتلا را با مشکلاتی روبرو کند . اگر بیشتر مومنان با ثروت و دارایی آزموده شوند کمتر به مشکل بر می خورند . اما اگر افراد کمتری ثروتمند باشند ، آنگاه ابتلای ثروتمندان معنا دارد چون آنها باید بخش زیادی از اموالشان را انفاق کنند .
ابن نباته می گوید روزی نزد علی بن ابی طالب (ع) نشسته بودم ، که مردی آمد و گفت : ای امیر المومنین به خدا قسم که من شما را بسیار دوست دارم در نهان دلم همانطور که در آشکار ابراز می کنم … امام پاسخ دادند: پس برای فقر لباسی آماده کن .
سوم : بخش عمده ای از مومنان متوسط به خاطر آمرزش گناهانشان در این دنیا و برخورداری از عفو و رحمت در آخرت مبتلا می شوند و این نوع از ابتلائات قاعدتا ً باید با امور ناپسند و ناخوشایند باشد . امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع) فرموده اند : « ما مِن الشِیعَهِ عَبدٌ یُقارِفُ اَمراً نَهَیناه عَنه فَیَموت حَتّی یُبتَلی بِبَلیَّهٍ تُمحُصُ بِها ذُنُوبُه امّا فی مالٍ وَ امّا فِی ولدٍ وَ امّا فِی نَفسِه حتّی یُلقی الله عزُّوجلَّ و مالَه ذَنبُ وَ انّه لیَبقی عَلیهِ شَیءٌ مِن ذُنوبِه فَیَشتَدد بِه عَلَیه عِندَ مَوتِه » بنده ای از شیعیان نیست که کار نهی شده ای را انجام دهد و بمیرد مگر این که به بلایی مبتلا شد تا از آن گناه پاک گردد بلایی در دارایی یا فرزند یا در خودش تا در حالی که گناهی ندارد ملاقات کند و اگر چیزی از گناهان باقی باشد ساعت مرگ برایش دشوار می گردد .
قال رسول الله (ص) « السُّقمُ یَمحُو الذُّنوبَ وَ ساعاتُ الوَجَع یَذهَبنَ ساعاتَ الخَطایا و ساعاتُ الهُمومِ ساعاتُ الکفّارات وَ لایزالُ الهَمُّ بالمومِنِ حتّی یَدَعه وَ مالَه مِن ذَنبٍ » بیماری گناهان را نابود می کند و ساعات در دو رنج از بین برنده ساعات خطاکاری است و ساعات غم و گرفتاری ساعات کفاره است و گرفتاری همواره برای مومن است تا این که او را رها کند و او گناهی نداشته باشد.
مصادیق ابتلا به خوبی‌ها
ابتلائات حسنه و نیکو تمام نعمت ها و برخورداری های مومنان را فرا می گیرد که می توان موارد زیر را با استفاده از آیات و روایات برشمرد:
۱ – زینت های دنیایی : « انّا جَعَلنا ماعَلی الاَرضِ زینَهً لَها لِنَبلوُهُم اَیَّهُم اَحسَنُ عَمَلاً »
بدرستی که آنچه بر زمین است مایه زیبایی آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم … ( کهف / ۷ )
هر کدام از حوادث و امور تکوینی در بستر تشریع موقعیت آزمایشی را برای انسان پدید می آورد. بنابراین مواردی را که در این بخش می شماریم باید به جایگاه آن در شریعت توجه کنیم تا ببینیم چگونه با آنها آزموده می شویم . برای مثال همین مورد اول را در شریعت ردیابی می کنیم .
زینت های دنیا انواعی دارد مثلا « ثروت و فرزندان زینت زندگی دنیایی هستند . » و قرآن همین دو را مایه آزمایش معرفی می کند . این طور که می فرماید انسان می تواند از این زینت های مادی بهره برداری کند ولی باید آن ها را در راه خدا استفاده کند و رضای او را در نظر بگیرد برای نمونه قرآن می فرماید « خُذُوا زِینَتکُم عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ » برای نماز و حضور در مسجد آراسته و زیبا باشید ( اعراف / ۳۱ ) زینت های دنیایی نباید اسباب رو گردانی از ذکر حق تعالی و اهل معنویت شود « وَ اَصبِر نَفسَکَ معَ الذَین یَدعونَ رَبَّهُم بِالغِداوَهِ وَ العَشیِّ یُریدونَ وَجههُ وَ لا تَعُدُّ عَیناکَ عَنهُم تُریدُ زینَهً الحیاهِ الدُّنیا … » با کسانی که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند ، و تنها رضای او را می جویند ، همراه باش و هرگز به خاطر زیور های دنیا چشمان خود را از آنها برنگردان … ( کهف / ۲۸ ) نه تنها نباید خود را از زینت های باطنی به زینت های مادی و ظاهری مشغول کنیم بلکه نباید با بهره ی خود از دنیا اسباب اعجاب و غفلت دیگران از حق تعالی و عبودیت را فراهم کنیم . چنانکه قرآن کریم درباره ی قارون می گوید : « فَخَرَجَ عَلی قَومه فِی زِینَته قال الذَّینَ یُریدونَ الحَیوهَ الدُّنیا یا لَیتَ لَنا مِثلَ ما أوتِیَ قارونَ إنَّه لَذو حظٍّ عَظیمٍ » با زینت در برابر قومش ظاهر شده آنها که خواهان زندگی دنیا بودند ، گفتند : ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده ؛ برای ما هم بود بدرستی که او بهره ی فراوانی دارد . ( قصص / ۷۹ )
زیورها و نعمت های دنیا بهره های الهی است که مسلمان مومن نباید از آنها مطلقا دوری گزیند و بهره ی آن را حرام شمارد بلکه باید در حال بهره مندی از آن ، حدود الهی را نیز رعایت کند . کسی که دست از دنیا می کشد و عزلت و رهبانیت پیش می گیرد از آزمون الهی گریخته و به راحت طلبی روی آورده است و کسی هم که در آزمون آمده ، اما هوای نفس را پیشوای خود قرار می دهد از این آزمون ناکام بیرون خواهد رفت.
رسول الله (ص) فرمودند : « إِنَّ مالَ الدُّنیا کُلَّما ازدادَ کَثرهً و عِظماً اَرادَ صاحِبَهُ بَلاءً فَلا تَغتَبطوا اَصحابَ الاَموالِ الاّ بِمَن جاءَ بِمالَه فِی سَبیلِ اللهِ » بدرستی که مال دنیا هر چه زیاد شود برای دارنده ی آن موجب افزایش رنج است پس بر ثروتمندان دریغ مخورید مگر به بخشش دارایی اش در راه خداوند تعالی .

