نظریه قرآن در باب چیستی علم

باسمه تعالی
نظریه قرآن در باب چیستی علم

واژگان : طرح جامع شناخت ـ علم ـ شناخت آیه ای ـ علوم جدید ـ علوم سکولارـ شناخت حسی محض ـ ایمان – تقوا

چکیده :
به منظور تفاهم و فراهم شدن زمینه مناسب برای بحث منطقی درباره تولید دانش باید مبادی تصوریه آن از جمله مفهوم علم کاویده شود . بشر معاصر به امید ساختن بهشت زمینی با تکیه بر شناخت طبیعت و غفلت از بن پایه های معنوی تفکر وتمدن به پیش رفت ، اما امروز با توجه به توسعه‌ی علوم گوناگون با بحران های بیشماری دست به گریبان است .
با انقلاب اسلامی واحیای اندیشه پویای دینی مبانی تازه ای برای تولید دانش وتحقق تمدن اسلامی کشف شد .هم ازاین رو پرسش از حقیقت علم در نظر قرآن که در این کتاب آسمانی برآن تاکید فراوان آمده،ضروری می نماید .
در این مقاله با شرحی از نظریه ی «طرح جامع وشناخت در قرآن » پایه ها وپیامدهای علوم جدید نقادی شده ومبانی ومختصات علم از منظر قرآن که حاصل همنهادی حس وتجربه وایمان وخرد وتقوا است ، تبیین می گردد.

مقدمه
انقلاب اسلامی موجب توجه جهانیان به دین وآثار حیات بخش آن در جوامع بشری گردید . این در حالی بود که ابرقدرتهای غرب وشرق در اوج غرور وقدرت با بحران های جدی مواجه بودند. حیات وتمدنی که آنها برپایه‌ی علوم سکولار پی ریزی کرده بودند .به بن بست های جدی رسیده بود که گذر از آنها غیر ممکن به نظر می رسید وحتی تا امروز هم نه تنها گریز گاهی نیافته اند بلکه پس از فروپاشی ابرقدرت شرق بحرانهای بیشتر پیش روی غرب انباشته شده است .این همه آشفتگی وسرگردانی که رشد دانش بدون رشد انسان پیش آورده بدان سبب است که انسان موجودی معنوی وخلیفه ی خداوند روی زمین است وهمه شئون حیات وهستی او باید با ملاحظه این حقیقت پژوهش شده وپرورش یابد .دانش بشری نیز از این قاعده بیرون نیست .
اگر دانش برپایه مبانی معنوی یعنی انسان شناسی الاهی وجهان بینی دینی شالوده ای محکم پیدا کند نردبان ترقی وشکوفایی آدمی در حیات فردی وجمعی می گردد. دراین فضا انسان می تواند از همه امکانات معرفت شناختی خود درشناخت وتصرف عالم استفاده کند. در غیر این صورت دانش در حقیقت اوهام نظام یافته‌ای است که همچون پلکانی سست خواهد بود و بااینکه انسان را چند گامی پیش راند وبه بالا برد اما او را به سختی برزمین خواهد کوفت .
انسان عصر مدرنیته با رویکردی این جهانی به حیات وتمدن خویش راه دوم راپیش گرفت وبا سراب علوم سکولار در حسرت بهشت زمینی ورویاهای عصر روشنگری درماند.
انقلاب اسلامی در دوران درماندگی وظهور تناقضات وچالشهای مدرینته ، پدید آمد وطرحی دیگر برای حیات وتمدن بشر پیشنهاد کرد. برای اینکه فرهنگ اسلامی به تمدن تبدیل شود نیازمند حلقه واسطه ای است که ارزشهای فرهنگی را بسان روحی در کالبد ساختار مادی تمدن اسلامی بدمد. این حلقه واسطه که نرم افزاری برای سخت افزار تمدن است چیزی غیر از دانش نیست.
بی تردید دانشی که نرم افزار تمدن اسلامی است از دامن ارزشهای فرهنگ متعالی آن برمی آید و مفهوم و ماهیتی غیر از دانش سکولار دارد. دراین پژوهش می کوشیم تبینی از این مفهوم ارائه نمایم .
نبانی فلسفی ، کارکردها ، حوزه یقینیات ومظنونات ، اخلاق وآثار علم مباحثی است که در این مقاله پی گیری می شوند .
ضرورت این پژوهش
ورود به هر مبحثی حاجتمند تعریف وتوضیح مبادی تصوری آن است .اگر از مفهوم ً علم ً در عبارت نهضت تولید علم تعریفی شایسته ارائه نشود چه بسا گروهی از درک تازگی وضروت آن باز مانند وپرسش هایی ابهام افرا در اصل موضوع روا دارند. سوالهایی از این دست که امروزه دانش در مراکز علمی وتحقیقاتی جهان در حال تولید است؛ ما هم باید سعی کنیم راه پیموده ی آنها را طی کنیم تا به آنها رسیده وسهمی از تولید دانش را به خود اختصاص دهیم .
حتی می گویند بسیاری از تولید کنندگان وپیش برندگان دانش امروز دنیا ، ایرانی ها هستند ، که در کشورهای توسعه یافته مشغول پژوهش اند. مهم این است که با فراهم کردن شرایط مناسب راه بازگشت آنان به وطن هموار گردد.
وبرخی متعقدند آنچه اهمیت دارد استفاده از دانش جدید است نه وتولید آن .
همه‌ی این سوء تفاهم ها از ابهام درمفهوم ً علم ً درعبارت ً تولید علم ً برمی خیزد .
انسان معاصر بارویکرد این جهانی۱ به دانش بنای شکوهمند ومهیب عصر جدید را برافراشت .پس از رنسانس توجه یک سونگرانه ی انسان غربی به خود وتوانایی هایش موجب محجوب شدن او از سایر حقایق وفروبستگی ساخت قدس گردید وبا تکیه براین استعدادهای ناشکفته شعار خرد، طبیعت وپیشرفت را سر داد۲ وپرنده‌ی بلند پرواز اندیشه را در حصار این جهانی حیات طبیعی غافلانه به بند کشید.
در آستانه ی دوران تجدد، اندکی بیش از دو صده ی پیش حس وتجربه رسماً تنها راه دانش پنداشته وهر علمی غیراز این را مردود ومرده انگاشتند وبه اتهام اوهام وافسانه بودن ، بی عتبار شمردند .
اما امروز با پیشروی شتابزده وهوسناک وکورکورانه‌ی دانش سکولار کارکرد های اصیل وسازنده ی آن از دسترس انسان دور افتاده ودر موارد بسیاری تباه گر انسانیت وآمال متمد نانه ی بشری وحتی تهدیدی جدید برای آرامش و امنیت شده است .۳
گذشته ازاین مشکلات آشکار ، از نظر اندیشمندان ودرلایه های ژرف تر نیز معضلا ت جدی سر برآورده ومبانی دانش جدید در حوزه ی مطالعات فلسفی اساساً متزلزل شده است.۴ پرسش ها و جواب های کوته نظرانه ازچیستی علم طولانی وملال آورده شده وبسیاری مکاتب فکر در این وادی جز حیرت نیفزوده است . در این گرداب پر حادثه قرآن عظیم رشته ی هدایتی است که از دست یازیدن بدان امید نجات می رود وچه بسا برای انسان نسیان زده ی معاصر چاره ای جز«ذکرمبین» نباشد .
امروزه به اقتضای گسترش علم، شعبه ها و شاخه های فراوانی از آن برآمده وهر کدام ازاین شاخه ها بسیار طولانی گردیده است. اصل روش شناختی تقسیم۵ برای حل مسائل وپاسخ یابی پرسش ها به وسیله ی تجربه وعقل جزئی چنان سیطره ی منحصری یافته وحجاب درک صورت ومعنای کلی عالم شده است، که فقط پی گیری وتعمق دریکی یا دورشته از علوم جدید یگانه راه وتنها لازمه ی معقول عالم شدن انگاشته می شود .
