کوتاهی درباره معنویت

کوتاهی درباره معنویت

بسمه تعالی

درباره معنویت تعاریف فراوانی ارائه شده است. تا جایی که معنویت را امری ذهنی، مبهم و قطبی شده پنداشته اند. طیف تعاریف معنویت به گونه ای است که در یک سو معنویت را مترادف مذهب دانسته اند و در سوی دیگر معنویت در مقابل دین نشانده اند.
پارگامنت می نویسد: «هیچ معنویت راستینی جدا از دین وجود ندارد.» (اسپیلکا، روانشناسی دین، ص۱۳) در حالی که امروزه گروهی از مردم با شعار «من معنوی هستم، اما متدین نیستم» خود را معرفی می کنند. از این رو «هارتز» تعاریف معنویت را دو دسته می کند. نخست معنویت مذهبی و دیگر معنویت وجودی. (مجتبی مصباح. سلامت معنوی از دیدگاه اسلام.ص۳۷) دسته دوم به جای اعتقادات مذهبی بر تجربیات روان شناختی از آرامش درونی تأکید می کنند، که ممکن است به شیوه های مختلف مثل رفتن در طبیعت، گوش دادن به موسیقی و یا از راه سکوت و تمرکز حاصل شود.
حضرت امام معتقد بودند که «امور معنوی؛ یعنی آن وجهه انسانی که از عالم غیب است» (ج۴ ص۱۸۳) مقام معظم رهبری در تعریف معنویت می فرمایند: «معنویت، مجذوب شدن در مقابل لطف الهی است.» (بیانات.۱/۲/۸۹) از این دو تعریف بر می آید که معنویت به ابعاد باطنی و درونی انسان مربوط است که با خدا یا عالم غیب ارتباط پیدا می کند.
مظاهری سیف در تعریف معنویت می نویسد: « معنویت استعداد روحی نامحدودی است که فقط در ارتباط با خالق هستی‌بخش شکوفا می شود» (آسیب شناسی شبه جنبش های معنوی. ص۳۲) در صورتی که این استعداد در مسیر شکوفایی پیشرود، سلامت معنوی حاصل خواهد شد و در صورتی که این استعداد تباه شود و از شکوفایی باز بماند، آسیب های معنوی پدید می آید.
معنویت های نوظهور /عرفان های کاذب، جریان هایی هستند که موجب تباهی استعداد روحی می شوند و می کوشند که این استعداد را از راهی غیر از ارتباط با خداوند شکوفا سازند و نیاز معنوی انسان را پاسخ دهند.