۲ – زیبایی چهره : یکی دیگر از آزمون گاه های خداوند است . این مورد در داستان حضرت یوسف (ع) به خوبی بیان شده است . امام صادق (ع) فرموده اند : « روز قیامت زن زیبا روی را می آورند که به زیبایی اش امتحان شده پس می گوید : پروردگارا مرا زیبا آفریدی تا پیش آمد ، آنچه پیش آمد. پس حضرت مریم (س) را می آورند و به آن زن می گویند تو زیباتر بودی یا این بانوی بزرگوار ؟ بی تردید او را زیباتر آفریدیم ولی هرگز دچار خطا نشده است .
« و مرد خوش چهره را می آورند که به واسطه زیبایی اش آزموده شده پس می گوید : پروردگارا مرا نیکو آفریدی تا اینکه پیش آمد ، آنچه پیش آمد . سپس حضرت یوسف (ع) را می آورند و به آن مرد می گویند تو زیباتری یا او ؟ به تاکید که او را زیبا تر آفریدیم اما هرگز آلوده نشد … »

۳ – ویژگی های ممتاز افراد و ملت های مختلف یکی از موارد آزمون الهی به نیکی هاست . « وَ لَو شاءَ اللهُ لَجَعلکُم اُمَهً واحدهً وَلکن لِیَبلوکُم فی ما آتاکُم فَاستَبقوا الخَیراتَ … » اگر خداوند می خواست شما را همسان و یک امت قرار می داد اما برای آزمونتان در آنچه به شما داده شده گوناگونی پیش آورد. پس به سوی نیکی ها پیشی بگیرید . ( مائده / ۴۸ )