دراین را ه که سر انجام آن به بحران علم رسیده است نه تنها دانش از فلسفه وفلسفه از دین ومعنویت جدا شده بلکه خود علم شرحه شرحه شرحه وهزار پاره گردیده وموضوعات در علوم گم گشته ۶ وعلم جدید به حالت احتضار افتاده , به صورتی که وقتی انسان به اندوخته های آگاهی خود نظری دقیق وعمیق می افکند ، در این تردید می ماند که آیا براستی حقیقت علم چیزی است که او یافته است؟ در اینجا باید توجه داشت که علم غیراز اطلاعات است .اطلاعات ، مجموعه‌ی آگاهی های پراکنده ای را گویند که به سامان وجهت دارنیست ، اما علم سامانمند وجهتمند بوده ودر ارتباطی منطقی ، پیوسته ، هدایت آور وروشنگراست .
چیستی علم در قرآن
قرآن شریف درطرح جامع شناخت افزون براینکه به مطالعه‌ی پدیده های طبیعی وانسانی با استفاده از حس وتجربه تاکید می ورزد، این ادارک رابه تدبر وخرد دورزی پیوند زده ودر نهایت این آگاهی ها را در آغوش دین می افکند وبا توجه دادن به ژرفای الهی پدیده های عالم در رابطه با پدید آورنده ، دانشی بر آمده از حس وتجربه وخردو ایمان وپرهیزکاری را در راه تعالی وشکوفایی فراوری انسان می نهد .
تعبیری که شهید مطهری برای ماهیت دانش از نظر قرآن برگزیده : «شناخت آیه‌ای است،۷ که بر مبنای آن همه عالم آیت وعلامت حق تعالی است .وعلامه جعفری آن را «شناخت تذکری» نامیده اند.۸ بدین سان طرح جامع شناخت درقرآن با دعوت انسان به مطالعه ی تاریخ ، طبیعت وخود انسان راه کشف آیات وآثار الهی را می گشاید ومی نماید. تا افزون برگسترش سطح دانش در شناخت روابط این جهانی میان پدیده ها به گشایش لایه های ژرف آگاهی انسان از طریق درک رابطه‌ی پدیده ها و نشانه ها با معنای بنیادین هستی دامن بزند وانسان را در مسیر صلاح وفلاح سیر دهد .
علامه طباطبایی مفهوم علم را در ادبیات قرآن چنین تعریف کرده اند : «اصولاً علم درزبان قرآن عبارت است ازیقین به خدا وآیات او»۹ ودر جای دیگر نوشته اند :«قرآن مجید به این علوم دعوت می کند به این شرط که به حق وحقیقت رهنما قرار گیرند وجهان بینی حقیقی را که سرلوحه آن خدا شناسی می باشد، در بر داشته باشند وگرنه علمی که انسان را سر گرم خود ساخته ازشناختن حق وحقیقت بازدارد ، در قاموس قرآن مجید با جهل مرداف است .» ۱۰ همچنین غزالی در احیاء العلوم و فیض کاشانی در محجه البیضا علم را این تعریف کرده اند : (( العلم و قد کان یطلق ذلک علی الله تعالی و بآیاته و افعاله فی عباده و خلقه )) ۱۱
محققان تلاش های فروانی برای تدوین نظریه‌ی علم در قرآن نموده اند،۱۲ اما باید توجه داشت که در قرآن کریم کلمه علم به صورت جمع به کار نرفته زیرا علم یکی بیش نیست وآن شناخت حق تعالی وآثار وآیات بی کران اوست که در آفاق وانفس پراکنده شده وجلوه نموده است .وشالوده ی آن شناخت آیه ای است که همه امکانات ادراکی انسان را برای تامین ونیل به هدف خلقت سازمان دهی می کند وانسان را نظراً وعملاً به پیش میبرد. «قرآن کریم از علم ویقین به عنوان هدف آفرینش یاد کرده واین در حالی است که از عبادت به عنوان هدف وسط یاد شده است. زیرا در سوره الذاریات می فرماید «وما خلقت الجن والانس الا یعبدون)) ودرسوره مبارکه حجر می فرماید «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین »به این معنا عبادت گرچه هدف است لیکن هدف برتر همان یقین یعنی شناخت مصون از اشتباه ودگرگونی است».۱۳
مفهوم جهل
همانطور که پیامبر اسلام (ص ) علم را با عقل تعریف کرده اند و«العالم عقل عن الله » (در ادامه این حدیث بررسی می شود) وعقل در حدیث معروف جمود عقل وجهل با اخلاق فاضله ملازم دانسته شده ومعرفی گردیده است، جهل نیز نه تنها کژی وکاستی درشان نظری انسان را بیان می کند بلکه نامی است برای ناراستی های رفتاری واخلاقی .در حقیقت علم وجهل هر دو بر بازه‌ای از مصادیق نظری وعملی دلالت دارند. پس جهل افزون برنادانی به اصطلاح امروزی به معنای ناردستی نیز می باشد . ودر حقیقت وصفی برای نوعی شخصیت است که خصوصیات شناختی ورفتاری فرد را توصیف می کند .
ابزار تحصیل دانش
علوم جدید تنها استفاده از حس وتجربه پیش می رود وبراین مبنای روش شناختی نهاده شده است با پیدایش تزلزل در این بنیان سست ونادرست پس از اثبات گرایی ، ابطال گرایی وبعد اقسام مکاتب نسبی گرایی در متدلوژی علوم جدید راه یافت۱۴ وخاکستر شکاکیت برپیکر آن نشست .اما قرآن مجید با تعریف مسئولیت همه امکانات شناختی انسان بنایی نستوه را پدید آورده که تاب حمل علم را تا افق های بی کران دارد. «ان السمع والبصر والفواد کل اولئک کان عنه مسئولاً»(اسراء /۳۶)
بنابراین نه تنها حواس که برای نمونه شنوایی وبینایی ذکر شده ، بلکه قلب (عقل) نیز هر کدام مسئولیت خود را دار است .این مضمون درآیات دیگر نیز تکرار شده ، از جمله درآیات ۷۸ سوره مومنون وآیه ۷۸ سوره ی نحل که درپایان این دو آیه برلزوم شکر گذاری برای نعمت شنوایی وبینایی واندیشیدن تاکید آمده .وبی تردید شکر گذاری شایسته از نعمت های الاهی استفاده مناسب از آنهاست.
در اینجا دونکته لازم است اولاً اینکه قرآن مجید خصوصیتی برای سمع وبصر قائل شده که چه بسا برای استفاده ی بیشتر ازاینهاست .اما به هر حال سایر حواس ظاهری را در راه شناخت بی فایده ندانسته ودر مواردی دیگر ازارزش معرفتی آنها سخن گفته است.مثلاً درباره ی بویایی در ماجرای رسیدن بوی پیراهن یوسف به حضرت یعقوب (یوسف /۹۴ ) ودر مورد حس لامسه در آیه ی هفتم سوره ی انعام واز حس چشایی در سوره ی اعراف آیه ی ۲۲ کلام آورده است .
دومین مطلب اینکه فواد یا قلب که در تکمیل عملکرد حواس ظاهری در آیات مذکور از آن یاد شده است ، کار ویژه هایی از قبیل اندیشیدن ، دقیق دانستن وفهمیدن دارد که اما صادق (ع) در حدیثی بدان اشاره فرموده اند.۱۵ چنانکه قرآن کریم نیز در آیات ۴۶ ازسوره ی حج و۱۷۹ ازسوره ی اعراف بدان اشاره دارد. ازسوی دیگر قلب یا فواد جایگاه ایمان نیز هست ، چنانکه خداوند تعالی فرمود:«انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم»(اتقال/۲) ودر جای دیگر خطاب به اعراب فرمود:«ولما یدخل الایمان فی قلوبکم »(حجرات /۱۴) بدین ترتیب طرح جامع شناخت در قرآن ، ایمان را کنار عقل وحواس ظاهری قرار داد .وحاصل ادارک حسی وفهم عقلی را وقتی علم می داند که در قلب همنشین ایمان شود وصبغه ی الاهی گیرد. در غیر این صورت ادراکات حسی برای مردمان بی ایمان بی فایده است «انظروا ماذا فی السموات والارض وما تغنی الآیات والنذر عن قوم لا یومنون » (یونس /۱۰۱) آیات که در اینجا مطلق ذکرشده افزون برآیات قرآن ونشانه های انبیا شامل آیات آفاقی وعالم آفرینش نیز می شود که تنها برای اهل ایمان به درستی قابل درک ودریافت است. «این قلب سلیم است که می تواند جهان وانسان وارزش های آن دو را بشناسد و بس ))
از امکانات شناختی آدمی حواس ظاهری وعقل وایمان را برشمردیم که دو مورد آخر درقلب جمع اند. اما هنوز به پایان راه نرسیده ایم .زیرا تقوا وعمل صالح ابزار دیگری است که در قرآن واحادیث بدان اشاره شده است . پیامبر(ص)هر گاه ایه ی شریفه ی «وما یعقلها الا العالمون» (عنکبوت) را تلاوت می کردند ، می فرمودند : العالم الذی عقل عن الله فعمل بطاعته واجتنب سخطه» ۱۷ دراینجا نباید پنداشت که پرهیزگاری ونیکوکاری ثمره‌ی علم است. هر چند که از جهتی چنین می باشد .زیرا علم وعمل هر دو ذومراتب اند وبا ملاحظه‌ی مرتبه ای از علم می بینیم که سطوحی از عمل صالح سبب وعلت آن وبخشی دیگر ثمر ومعلول آن است .
چنانکه خداوند تعالی فرمود :«اتقوا الله ویعلمکم الله» (بقره /۲۸۲) ودر آیه ی ۱۳۰ سوره ی نجم رو گرداند ازیاد حق تعالی را نتیجه ی نادرستی وسستی دانش اهل دنیا بر می شمارد .
ممکن است در اینجا گفته شود که نباید ایمان وتقوا را با مقوله ی دانش که بر آمده از حواس ونهایتاً خرد است ، به هم آمیخت . درپاسخ می گوییم : اگر منظور مسائل وقوانین خردعلوم است مثل قانون نسبیت عام یا خاص ویا قوانین نیوتن ، اینها اطلاعات خوبی است وارزشی خردو در خور خویش دارد. اما همین امور زمانی علم است که انسان را از کشف علل ظاهری به علت حقیقی سیر دهد وابعاد اساسی هستی شناختی پدیده ها را آشکار سازد ودرک او را از عالم ارتقا بخشد .ودر زندگی ورفتار انسان تاثیر هدایتگرانه ی بگذارد . همچنانکه پیامبران اینگونه از علم بهره می بردند.
چنانکه این اطلاعات با اعراض از یاد پروردگار همراه شود و علل ظاهری را به جای علت حقیقی بنشاند وحقیقت هستی پدیده ها را در غباری ازپندارها فروتند آنگاه همین اطلاعات تماماً جهل خواهد بود . جهل هم به معنایی که ما امروز ازآن منظور داریم وهم معنایی که در عهد رسول خدا (ص) از آن اراده می شد .یعنی انحراف در رفتار وزندگی واخلاق .
کارآمدی تجربه
– خداوند متعال به تجربه حسی اعتبار داده چنانکه قابیل با مشاهده‌ی کلاغ ، دفن مردگان را آموخت.۱۸ وبا مردن وزنده کردن مرد صالحی از بنی اسرائیل حقیقت حشر را برای اوآشکار نمود.۱۹ همچنانکه در داستان پرندگان حضرت ابراهیم با تجربه ، یقین وایمان او را کامل کرد.۲۰
اما این تجربه ها که همه آیات الاهی است برای کسانی درست نمایی وارزش علمی دارد که اهل اندیشه وایمان باشند .همانند مشاهده ی بیدارشدن اصحاب کهف در میان قومشان که «اعثرنا علیهم لیعلموا ان وعد الله حق وان الساعه لاریب فیهما…» (کهف /۲۱) اما این تجربه برای کسانی مفید بود که به بیان آیات ۱۰۰و۱۰۱ سوره ی یونس اهل خرد وایمان بودند .
درفرهنگ قرآن شالوده ی علم طرح جامع شناخت است که از تجربه ی حسی ، تعقل ، ایمان وعمل صالح بر می آید .بنابراین اگر در هر یک ازاین ارکان خللی پیدا شود، از مسیر صحیح بندگی وشکر گذاری منحرف شده ودر انجام مسئولیت آنها کژی افتاده است . هم ازاین رو همانطور که خداوند مردمان بی ایمان وبی تقوا راسرزنش می کند وکسانی را که اهل تدبر وخرد ورزی نیستند ، ملامت می نمایند ، در آیات فراوانی گمراهان را که حواس ظاهری خود به درستی وبراساس طرح جامع شناخت به کار نمی گیرند، توبیخ می نماید: ۲۱
«ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلاً»(فرقان /۴۴)
وقتی حواس ظاهری با حواس باطنی درفرایند تحقق دانش مشارکت نکنند ، گویی که شخص فاقد آن حواس ظاهری است زیرا بدرستی ودرسازماندهی مثمر ثمر ومعنادار عمل نکرده است .«من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی واضل سبیلاً»(اسراء/۷۲) در جای دیگر می فرماید «تاب الله علیهم ثم عموا وصموا کثیراً منهم »(مائده /۷۱) حضرت علی (ع) در این باره فرموده اند :
«نظر البصر لایجدی اذا عمیت البصیره »۲۲ بدین معنا که چشم ظاهری فایده ای ندارد در حالیکه چشم باطن وبصیرت آدمی نابینا ومعیوب باشد .
مبانی دانش تجربی در قرآن
دانش تجربی نیازمند مبانی و پایه های چندی ست تا برآنها بایستد و به حیات و تکامل خود ادامه دهد . پاره‌ای از این مبانی در علوم سکولار و علم به مفهوم قرآنی مشترک است و بخشی دیگر تنها در طرح جامع شناخت قرآنی جایگاه یافته و از آنجا تأمین می‌شود .
البته مبانی خاص قرآنی علوم تجربی ضامن حیات و بقای مبانی مشترک است چنانکه در فلسفه علم این مبانی مشترک به چالش کشیده شده و راه نجات از بحران تزلزل در مبانی دانش تجربی تنها تمسک به طرح جامع شناخت در قرآن منیر است .
اولین و مهمترین مبنا در مطالعه پدیده های مادی عالم اعتقاد به واقیعیت خارج است . هر چند پذیرش این اصل به ناچار بر همه لازم است و کسی را گریز از آن نیست اما حل این موضوع در مقام نظر و اندیشه مباحثی را در فلسفه پدید آورده و برخی از بزرگان اساساً پذیرش اصل واقعیت را مرز میان فلسفه و سفسطه دانسته اند . ۲۳
شاید نتوان در تاریخ تفکر کسی را یافت که به راستی منکر این اصل باشد . اما بسیاری ندانسته اند که چگونه آن را می پذیرند و بسیاری دیگر به اموری اعتقاد ورزیده اند که از لوازم آن سفسطه است . از جمله اصالت دادن و انحصار روش شناسانه در تجربه و حس با ملاحضه خطاهای بی شمار و محدودیت و نسبیت رهاورده‌ای این ابزار که منجر به شکاکیت می شود و سفسطه و انکار یا دست کم لا ادری گری در برابر اصل واقعیت را به همراه دارد . زیرا اگر راه مطمئنی برای شناخت پدیده ها و درک آنها وجود ندارد ، از کجا معلوم که اصلاًَ وجود دارند ؟!