۴ – مقامات و برتری ها ی اجتماعی از امتحانات الهی معرفی شده است « وَ رَفَع بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لیَبلوکُم فی ما آتیکُم » وعده ای نسبت به گروهی دیگر بالا رفتند برای اینکه در آنچه به شما داده شده امتحان شوید . ( انعام / ۱۶۵ )

۵ – قدرت هم یکی دیگر از مواد امتحانی خداوند برای بندگان معرفی شده است . بنده ای از صالحان زمان حضرت سلیمان به خواست آن پیامبر تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از سرزمین دور به حضور حضرت سلیمان آورد ؛ پس از این کار شگفت انگیز سلیمان نبی می گوید این از فضل پروردگارم و برای آزمودن من است « فَلَمّا رَآهُ مُستَقَرَّاً عِندَه قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّی لِیَبلوَنِی » ( نمل / ۴۰ ) این نمونه ای بود از توانمندی آن پیامبر که خدای تعالی همه ی امکانات و نیروهای عالم را در اختیارش نهاده بود . و به همه مردم اعلام می کرد این ها فضل پروردگار است و از این آزمون غافل نبود » .

۶ – غلبه بر دشمن و پیروزی : « فَلَم تَقتُلوهُم ولکنَّ اللهَ قَتَلهُم وَ ما رَمَیتَ إذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی وَ لَیبلی المُومنینَ مِنهُ بَلاءً حَسَناً » شما آنها را نکشتید بلکه خداوند آنها را نابود کرد و تو نیز نینداختی هنگامی که می افکندی بلکه خداوند می انداخت و برای آزمودن مومنان به امتحانی نیکو در این پیروزی ( انفال / ۱۷ )

۷- نعمت های حلال هم گاهی وسیله ی امتحان الهی قرار می گیرد: «أ لَّو استَقاموا عَلی الطَریقَهِ لاسقَیناهُم ماءً غَدَتاً لِنَفتنَهُم فیه » اگر بر راه ایمان پایداری ورزند نعمت فراوان به آنها می دهیم تا در آن امتحانشان کنیم . ( جن / ۱۶ و ۱۷ )
« فأما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فأکرمه و نعمه … » اما انسان هنگامی که پروردگارش برای آزمایش اکرام می کند و نعمت می بخشد … ( فجر / ۱۵ ) غیر از این وضعیت عمومی گاهی نعمت ها به طور خاص وسیله ی امتحان مومنان قرار می گیرند . هنگامی که طالوت سپاهی برای جنگ با جالوت آراست در مسیر حرکت طالوت به لشکریانش گفت «خداوند به نهری شما را می آزماید ، هر کس از آن بنوشد از من نیست .
همچنین قوم بنی اسرائیل با شکاری که در دسترس و تیررس شان بود آزموده شدند .
در امت محمد (ص) شبیه این آزمون در ترک تجارت روز جمعه تا پیش از پایان نماز قرار داده شده است « یا ایُّها الذَّینَ آمَنوا اِذا نُودِیَ لَلصلوهِ من یَوم الجُمعهِ فَاسعَوا الی ذِکرِ اللهِ وَ ذَروا البَیعَ … » ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در روز جمعه برای نماز خوانده می شوید به سوی یاد خداوند بکوشید و معامله را رها کنید …. ( جمعه / ۹ )

۸ – آیات الهی و معجزات انبیا نیز دستمایه ی ابتلای الهی بودند مثل شتری که خداوند برای هدایت قوم صالح از دل کوه بیرون آورد « اِنّا مُرسَلوا الناقَهً فِتنَه لَهُم » همانا ما فرستنده ی این شتر هستیم برای امتحان آنها ( قمر / ۲۷ ) این عنایت الهی حتی به حسب ظاهر خیر و نیکی است اما بعضی با آن هدایت یافته و عده ای گمراه می شوند .
با مروری بر آیات قرآن کریم روشن می شود که قرآن به عنوان معجزه و یادگار پیامبر اکرم (ص) وسیله ی امتحان ما معرفی شده و حقوقش بر ما و وظایفی در برابر آنها برای ما تعریف شده است . هم از این رو برای متقین مایه ی هدایت « هُدَیً للمتَّقین » ( بقره / ۲ ) و برای ظالمان موجب زیان و گمراهی است « ولا یَزیدُ الظّالمینَ الاّ خَساراً » ( اسراء / ۸۲ )