در قرآن مجید آیات بسیاری به این موضوع اشاره کرده و پذیرش این اصل را به روشی معقول بیان نموده است .مهمترین آیه در این زمینه در سوره مبارکه فصلت قرار دارد که می فرماید: «سَنُریهم ءایتنا فی الافاق و فی انفسهِم حتی یَتَبَیَّنَ لَهُم اَنَّه الحقُّ اَوَلَم یَکفِ بِرَبِکَ أَنَه علی کُلِّ شی ء شهید »(فصلت / ۵۳) در قسمت اول آیه تا کلمه «الحق» به هستی پایدار و واقعیت ثابت عالم که با نظر در آیات آفاقی و انفسی کشف می شود اشاره نموده اما در بخش دوم به حقیقت چنان نزدیک می شود که می فرماید حقیقت معنای آیات الهی که ذات باری تعالی ست پیش از آن آیات مشهود است . بدین سان به برهان «لِمّ» و با سیر از علت به معلول واقعیت عالم را اثبات می کند . در این جا شهید به معنای مشهود است و معنای فراز دوم آیه چنین است : «آیا کافی نیست برای وجود پروردگارت که او برتر از همه چیز آشکار و مشهود است »۲۴ . بدین سان با وجود پروردگار هستی بخش حقیقت عالم و آیات الهی اثبات می گردد . این آیه مبارکه با عنایت به ضرورت ازلیه هستی ذات پروردگار بر وجود امور فانی و در حال گذر استناد می کند و مسیر برهان را بر خلاف فراز نخستین تغییر جهت می دهد.
دومین مبنا اعتقاد به نظام علّی و اسباب و مسببات است مثلا” درباره ذوالقرنین فرمود :« إنّا مکَّنا فی الارض و ءَآتینهُ مِن کُلِّ شی ء سبباً» (کهف / ۸۴ و ۸۵)
در علوم جدید بارها این اصل مورد تردید قرار گرفته است . در فیزیک کوآنتم با طرح اصل عدم قطعیت هایزنیرگ اصل علیت به چالش کشیده شد . هر چند که ربط این دو ، چندان صواب نبوده ولی به هر روی با موقعیتی که در فلسفه هیوم و اندیشه کانت داشته، و متزلزل گردیده با هر نسیمی می لرزد و نیاز به دفاع و باز تعریف دارد .

گروهی از آیات براین اصل تأکید می ورزند :
۱- آیاتی که قطعی بودن سنین الاهی را بیان می کنند :«وَلَن تَجِدَ لسُنَتِ اللهِ تبدیلا» (احزاب/۶۲)همچنین اسراء / ۷۷ – احزاب / ۳۸ – نساء/۲۶ – رعد/۱۱و۱۷ – نور/۵۵ – آل عمران/۱۳۹ – هود/۱۱۷ – فاطر/۴۳
۲- آیاتی که مبین سیر برخی از پدیده ها هستند :
۲-۱- مسیر تکاملی و مراحل رشد جنین (مومنون/۱۲و۱۳).
۲-۲- باران و رویش گیاهان (بقره/۲۲).
۲-۳- طلوع و غروب و پدیده های وابسته به آن ها (بقره/۲۵۸) و (یس/۳۸و۴۰).
۲-۴- تأثیر بعضی امور در حوادث عالم (فیل/۳و۴)- (نحل/۶۵و۶۷)- (حجر/۲۲)- (توبه/۱۴).
۳- صورت ریاضی پدیده های طبیعی و این جهانی یکی از مهمترین مبانی دانش تجربی ومطالعه آیات طبیعی است. صورت کمی و تبیین مقداری از پایه های اساسی در کشف قوانین و روابط پدیده های فیزیکی و روابط کمی آنهاست . بلکه معانی ژرف و حقایقی برتر در ورای این صورت انتزاعی وجود دارد که دانش راستین به مفهوم قرآنی از این صورت روزانه ای به معنای بی کران هستی می گشاید و دل های شنوا آن حقیقت را از تسبیح همه ذرات عالم می شنود . قرآن عظیم با تأکید بر توجه و تأمل و تعمق در معنای ژرف آفرینش برتوجه به صورت کمی و ظاهری آن اصرا ر می ورزد . «؟ کُلَّ شیء عدداً» (جن/۲۸).«فَخَلَقَ کُلَّ شی ء فَقَدَّرَتَقدیراً »(فرقان /۲)- حجر/۱۹و۲۱ – مریم ۹۴ – یس/۱۲ – انبیا/۴۷ – نبا/۲۹ – اعلی / ۳ . البته لازم به تذکر است که فیزیک معاصر در شناخت بنیادین ماده به پدیده هایی برخورده که به جهت سرگشتگی در تبیین آنها از نظم ریاضی روگردانده و به راه های دیگر رو آورده است . که بر اساس آموزه های قرآنی باید هم این لایه های رویین و محدود را دقیقاً مطالعه کنیم و هم به معنای ان عمیقاً بیندیشم .
۴- از دیگر مبانی دانش تجربی ملازمت قضایای عقلی محض با گزاره های اثبات پذیر یا ابطال پذیر حسی و تجربی است .
اگر عقل از حس جدا شود ، غیر از تصورات پرآکنده نا مضبوط و آشفته ای برای انسان باقی نمی ماند . با حس و تجربه محض نه تنها هیچ قاعده علمی را نمی توان تعمیم داد ، بلکه هیچ قضیه علمی را نمی توان به دست آورد . هم از این رو در آیات چندی حواس عمده را در کنار قلب (عقل) نام می برد . و در آیات بسیاری تکیه بر حس محض را مذمت نموده۲۵ و آن را بی علمی به شمار آورده است :«و قالَ الذینَ لا یعلمونَ لولا یُکَلِّمُنا الله …»(بقره / ۱۱۸).
امامبانی ویژه قرآنی علم در سه بند زیر می آید :
۱- توجه به خداوند: که برتر و محیط و بر سایر اسباب ظاهری است و حتی آثار و خواص امور گوناگون به اذن الهی آشکار می شود .«و البلدُ الطیبُ یَخرُجُ نباتهُ بِاذنِ ربّه و الذی خَبُثَ لا یخرُجُ الّا نکداً» (اعراب / ۵۸).
حتی شیرینی و تشنگی زدایی آب به خواست اوست (واقعه/۷۰) و آتش به اراده اش می سوزاند و گاهی گلستان می شود. (انبیاء ۶۹) در قرآن شریف آیات بسیاری در سدد بیان این معناست که از شرح آن می گذریم. این مبنا توحید را به صورت فلسفی و کلامی در دانش بشری رسوخ می دهد و علمیت آن را به عنوان شناخت آیه ای تضمین می کند .
۲- توجه به سایر علل غیر مادی در طول اراده الهی : که در زبان دین و قرآن با نام فرشتگان از آنها یاد شده آنها کارهای زیادی انجام می دهند ؛ مثل حمل میراث موسی و هارون برای حضرت طالوت «و بقیه مما تَرک آلُ موسی و هارون تحملُهُ الملائکه » (بقره/۲۴۸) یاری مؤمنان۲۶ ، عقاب کافران۲۷ ، قبض روح۲۸ ، انجام فرمان های خداوند۲۹ ، لعن کفار۳۰، استغفار برمؤمنان۳۱ ، صلوات بر مؤمنان۳۲ و رسول خدا۳۳ و … .و در روایات وارد شده است که همه امور عالم را فرشتگان مخصوص انجام می دهند. این مبنا با توجه دادن به نشانه های غیبی فراخ دستی پروردگار و تعلق عالم به اراده او را در علوم نمایان ساخته و دانشی دقیق نه به معنای ریاضی و ذهنی بلکه به معنای عینی و آیه ای برای انسان ایجاد می‌کند .
۳- نگاه خدا بینانه به عالم: این گزاره با مطلب نخستین متفاوت است . در اینجا مراد این است که نه تنها خداوند متعال برتر از سایر علل و محیط بر جملگی آنهاست بلکه ظاهر و باطن اوست و همه عالم جلوه اوست . «هو الاول و الاخرو الظاهر و الباطن…» (حدید/۳)و نیز اعراف /۱۸۵ .
مورد اول از سه مبنای اخیر بیشتر مایه فلسفی دارد و مورد سوم از محتوایی عرفانی برخوردار است و از ژرفای حقیقتی حکایت می کند که در مورد اول لایه های میانی آن کشف گردید .
با ملاحظه سه مبنای پایانی علم که از طرح جامع شناخت در قرآن بر می آید ، پایه‌ی دانش بشری پایگاهی محکم یافته و معارف و منابع مورد نیاز را تأمین کرده و دنیا و آخرت را به صلاح و فلاح می آراید .
در واقع برای این شناخت ما باید از حس و تجربه آغاز کنیم «موضوع علم سنت پروردگار در جهان هستی است که موجودات و نوامیس جهان هستی به آن متصف اند».۳۴ سنن و قوانین جامعه و تاریخ و روانی انسان شعبه‌ای از نوامیس الهی است که در علوم انسانی تحقیق می شوند و سنن و قوانین جاری در طبیعت به علوم طبیعی مربوط می گردد . «بحث از علوم طبیعی [و انسانی] گر چه محدود به مطالعه این خلقت است ، اما بحث در آن خواه نا خواه منجر به توقف عقل و اندیشه در استدلال به وجود آفریننده حکیم می گردد»۳۵ چنانکه استفان هوکینگ پدر فیزیک معاصر می گوید:«هر در از علم را که بگشایی در پشت آن خداوند را خواهی دید.»۳۶ مگر اینکه از باب «وجحدوا بِها و استیقنتها انفسهم ظلماً و علواً» به انکار پس از یقین رو بیاوریم چنانکه عده ای این راه را گزیدند ، و در نتیجه در کارکردهای علم با مشکلات جدی مواجه شدند .
در دوران علمی تمدن اسلامی رویکرد دانشمندان مسلمان به علم بر اساس طرح جامع شناخت قرآنی بوده است . ابن هیثم در خاطراتش در صفحات مربوط به سال ۴۱۷ هجری می نویسد : «… بر آن شدم که به کشف آنچه مرا به خدا نزدیک می کند و باعث رضا و تسلیم من در برابر او و تقوا در من می شود بپردازم … به این نتیجه رسیدم که برای نزدیکی به خداوند هیچ چیز در دنیا مناسب تر از جستجوی حقیقت و کسب دانش نیست…»
ابوریحان بیرونی در مقدمه کتاب تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن می‌نویسد :«چون کسی بر آن شود که حق و باطل را از یکدیگر باز شناسد ، ناگریز کارش به جستجوی احوال جهان و اینکه آیا همیشه بوده یا نو پدید است می انجامد و اگر خود را از این جستجو بی نیاز شمارد ، در راهی که پیش گرفته است ازآن بی نیاز نیست که در تدابیری که سامان جهان در یکپارچگی و پاره هایش بر آن گردش دارد ، بیندیشد و بر حقایق آن آگاه شود ، تا از این راه مدبر جهان و صفات او را بشناسد … و این جستجو و نگرش همان است که خدای تعالی از بندگان خردمند خود خواسته است . در آنجا که گفته است ـ و گفته اش راست و روشنگر است ـ «و یتفکرونَ فی خلقِ السَموات و الارض ربنا ما خلقتَ هذا الباطلاً …» (آل عمران/۱۹۱) … )) ۳۸
این نگرش قرآنی به علم موجب شد تمدن اسلامی در حد توسعه‌ی پاره ای از از دانش راستین کامیاب شود ، دانشی که در آن جنگ و جور ، سلطه گری و سیاهی نبود ، بلکه سراسر نور و معرفت و پاکی بود .
محدویت دانش بشری
انسان توانمند ترین مخلوقات از حیث ظرفیت دانش است و اگر آن را در مسیر حق سیر دهد و مرکب انسانیت خود را سازد تا برترین مراتب هستی راه بر او هموار می گردد, تا جاییکه در آیه‌ی ۳۰ سوره بقره همین دانش ملاک برتری انسان بر ملائک وشایستگی خلیفه الاهی برای آدمی معرفی شده است .با این همه چنددسته از آیات قر آن مجید محدودیت ها و نقص های دانش بشری را آشکار می سازد .
۱ـ نادانی انسان در امور مربوط به خود : ‹‹ ان الله عنده علم الساعته و ینزل الغیث و یعلم ما فی الا ارحام وما تدری نفس ماذا تکسب غداً و ماتدری نفس بای ارض تموت ان الله علیم خبیر ›› ( لقمان / ۳۴)
۲ـ وجود مجهولات در قلمرو ارتباط با جهان مادی و عالم شهادت : ‹‹ سبحان الذی خلق الا زواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون ›› ( یس / ۳۶) در آیات ۷ سوره روم و ۶۷ انعام و ۸ نحل به جنبه های دیگری از نادانستنی ها ی بشری اشاره شده است .
۳ـ وجود مجهولات در قلمرو ارتباط با عالم غیب : ( عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً ) ( جن ۲۶و ۲۷ ) و نمل/ ۶۵ و هود / ۴۹ و اعراف / ۱۸۸ و انعام/ ۵۰٫
۴ـ کاستی دیگر دانش بشری نسبیت ارتباط انسان با رویدادها ست : ‹‹ کانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیته او ضها ›› ( نازعات / ۴۶ ) اثر پذیری ادراکات از مقایسه ها ، پیش دانستها و پندارهای مخدوش کننده در آیات ۵۲ اسراء ـ ۱۹ کهف ـ ۱۰۳ طه ـ ۱۱۳ مؤمنون ـ ۵۵ روم ـ ۶۵ یونس ـ نیز بیان شده است .
۵ـ اطلاعات ناروا و دانستنی ها ی نا پسند بیانگر جهت مهمی از کاستی های دانش بشری است . خداوند متعال می فرماید : ‹‹ و انزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت وما یعلمان من احد حتی یقول انما نحن فتنه فلا تکفر فیتعلمون منها ما یفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضار من به من احد الا به اذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم ›› ( بقره / ۱۰۲ )
بدین سان چیزهایی هست که انسان نمی تواند بداند و چیزهایی دیگری وجود دارد که انسان نباید بداند و یا در مورد آن پرسش کند .
۶ـ همچنین آیاتی بطور کلی دانش انسان را کم و محدود شمرده است : ‹‹ و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ›› ( اسراء / ۸۵ ) همچنین طه / ۱۱۴
۷- محدودیت عملکرد حواس برای همه آشکار است و قرآن مجید نیز به عنوان یکی از عوامل نقص در دانش بشری به آن می پردازد . . مثلاً در ماجرای اصحاب کهف می‌فرماید:«تحسبهم ایقاظاً و هم رقود …»(کهف / ۱۸)همچنین در آیات ملک /۴ – کهف/۸۶ و ۱۰۳ – طه / ۶۶ – نور/۳۹ – یس/ ۹ به این مطلب اشاره شده است .
۸- قرآن برای بیان محدودیت دانش انسان بر این موضوع تأکید فراوان دارد که تماس با واقعیت محض در آغاز ظهور ابدیت و هنگام قیامت حقایق بسیاری را فاش می سازد . سوری زلزال تماماً در این باره است . همچنین ق /۲۲ و تکاثر / ۳ تا ۷ .