۹ – شهرت : عن النبی (ص) قال : « کَفی بِالرَّجُل بَلاءً أَن یَشارُ اِلیه بَالاصابِعَ فِی دِینٍ أَو دنیا » از جهت بلا برای شخص کافی است که در امور دینی و دنیایی انگشت نما شود .
شهرت به حسب ظاهر بسیار جذاب و مطلوب است اما کسی که به دارایی دنیایی شهرت پیدا کرد باید نیازمندانی که به او چشم امید دارند را دریابد و اگر در امور دینی بود باید باطن خود را در حد گمان مردم اصلاح کند تا از دو رویی فاصله بگیرد .
۱۰ – کل آفرینش : « وَ هُوَ الذّی خَلَق السَّموات وَ الارضَ فی سِتَهِ اَیّام وَ کانَ عَرشُهُ عَلی الماءِ لِیَبلوَکُم … » او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید و عرش ( فرمانفرمایی ) او بر آب ( حیات ) قرار داشت ؛ ( آفرید ) تا شما را بیازماید … ( هود / ۷ ) این آیه از دو جهت قابل تبیین است یکی کلمه عرش که مرکز فرماندهی خداوند در کل عالم است و بر اساس اوامر و تکالیف است که آزمون شکل می گیرد . و دیگر آب است که کنایه از رحمت خداوند بوده ، نشانگر رحمت عامه ای است که وضع انسان را از ناچیز بودن به ظهور آورده و ابتلائات را برای رشد او فراهم ساخته .

۱۱ – اهل بیت و امامان : امام حسین (ع) به اهل کوفه فرمود : « یا اهلَ الکوفَه یا اَهلَ المَکرِ وَ الغَدر وَ الخُیَلاء فَانّا اَهلُ بَیت … وَ اِبتلاکُم بِنا فَجعلَ بَلاءَنا حَسَناً وَ جَعَل عِلمَهُ عِندَنا وَ فَهمَه لَدَینا فَنَحنُ عَیبهُ عِلمِه وَ وِعاءُ فَهمه وَ حِکمَتَه وَ حُجَّتَه عَلی الاَرضِ فِی بَِلاده لعِبادِه » ای اهل کوفه ای اهل نیرنگ و فریبکاری و خیال پرداز. براستی که ما اهل بیت هستیم … و شما بوسیله ما آزموده می شوید پس ابتلای به ما نیکو قرار داده شده و علم و فهم آن پیش ماست … »