با در نظر گرفتن این مطالب در دانش حسی و عقلی ، شک و تردید آشیانی امن و ماندگار دارد و دست معرفت بشری از دامن یقین و آرامش و اطمینان حاصل از آن کوتاه است . و صد البته که چنین است تا وقتی که به طرح جامع شناخت در قرآن تکیه نکنیم . در طرح جامع شناخت مواردی که انسان می تواند به یقین برسد با شیوه منطقی و قابل اعتمادی تبیین شده است .
یقین در طرح جامع شناخت
علوم جدید یا علوم سکولار که در روش شناسی اصالت حس و تجربه را می پذیرد . به ناچار با شکاکیت که در واقعه سفسطه‌ی پنهان است۳۹ دست و پنجه نرم می کند . اما طرح جامع شناخت که قرآن کریم راهنمای آن است ، با تعیین موارد مورد یقین ، ، هم آرامش و اطمینان علمی و روانشناختی را تأمین می کند و هم مبادی لازم برای اخلاق و زندگی را فراهم می نماید ، از سوی دیگر انسان را از فرو افتادن در دام قطعی انگاری گمان ها و مظنونات بی نیاز ساخته و باز می دارد .
با اینکه قرآن مجید کارکردهای شناختی حس و تجربه را می پذیرد و به مشاهده و تامل در پدیده های مادی و طبیعی تشویق می کند . اما هیچ کدام از دستاورد های حس و تجربه را به عنوان موضوعات یقین بر نمی شمرد . چزهایی که در قرآن مجید امکان شناخت یقینی آنها وجود دارد موارد زیر است :
۱- لقاء پروردگار «یفصل الآیات لعلکم بلقاء ربکم توقنون»(رعد/۲)
۲- آخرت «و باالآخرت هم یوقنون» (بقره/۴)- (نمل/۳)- (لقمان /۴)- (مدثر/۴۷)- (تکاثر/۵)- (سجده/۱۲)
۳- بهترین بودن احکام الهی «و من احسنُ من الله حکماً لقوم یوقنون».
۴- آیات الهی از جهت آیت بودن و خدا نمایی«و فی الارض آیات الموقنین» (ذاریات/۲۰)آیات الهی گاهی تکوینی و در عالم آفرینش است و گاه دیگر آیات کلامی و تشریعی است که برای هدایت بشر بر پیامبران نازل گردیده است . «قد بینّا الآیات لقوم یوقنون » (مائده/۵۰) – (نمل/۸۲)- (سجده/ ۲۴)- (جاثیه/ ۴و۲۰)- (طور/۳۶)- (نمل/۱۴).
۵- ربوبیت خداوند متعال «ربُّ السموات و الارض و ما بینهما إن کنتم موقنین»(دخان/۷) (شعراء/۲۴) – (انعام /۷۵) .
با جمع بندی آیات مربوط به یقین به این نتیجه می رسیم که آنچه در ظرف معرفت بشری با وصف یقین تحقق می یابد وجود خداوند متعال آیات و اوصاف اوست . که البته آیات تکوینی تنها از جهت آیتیت و ربط به پروردگار موضوع یقین هستند ، نه از حیث ذات خودشان مثلاً آمدن روز و شب یا رعد و برق آیات قدرت و حکمت و رحمت الهی است اما قوانینی که از ذات این پدیده ها و روابط میانشان بر می آید همچنین آثار و عوارض آنها می توانند مورد شناخت واقع شوند اما این شناخت به صورت ظنی است نه یقین و ممکن است این قوانین در دانش بشری دست خوش تحول و تکامل قرار گیرد چنانکه تاریخ علم همین حقیقت را نشان داده است . اما با این حال یقین آور بودن این آیات برای همه است حتی کسانی که پس از مشاهده این آیات آن را انکار می کنند . چنانکه فرمود :
«و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم »(نمل /۱۴)
کارکردهای علم
با توجه به ظنی بودن و تحول پذیری دانش طبیعی اساسا” دانش به چه کار انسان می آید ؟
درقرآن کریم دو کارکرد عمده برای علم معرفی شده است : نخست معرفت الهی با ثمراتی که درپی دارد . ودیگر تسخیر طبیعت به منظور بهره برداری مادی. در واقع علم هم حیات مادی را آباد می کند ، وهم مایه‌ی حیات معنوی است .«سخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعاً منه ان فی ذالک الآیات لقوم یتفکرون » (جاثیه/۱۳)وبسیاری دیگر از آیات شریفه قرآن.۴۰
ادارک رابطه‌ی پیوسته‌ی ماده ومعنا ودنیا وآخرت به صورت ظاهر وباطن۴۱ این دو کارکرد را همراه هم قرار داده است اگر شناخت ظاهر عالم مومنانه وباطن نگر باشد ، خود کلید گشایش ابواب برکات آسمان وگنجینه ی نعمات زمین است . «ولو ان اهل القری ءامنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکت من السما ء والارض » (اعراف /۹۶)این مطلب بدین ترتیب قابل تعلیل است : یکم همه ی علم از آن خداست واگر رابطه با او اصلاح شود، رشد دانش بهبود مییابد .
دوم : عالم واقعاً وحقیقتاً الاهی است .
اگر شناخت انسان غیر ازاین باشد علم او را درمقام نظر نادرست ونامصیب بوده ودر مقام عمل هم چنین خواهد شد وچندان کامیاب نبوده وکارگر نمی افتد .پس اگر عالم را چنانکه هست ، الهی بشناسیم وهر کدام از تجریه وحکمت ودین را در جای خود وکنارهم بنشانیم وتمامی امکانات شناخت را بکار زنیم ، آنگاه آثار علم از جمله تخسیر وتسلط برطبعیت وتنظیم روابط انسانی وتدبیر جوامع بشری بسیار شایسته ترتحقق می یابد .چنانکه در مدت کمی پس از ظهور حضرت حجت (عج) که حیات طبیه ی قرآنی تحقق می پذیرد دانش بشری پیشروی چشم گیری خواهد۱یافت .۴۲
علت سوم آن که طبیعت شعور و شناخت داشته و به تسبیح ذات احدی مشغول است . به عبارت دیگر لشگر خدا ودر خدمت اوست.۴۳ ودربرابر علوم سکولار وکفر آمیز فروتنی نکرده ومنابع خود را بیرون نمی ریزد .در عصر ظهور با رشد صحیح دانش همانطور که در روایات آمده زمین گنجینه های خود را برای آن حضرت آشکار می سازد. ۴۴
غفلت زدگی وتجاوز گری از ویژگی های بارز علوم جدید یا علوم سکولار است. انسان با این علوم در گام نخست روی آیت بودن ونشانگری علم را به فراموشی سپر دو ساحت قدس الهی را مورد تعرض قرار داد، بعد به مصداق آیه «نسوا الله فانسیهم انفسهم»۴۵ خویش را فراموش کرد وبرهستی خود تعدی ورزید وآن را به افکار ورفتار وآمال شیطانی آلود پس از آن به طبیعت وجوامع انسانی روی آورد وبا غفلت از حقیقت وحقوق آنها تجاوز گری را پیشه ساخت .البته نباید تنها به ابعاد آشکار خشونت علوم سکولار به ویژه در عرصه ی تولید سلاح های کشتار جمعی توجه نمود بلکه ابعاد به ظاهر صلح جویانه وانسان دوستانه ی علوم جدید نیز در ذات خود جهالت وخشونت را به همراه دارد . استفاده ی لجام گسیخته ازطبیعت به صورت منبع تولید واندوختن انرژی به طور همزمان که خطرناکترین علمکرد خشونت بار در برابر طبیعت است ,۴۶ از جهل وغفلت نسبت به حقیقت طبیعت برآمده وبزرگترین مشکل جهان معصر یعنی بحران محیط زیست را به وجود آورده است .۴۷
دررابطه با علوم انسانی تصور جاهلانه از انسان به عنوان یک ماشین موجب تجاوز قانونمند ،شیک ومترقیانه ای بر انسان شده که با نام صنعتی شدن جوامع ،رشد شهر نشینی وازهمه فریبا تر توسعه شناخته می شود .حال آنکه ثمر بزرگ آن اسارت انسان در کارخانه ها ونظام پیچیده‌ی شهری جدید , بروکراسی و مقتضیات تمدن تکنولوژیک با همه ی تلخی ها و تاریکی هایش بوده است .۴۸ تعریف تازه تر از انسان ، دوره ی جدیدی ازسلطه ی اطلاعات بنیاد را براساس تئوری های جنگ روانی وتکیه برنظریات علوم انسانی سکولار واستفاده از تکنولوژی اطلاعات وارتباطات رقم زده که با تهدید وجنگ وتبلیغات وترویج مفاسد اخلاقی همراه گردیده است.۴۹
قرآن عظیم اما با دعوت انسان به علم به معنای شناخت آیه ای که خداشناسی وتدبر در آیات الهی است، خودشناسی عرفانی وعالم شناسی ملکوتی را به انسان می آموزد وراه شکوفایی وبهبود بهره برداری از امکانات وجود خود، طبیعت وجامعه را به انسان می نماید

آثار علم
۱- کشف قوانین طبیعی «و قدَّره منازلَ لتعلموا عدد السنین و الحساب»(یونس/۵)- اسراء/۱۲ .