۱۲ – اولیای خدا که در بین ما هستند : « وَلا تَطرُدِ الذَینَ یَدعونَ رَبَّهُم بِالغَداوَهِ وَ العَشی یُریدونَ وَجهَه ما عَلیکَ مِن حِسابَهُم مِن شَیءٍ وَ ما مِن حِسابِکَ عَلیهِم مِن شیءٍ فَتُطرد هُم فَتَکونَ مِن الظّالمینَ وَ کذلِک فَتنّا بَعضَهُم بِبَعضٍ لیَقولوا أَهولاءِ مِنَ اللهِ عَلیهِم مِن بَینِنا … » و کسانی را که صبح و شام خدا را می خوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند ، از خود دور مکن . نه چیزی از حساب آنها بر توست و نه چیزی از حساب تو بر آنها . پس اگر آنها را از خود برانی از ستمگران هستی و این چنین بعضی از آنها را با عده ای دیگر آزمودیم تا بگویند : آیا این ها را خداوند از میان ما برگزیده و منت نهاده است ( انعام / ۵۳ )
بی تردید این موارد از امتحان های نیکو نمونه هایی است که به صراحت در قرآن بیان شده و در واقع هر چه که تکالیف شرعی به آن تعلق گرفته یکی از مواد امتحانات و ابتلائات الهی است .
ابتلاها به بدی‌ها
از موارد ناخوش آیند و شر آزمون های الهی نیز نمونه هایی بیان شده است که برخی از آنها عبارت اند از :
۱ ) فقر : « … و امّا اذا ما ابتلیها فَقَدر عَلیهِ رِزقَهُ … » و هنگامی که خداوند بنده را می آزماید و روزی اش را محدود می کند … » ( فجر / ۱۵ )
قال رسول الله (ص) قال الله عز و جل : « لو لا انَّی اَستَحیی مِن عَبدی المُومِنِ ما تَرَکتُ عَلیه خِرقَهً یَتَواری بِها … » اگر از بنده ی با ایمانم شرم نداشتم حتی لباس فرسوده برای پوشاندن برایش نمی گذاشتم .
احمد بن سلیمان قمی می گوید از امام صادق (ع) شنیدم که : ممکن است پیامبری از پیامبران به گرسنگی مبتلا شود تا بمیرد . ممکن است پیامبری از انبیا به عطش دچار شود تا بمیرد . ممکن است پیامبری از پیامبران به برهنگی آزموده شود تا مرگش فرا رسد … »
امام صادق (ع) فرمود : همواره از فرزندان آدم (ع) مومنی نبود مگر فقیر و کافری نبود مگر این که ثروتمند هم بود . تا این که حضرت ابراهیم (ع) آمد و دعا کرد « ربَّنا لا تَجعَلنا فِتنَهً للذّینَ کَفَروا » خدایا ما را مایه ی آزمایش کافران {در این مورد} قرار نده : سپس خداوند در میان هر دو گروه دارایی و نیازمندی را قرار داد »

۲ ) ترس : یکی دیگر از موارد امتحان خداوند است که چند نوع دارد :

۱- ۲ از حاکم ستمگر : رسول الله (ص ) فرمود « اِنَّ المومنَ اِذا قارَفَ الذُّنوبَ ابتَلی بِالخَوف مِن السُلطانِ یَطلُبُه … » اگر مومن گناهانی را انجام دهد به تراز حاکمی که در جستجوی اوست دچار می شود .
امام رضا (ع) نیز فرمودند : « انَّ الانبیاء و اولادِ الانبیاء وَ اَتّباع الانبیاء خَصّوا بثلاثِ خصال السُّقم فی البَدَنِ وَ خَوف السُلطانِ و الفقرِ » به راستی که پیامبران و فرزندان و پیروان آن ها سه ویژگی دارند : بیماری ، ترس از پادشاهان و حاکمان و فقر .

۲- ۲ دشمنی ها : « وَ لَو یَشاءَ اللهُ لانتَصَر مِنهُم ولکِنَ لِیَبلو بَعضُکُم بِبَعضٍ » اگر خدا می خواست به تاکید مجازاتشان می کرد ولی این دشمنی ها برای آزمودن بعضی از شما به واسطه گروهی دیگر است ( محمد / ۴ ) امام صادق (ع) فرمودند : « انّ الله جَعَل المومنینَ فی دار الدُّنیا غَرَضاً لَعَدوِّ هم . » واقعا که خداوند مومنان را در دنیا مورد دشمنی قرار داده است .

۳ ) بیماری : امام صادق (ع) فرمودند : « انَّ فی الجَنَّه مَنزِلَهً لا یَبلُغُها عَبدٌ الاّ بِإبتلاءِ فی جَسَدِه »
بدرستی که در بهشت منازلی است که بنده ای به آن نمی رسد مگر با بیماری .
در کافی از آن امام بزرگوار نقل شده است : « ان المومن من الله عزوجل لبأفضل مکان ثلاثا انه لیبتلیه بالبلاء ثم ینزع نفسه عضوا عضوا من جسده و هو یحمد الله علی ذلک » .

۴ ) ناکامی در نتیجه ی کارها : خداوند درباره ی ماجرای جنگ احد می فرماید خداوند وعده ی خود را عملی نمود تا اینکه سست شدید و عده ای از شما به غنایم دنیایی روی آوردند و گروهی دیگر خواهان آخرت بودنتد سپس شما را مغلوب آنها نمود تا آزمایشتان کند « ثُمَّ صَرَفکُم عَنهُم لِیَبتَلیکُم » ( آل عمران / ۱۵۲ )

۵ ) شکستهای مالی : ممکن است کسی دچار شکست مالی شود یا زیان عمده ای به دارایی اش برسد اما فقیر نشود . این هم یکی از ابتلائات خدای تعالی پنج موردی که تا این جا شمرده شد در این آیه شریف یکجا آمده است « وَ نَبلُوکُم بِشَیءٍ مِن الجوعِ وَ الخَوفِ وَ نَقصٍ مِن اَموالِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَّمراتِ … » با گرسنگی ، هراس و کاستی در دارایی ها و جان ها و نتایج کارها شما را می آزماییم … ( بقره / ۱۵۵ )

۶ ) آمدن به این دنیا و زندگی مادی : «الذَّی خَلَقَ الموتَ وَ الحیاهَ لِیَبلُوَکُم …» کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید (ملک / ۲) مرگ به معنای انتقال از یک عالم به عالم دیگر است. بنابراین می تواند موضوع آفرینش قرارگیرد. و دراینجا که پیش از حیات ذکر شده و ظهور آن در حیات این دنیاست. به معنای انتقال از عالم نورانی ارواح پیش از جهان به دنیای تاریک مادی است. هم از این رو آن را از موارد شر آزمونهای الهی به شمار آوردیم.

۷ ) بتواره ها ی دلربا : این مورد از ابتلائات را قرآن کریم در ماجرای رفتن حضرت موسی (ع) از میان بنی اسرائیل و روی آوردن آنها به پرستش گوساله ای زرین بیان کرده شده است. «قالَ لَهُم هارونُ مِن قَبلِ یا قَومِ اِنَّها فَتَنتُم بِه» جناب هارون قبل از بازگشت موسی (ع) به آنها گفت که شما به این وسیله آزمایش شده اید. (طه / ۹۰)
البته ممکن است به نظر آید که این مورد ابتلا به خیر است . زیرا آنها دلداده و فریفته ی گوساله ی زرّین شدند و از کارشان سرخوش بودند. اما معیار برای تمایز ابتلا به خیر یا شر خیر یا شر حقیقی در عالم تکوین است . مثلا ثروت سلامت ، پیروزی و زیبایی واقعا خیر است. اما بتی آراسته و گوساله ای زرّین سر؛ شر و فساد است.
در زندگی پیشرفته روزگار ما نیز هر روز بتی آراسته برمی آید و گوساله ای زرین دلربایی می کند. و چشم ها و دلها را به سوی خود جذب می کند اما مومنان آزموده در این میان دل به محبوب ازلی سپرده و غیر از عبودیت او دغدغه ی دیگری ندارند.

۸ ) القائات شیطانی : «وَ ما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ مِن رَسولٍ وَلا نَبیٍّ الاّ اِذا تَمَنّی اَلقی الشَّیطانُ فی اُمنیَّته … لِیَجعَلَ ما یَلقی الشَّیطانُ فِتنَهً للذّینَ فی قُلوبِهم مَرَضٌ … » و ما پیام آوری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه وقتی آرزو می کرد (در رسالتش موفق شود) شیطان در این آرزو القا می کرد (تا اهل عناد با او مقابله کنند) برای اینکه خداوند وسوسه ی شیطان را آزمونی قرار داد برای بیمار دلان … (حج / ۵۲ – ۵۳)
البته واضح است این آزمون برای کسانی است که ایمان فطری دارند و بالقوه مومن اند اما در این آزمونها کفر خود را شکوفا می کنند و بعد از این به ابتلائات کافرانه عقاب می شوند. و اما مومنان در برابر این وسوسه ها گویی بنایی آهنین و شکست ناپذیرند « صَفّاً کَأنَّهُم بُنیانٌ مَرصُوصٌ» (صف / ۴)
زراره از امام حعفر صادق (ع) نقل می کند : « لَو أَن مُومِناً عَلی قُلَّهِ جَبَلٍ لَبَعَثَ الله اِلیهِ شیطاناً وَ یَجعلَ لَه مِن ایمانِه أُنساً لا یَستَوحِشُ اِلی اَحَدٍ » اگر مومنی بر فراز کوهی باشد خداوند شیطانی برای او بر می انگیزد و از ایمان همدمی برایش قرار می دهد که از ترس به سوی کسی میل نکند و در روایت دیگری از آن امام بزرگوار می خوانیم : « إنَّ الشَیاطینَ عَلی المُومِنینَ اَکثَرُ مِن الزَنابیرَ عَلی اللَّحمِ ثُمَّ قالَ هکذا بِیَدِه الاّ ما دَفَع اللهُ » همانا شیاطین برای مومنان بیشتر از زنبورها بر تکه ای گوشت هستند سپس با دست به آسمان اشاره کرد و فرمود مگر اینکه خدا آنها را دور کند .