۲- توحید ذاتی «فَلا تجلوا لله اَنداداً و انتم تعلمون»(بقره/۲۲)- آل عمران / ۱۸ .
۳- تذکر و یاد پروردگار «فاذا أنتم فاذکروا لله کما عَلَّمَکُم ما لَم تکونوا تعلمون» (بقره/۲۳۹) .
۴- عبادت و عبودیت «إن تَصوموا خیر لکم أن کنتم تعلمون»(بقره/۱۸۴)- بقره/۲۸۰- انفال /۲۷ – عنکبوت/۲۹ و ۳۴ – جمعه / ۹ – شعراء/۱۳۲ .
۵- توجه به آنچه نزد خداست «انماعند الله هو خیرٌلکم إن کنتم تعلمون » (نحل/۹۵).
۶- توحید در مالکیت خداوند «لمَن الارض و من فیها ان کنتم تعلمون»(مؤمنون/۸۴).
۷- درک حضور و تعظیم خداوند تبارک و تعالی «هو یجیرُ و لا یجارُ علیه إن کنتم تعلمون» (مؤمنون / ۸۸) – علق / ۱۴ .
۸- تسلیم قضای الهی شدن «إنَّ اَجَلَ لله اذا جاءَ لا یؤخر لو کنتم تعلمون » (نوح /۴).
۹- شناخت حق و باطل «لیعلم الذینَ اوتوالعلمُ انّه الحق من ربِّکَ»(حج/۵۴) – حج/۶۲ – بقره/۲۶ و ۱۴۴ – عنکبوت / ۴۱ .
۱۰- درک حقیقت دنیا و آخرت «و ما هذه الدنیا الّا لهوٌ و إنَّ الدار الاخرتَ لَهیَ الحیوان لو کانوا یعلمون» (عنکبوت / ۶۴).
۱۱- درک ارزش و عظمت خویشتن «و لَبئسَ ماشروا به انفسهم لو کانوا یعلمون » (بقره/۱۰۲)- حشر/۱۹٫
۱۲- ترک اصرار بر گناه «و لم یَصِّروا علی ما فَعَلوا و هم یعلمون»( آل عمران/۱۳۵).
۱۳- خشوع «انَّمایخشی الله من عباده العلماء»(فاطر/۲۸)و (اسراء/۱۰۷-۱۰۹).
۱۴- امید به رحمت پروردگار«أمَّنْ هم قانتٌ اللیل ساجداً و قائماً یَحْذَرُ الآخرتَ و یرجوا ربّه قل هل یستوی الذین یعلمونَ و الذین لایعلمون »(زمر/۹).
۱۵و ۱۶ – تواضع و بلند مرتبگی «یا ایها الذینَ ءامنوا اذا قیلَ لکُمْ تفسَّحوا فی المجلس فافسحوا یفسح الله لکم و إذا قیلَ ؟؟ یرفعُ الله الذین ءامنوا منکم و الذین أُتوالعلم درجاتٍ…» (مجادله/۱۱) .
این موارد آثار و ثمرات علمی است که با طرح جامع شناخت قرآنی حاصل می شود و چنانکه پر واضح است همه جلوه های کمال انسانی را می نمایانند و حکایتگر حیات حقیقی هستند . هم از این رو حضرت علی (ع) فرمودند : «العلمُ الحیات ُ» ۵۱و رسول خدا(ص) نیز فرمودند : «العلمُ نورٌ و ضیاءٌ یقذفُهُ الله فی قلوب اولیائه و نَطَقَ بِه علی لسانهم»۵۲
احتجاج انبیاء به علم
علم به معنا و مفهوم قرآنی نور و مایه حیات طیبه است که در دعوت انبیاء عیان شده و آنان با علم بر مردم احتجاج می نمودند . همچنانکه موسی (ع) در پاسخ فرعون که پرسید: «فَمَن ربُّکُما یا موسی » (طه / ۴۹). فرمود : «الذی جَعَلَ لکم الارضَ مهداً و سَلَکَ لکم فیها سُبُلاً و اَنْزَلَ مِنَ السماء ماءً فاخرجنا به ازواجاً من نباتٍ شَتّی»(طه/۵۳). در این آیه شریفه یکی از اعجاز علمی قرآن آمده که آن تبیین زوجیت گیاهان است .
همچنین در آیات ۱۱ تا ۲۰ سوره نوح احتجاجات آن پیامبر بزرگ بر امتش در صورت تبیین آیات طبیعی آمده که مطالب علمی جالبی در جغرافیا ، فیزیک و زیست شناسی دارد. از جمله در آیه ۱۶ می فرماید : «وَ جَعَلَ القمرَ فیهنَّ نوراً و جعلَ الشمسَ سراجاً». خداوند برای ماه در آسمان ها نور قرار داد و خورشید را در آن میان سراج یعنی چراغی فروزان که نور می پراکند نمود . سراج مشعل فروزنده ای است که نور آن از خودش بر می آید . اما برای ماه که فرمود : خداوند برای او نور قرار داده این نور می تواند از غیر باشد . و نمی گوید که ماه هم چراغ روشنگر است که فروغ از خود دارد . و این مطلب در آن روزگاران که هنوز علم بشری آن را در نیافته بود ، در شمار اعجاز علمی قرآن کریم محسوب می شود . بنابراین علم به معنای قرآنی شرط هدایت و حیات آدمی است . و بدین سبب فراگیری آن بر هر مسلمانی واجب است . همه نشانه های سعادت در شمار آثار علم به مفهوم قرآنی آن است .
اخلاق علمی در قرآن
۱- دلیل جویی «اَم اتَّخذوا مِن دونه الههً قل ها توابرها نَکم …» (انبیا/۲۴)- بقره/۱۱۱- انعام/۱۴۳ – اعراف/۱۰۴ و ۱۰۵ و ۱۰۶ – مؤمنون / ۱۱۷ – فاطر/۴۰ – قصص/۷۵- نساء/۱۷۴ انفال / ۴۲ .
۲- لزوم رجوع به دانایان و پارسایان ، چنانکه حضرت ابراهیم (ع)به عموی خویش فرمود: «یأبَتِ إنی قد جآونی من العلمِ ما لم یأتکَ فاتَّبِعْنی …»(مریم/۴۳)-نحل/۴۳- انبیا/۷ .
۳- توجه و پرداختن به بهترین ها «قل العبادی یقولوا التی هی احسن …»(اسراء/۵۳)- نساء/۱۲۵ – زمر/۱۸ – نحل/۱۲۵ – اعراف/۱۴۵ .
۴- نیامیختن حق و باطل«یا اهل الکتاب لم تلبسونَ الحق بالباطل و تکتمونَ الحق و انتم تعلمون» (آل عمران /۷۱) – بقره /۴۲ و ۱۴۶- مائده /۱۱۶ – اعراف/۱۶۹- غافر/۵ .
۵- ترک گفت و شنود های جاهلانه و غیر قابل اعتماد «و من الناس من یشتری لهوَ الحدیث لِیُضلَّ عن سبیل الله بغیر علمٍ…»(لقمان /۶)- اسراء/۳۶ – آل عمران/۶۱و۶۶ – نساء/ ۱۵۷ – حج/۳ – انعام/۱۱۹ – نور/۱۵ – جاثیه/۲۴ .
۶- عمل صالح و پروا پیشگی از خشم خداوند : «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً…»(انفال/۲۹)- حجر/۹۹- آل عمران/ ۱۳۰- عنکبوت/۶۹ .

عوامل وآثار جهل
۱ـ عوامل جهل
۱-۱- بی ایمانی : اگر انسان آگاهی های بسیاری هم داشته باشد بدون ایمان ، در جمع بندی به خطا رفته ودچار کج فهمی می شود .«قل انظروا ماذا فی السموات والارض وما تغنی الایات والنذر عن قوم الایومنون» (یونس / ۱۰۱) .نجم /۲۹ و۳۰ –منافقون /۳ –روم /۵۳ –انعام /۱۲۵ –اعراف /۲۷ –نحل /۱۰۴ –فصلت /۴۴
۱-۲- سستی درشناخت حق وعمل به آن : «لقد جئناکم بالحق ولکن اکثر کم للحق کارهون »(زخرف /۷۸)
۱-۳- عجله از بزرگترین آفات علم واسباب جهل است زیرا علم به حلم وشکیبایی نیازمند است «… ولاتجعل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه وقل رب زدنی علماً»(طه /۱۱۴) –انبیا /۳۷
۱-۴- استکبار : تاریخ نشان داده است که وقتی انسان احساس توانمندی وبی نیازی می کند ، خود را بزرگ شمرده وبه سر کشی می پردازد .وبه انکار آیات الاهی ورفتار جاهلانه رو می آورد .«ولقد مکنهم فیما ان مکنکم فیه وجعلنا لهم سمعاً وابصراً وافده فما اغنی عنهم سمعهم وابصرهم ولا افئدتهم من شی اذ یجحدون باآیات الله …» (احقاف /۲۶ ) -جاثیه/۸و۹ –غافر /۵۶ –نمل ۱۳و۱۴ –اعراف /۴۰ –نوح /۱۷ –مدثر ۲۳ و۲۴
۱-۵- سلطه پذیری: سلطه گران برای حفظ حیات طبیعی سلطه گرانه‌ی خویش با پندارپردازی وترویج مفاسد وایجاد وحشت سایر مردم را در وضعیت سلطه پذیری نگه می دارند اساس سلطه پذیری بر جهل نهاده شده و نتیجه‌ی آن انکار ایات الهی به تبعیت از ستمگران است .«وتلک عاد جحدوا بئآیات ربهم وعصوا رسله واتبعوا امر کل جبار عنید»(هو/۵۹)و۹۷
۱-۶- تعصب: «وکذالک نا ارسلنا من قبلک فی قریه من نذیر الاقال مترفوها انا وجدنا آبائنا علی امه وانا علی ءاثرهم مقتدون »(زحرف/۲۳ )(احزاب /۶۷وبقره /۱۷۰ –غافر /۸۳ –مائده /۱۰۴ –زحرف /۲۴
۱-۷- تکیه برحس محض «فقالوا ارنا الله جهره فاخذ تهم الصعقه بظلمهم …» (نساء /۱۵۳ ) –بقره /۵۵ و۱۱۸ –اسراء /۹۰و۹۳ –فرقان /۲۱
۲-آثار جهل :
۱-۲ جدال جاهلانه :«ومن الناس من یجادل فی الله بغیر علم وهدی ولا کتاب منیر »(حج /۸) –آل عمران /۶۶ –انعام /۱۱۹ –احقاف /۲۳ /اسراء /۳۶
۲-۲ وانکار حق:«وجحدوا بهاواستیقنتها انفسهم ظلماً وعلواً »(نمل /۱۴)-اعراف /۷۷و۷۹ فصلت /۱۷ –نحل /۱۰۷ و۱۰۸ –محمد /۹ –زحرف /۷۸ –فتح /۱۲ –یوسف /۳۷ وعنکبوت /۳۸ و…
۲-۳ پیروی از هوا وهوس که به عنوان جامع علل مخالفت با پیامبران معرفی شده است :«فان لم یستجیبوا الک فاعلم انما یتبعون اهوا هم ومن اضل ممن اتبع هواه بغیر هدی من الله …» (قصص/۵۰) جاثیه/۲۳ بقره /۱۲۰ –صاد /۲۶ –انعام /۱۱۹ –محمد /۱۶
۲-۴ –نفی واثبات های بی دلیل «ها انتم هولاء حاجتم فیما لکم به علم فلم تحاجون فیما لیس لکم به علم والله یعلم وانتم لا تعلمون »(آل عمران /۶۶) –غافر /۵۶ –احقاف /۴ –نمل /۶۴ –بقره/۱۱۱
۲-۵ – سطحی نگری «یعلمون ظاهراً من الحیوه الدنیا وهم عن الاخره غافلون »(روم/۷) –ملک /۱۰ –یونس /۱۰۰ –مائده /۵۸ –یونس /۴۲ –حج/۴۶ –یوسف /۱۰۵
۲-۶- پذیرش اطلاعات واخبارسست و بی اساس :«ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا ان تصیبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین »(حجرات /۶)
۲-۷- پیروی ازظن وگمان های بی پایه : «قالوا ما هی الاحیاتنا الدنیا نموت ونحیا ومایهلکنا الا الدهر وما لهم بذالک من علم ان هم الا یظنون »(جاثیه/۲۴) – نجم /۲۸ –یونس/۳۶ –آل عمران .۱۵۴ –انعام /۱۴۸

– نتیجه گیری
علم بر آمده از کاربرد شایسته ابزار متعارف شناخت (تجربه حسی و عقل) و همچنین ایمان و تقواست اگر انسان بنا بر طرح جامع شناخت که قرآن کریم به آن هدایت فرموده، فراگیری علم را اساس حیات خویشتن قرار دهد .
هدایت الهی تداوم یافته و در های علم راستین که همانا شناخت آیه ای عالم است ، به رویش گشوده می شود و از آثار و کارکردهای دانش بهره مند می گردد . و اما اگر راهی غیر از این طی شود ، اوهام نظام یافته ظرفیت آگاهی انسان را پر کرده ، و سرچشمه نور و دانش و هدایت فرو بسته می شود . در این صورت آگاهی های انسان موجب گرفتاری ها و بحران های بی شمار و سهمگینی در زندگی فردی و اجتماعی می گردد . همچنانکه جهان امروز با علوم سکولار به جای بهشتی در زمین جهنمی ساخته که آتش جنگ و توطئه و ستم از جای جای آن زبانه می کشد . و امروز ارمغان انقلاب اسلامی پاسخ او به پرسش های بی جواب انسان معاصر و راه گذر از بحران های موجود نهضت تولید دانش است افق رهایی از ظلمت زمان را نمایانده و چرخش تاریخ و تمدن به سوی نور را رقم می زند.