۹ ) آزارهای دیگران : امام صادق (ع) فرمودند : « لَو أَنَّ مُومِناً کانَ فی قُلَّه جَبَلٍ لَبَعَث اللهُ عَزَّ وَ جلَّ الیهِ من یُؤذیهِ لِیأجُرَه عَلی ذلکَ » اگر مومنی بر فراز کوهی باشد به درستی که خداوند کسی را برای آزار او بر می انگیزد تا به این علت به مومن پاداش دهد . و از رسول الله نقل شده « لَو کانَ المومِنُ فی حُجرِ فَأرَهِ لَقُیِّضَ اللهُ فیه مَن یُؤذیهِ وَ قالَ المُومِنُ مُکَفَّرٌ » اگر مومن در سوراخ موشی باشد خداوند کسی را برای آزار او بر می انگیزد. البته این آزارها از سوی افراد مختلف به مومن می رسد .
۱- ۹ منافقان :
امام صادق (ع) فرمود : « ماکان و لن یکون مومن الاوله … منافق یقفوه اثره او منافق یری قتاله جهادا … » هیچ گاه مومنی نبوده و نخواهد بود مگر این که منافقی او را دنبال می کند یا منافقی که کشتن او را جهاد می پندارد.
عظیم ترین بلا این گونه مصایبی است که منافقان مومن نما بر سر اهل بیت رسول الله (ص) آوردند به ویژه د رماجرای کربلا که حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) فرمود : « یا اهل الکوفه یا اهل المکر و الغدر و الخیلاء فإنه اهل بیت ابتلانا الله و بکم … »
ای اهل کوفه ! ای اهل نیرنگ و خیال پرداز ! بدرستی که ما اهل بیت هستیم و خداوند ما را گرفتار شما کرده است .

۲- ۹ مومنان :
امام صادق (ع) فرمودند : « ما کان و لن یکون مومن الاوله … مومن یحسده … » همیشه چنین بوده که مومنی نیست مگر این که مومنی دیگر بر اوحسد می ورزد رسول الله (ص) فرمود : « ان الله اخذ میثاق المومن علی بلایا اربع ، اشد ها علیه : مومن یقول بقوله یحسده … » به درستی که خدای تعالی با مومن بر چهار بلا پیمان بسته است که دشوارترین آنها مومنی است که با او هم عقیده است ولی بر او رشک می ورزد .

۳ – ۹ خویشان :
رسول الله (ص) فرمود : « ما کان و لا یکون و لا هو کائن نبی و لا مومن الاوله قرابه یؤذیه » هیچ پیامبر یا مومنی نبوده و نیست و هیچ گاه نخواهد بود مگر این که خویشاوندی دارد که او را آزار می دهد .

۴ – ۹ همسایه :
امام رضا (ع) از پدرانش از رسول الله (ص) نقل کردند : « ما کان و لا یکون الی یوم القیامه مومن الا له جار یؤذیه . » هیچ وقت نبوده و تا قیامت هم نخواهد بود مومن مگر این که همسایه ای دارد که او را می آزارد .

۵ – ۹ همسر :
سکونی از امام صادق (ع) نقل کرده : « قال امیرالمومنین (ع) ایاکم و تزویج الحمقاء فإن صحبتها بلاء و ولدها ضیاع » برحذر باشید از ازدواج با همسر سبک سر ، براستی که همراهی با او بلا و فرزند او تباه است .

۱۰ ) غم و اندوه :
قال الصادق (ع) : « إن العبد إذا کثرت ذنوبه و لم یجد ما یکفرها به ابتلاه الله عز وجل بالحزن فی الدنیا لیکفرها به فإن فعل ذلک به و إلا فعذبه فی قبره لیلقاه الله عزو جل یوم یلقاه و لیس شی یشهد علی بشی من ذنوبه » براستی که اگر گناهان بنده زیاد شود و چیزی برای پوشاندن و بخشیدن آن نباشد خداوند او را به اندوه در دنیا دچار می کند تا پاک شود و اگر نشد در گور عذابش می کند تا در قیامت خدا را در حالی ملاقات کند که چیزی بر گناهش شهادت ندهد .
« یونس بن یعقوب قال سمعت جعفر بن محمد (ع) یقول : … یا یونس إن المومن اکرم علی الله تعالی من أن یمر علیه اربعون لا یمحص فیها ذنوبه و لو بغم بصیبه لا یدری و ما وجهه و الله إن احدکم لیضع الدارهم بین یدیه فیزنها فیجد ها ناقصه فیغتم بذلک . فیجدها سوا فیکون ذلک حطا لبعض ذنوبه » امام صادق (ع) به یونس بن یعقوب می فرمود : ای یونس براستی که مومن گرامی تر از آن است برای خداوند که چهل روز بگذرد و او را از گناهان پاک نسازد اگر چه با اندوهی که نمی داند علتش چیست .
به خدا اگر یکی از شما درهمی به دست گیرد و گمان کند کم است و غمگین شود سپس دریابد که اندازه است ، این غم موجب ریزش گناهان اوست و از آن امام ارجمند نقل شده : « لا تزال الغموم و الهموم بالمومن حتی لا تدع له ذنبا » همواره مومن با گرفتگی و اندوه دست به گریبان است تا گناهی برای او نماند .

۱۱ ) هوای نفس :
رسول الله (ص) فرمودند : « المومن بین خمس شداید : مومن یحسده و منافق یبغضه و کافر یقاتله و نفس تنازعه و شیطان یضله »
مومن با پنج گرفتاری دست به گریبان است : مومنی دیگر که به او حسادت می ورزد ، منافقی که با او دشمنی می کند ، کافری که با او می ستیزد ، نفسی که با او کشمکش دارد و شیطانی که برای گمراهی اش می کوشد .

استثنائات ابتلائات مومنان
دو چیز از مومن دور است و هیچگاه به آنها آزموده نمی شود .
۱ – ۹ – از دست دادن عقل :
قال الصادق (ع) : « إن الله عزوجل یبتلی المومن بکل بلیه و یمیته بکل میته و لا یبتلیه بذهاب عقله … »
خداوند عزوجل مومن را به هر بلایی می آزماید و با هر مرگی از دنیا می برد ولی با گرفتن عقلش او را نمی آزماید .
علت این استثنا ضرورت عقل برای مکلف شدن و رشد در مسیر عبودیت و تزکیه است .
تبیین علامه مجلسی درباره حدیث این است که : « فایده ی ابتلا تصبر و تذکر و رضا و نظایر آن هاست . و این موارد با از دست دادن عقلی ممکن نیست البته منافاتی ندارد که مومن از عقلی محروم شود اما نه برای آزموده شدن . بنابراین که موضوع ابتلا مومن است و مجنون به ایمان و متصف نمی شود
۲ – ۹ – خودکشی :
قال الباقر (ع) : « إن المومن یبتلی بکل بلیه و یموت بکل میته إلا انه لا یقتل نفسه »
بدرستی که مومن با هر بلایی آزموده می شود و با هر مرگی از دنیا می رود غیر از اینکه خودش را بکشد .
حاصل تحقیق اینکه انواع گوناگون دگرگونی‌های در زندگی مومنان روی می‌دهد و چون این آزمون‌ها برای رشد و کمال آنها ست به بی خردی مبتلا نمیشوند و نیز از آن رو که معنی و حکمت این وقایع را درک می‌کنند و ارزش واهمیت آنها را در ترقی انسانی و تکامل حقیقی می‌دانند دست به خودکشی نمی‌زنند.