نامه سرگشاده به حسن فراهانی

نامه سرگشاده به حسن فراهانی

جناب آقای فراهانی
سلام

در جلسۀ مناظره‏ای که روز چهارشنبه سی‏ ام تیرماه برگزار شد، با حاشیه روی و داد و فریاد فرصت یک گفتگوی علمی را از بین بردید و خستگی سفر از قم به تهران را که با دعوت شما انجام شده بود، بر تن ما گذاشتید. اگرچه این جلسه دستاورد علمی و مطابق انتظار ما نداشت، ولی کمترین فایده‏ اش این بود که مخاطبان تبلیغات متاریدینگ شخصیت و افکار شما را به خوبی شناختند.

لازم می‏دانم نکاتی را که در جلسه فرصت نشد بیان کنم، به عرض  برسانم:

یکم، تعابیری که ما در مورد شما بکار بردیم نظیر اشکالات علمی متاریدینگ، اشکالات روش شناسی، کسب درآمد از ایده و روشی که هنوز اثبات نشده است، ترویج مطالب مربوط به عرفان‏های کاذب و … هیچ کدام اهانت نیست. اما گفته های شما، نظیر شارلاطان، تهمت زننده، دروغگو، روحانی نما، افتراء زننده و… رسما فحاشی محسوب می شود.

دوم، در جلسه همواره می‏گفتید که دو سال سکوت کردم و شما به من تهمت و افتراء زدید. سوال ما این است که اگر نمی‏خواستید سکوت کنید، چه کاری بیش از این انجام می‏دادید؟ به شهادت فیلم‏های موجود در سایت شما در جلسات عمومی و در کلیپ‏های خصوصی که پشت درهای بسته ضبط شده، همواره سعی کردید که به نقدهای ما پاسخ دهید. در حالی که ما هیچ مطلبی را پشت درهای بسته نگفتیم و هر جا که برای نقد متاریدینگ دعوت می‏شدیم، می‏خواستیم که شما را هم دعوت کنند، ولی شما حاضر به مناظر و شنیدن نقدها نبودید.

پس در دوسال و نیم گذشته ساکت نبودید و بیش از نقدهای ما اقدام به پاسخ گویی کردید. حالا اگر این اقدامات به علت ضعف علمی و اشکالات روشی و فحاشی به منتقدان متقاعد کننده نبوده است، باید به خودتان برگردید و افکار و روش‏تان را اصلاح کنید.

سوم، در جلسه مناظره در پاسخ به بنده که موضوع بیان ذهنی (Subvocalization) را مطرح کردم، گفتید بیان ذهنی یعنی کسی که وقتی مطالعه می کند، همسایه‏ ها صدای او را می‏شنوند. واقعا جای تأسف دارد که شما با ادبیات اولیۀ تندخوانی آشنا نیستید. این تعریف شما بیان زبانی است نه ذهنی، بیان ذهنی پدیده‏ ای درونی است که وقتی کسی هیچ صوتی هنگام مطالعه تولید نمی‏کند، هنوز در ذهنش صدای خودش را می‏شنود و کلمات را یکی پس از دیگری می‏خواند. تئوری پردازان تندخوانی معتقدند این صدا موجب کاهش سرعت مطالعه می‏شود و باید کنترل شود.

چهارم، مدت زیادی از بحث را در آن جلسه به موضوع فرقه کشیدید، اما در کاغذی که به حضار نشان می دادید و می گفتید که به شما اتهام فرقه سازی زده ایم، هیچ بحثی دربارۀ فرقه مطرح نشده بود. البته همانطور که در جلسه عرض کردم فعالیت‏های شما بنابر تعریف مارگرت سینگر برخی از شاخص‏ های فرقه‏ های خطرناک را دارد.

پنجم، ما هنوز نقدهای مربوط به ادعاهای شما را دربارۀ مطالعه فوتونی و استفاده از امواج و ارتعاشات برای نابغه پروری ارائه نکرده‏ ایم و ابعاد آسیب‏ زای این برنامه‏ ها را توضیح نداده ‏ایم.

در پایان تأکید می‏کنم تا کنون یک مورد واقعی برای اثبات ادعاهای تان (حفظ قرآن در ۱ ماه یا ۴ ماه و تندخوانی تاحد ۳۰۰ صفحه در کمتر از ۴۰ دقیقه) ارائه نکرده‏ اید. مواردی هم که در اختتامیه‏ ها معرفی کردید، حالا می‏گویند: با هماهنگی بوده و دستاوردی نداشتیم و فکر می‏کردیم اگر متا را تأیید کنیم، نقشی در گرایش مردم به قرآن خواهیم داشت.

دختر نازنین شما (آریانا) که چند سال پیش به عنوان نابغۀ خردسال معرفی کردید و اکنون باید کودک نابغه‏ ای شده باشد، هیچ نتیجه‏ ای از این روش‏ها نگرفته است و شما هم فیلمی از پیشرفت او منتشر نکرده‏ اید.

آرزو می‏کنم هر چه زودتر از اشتباهات خود دست بردارید و متوجه شوید که بارکج به منزل نمی‏رسد.

حمیدرضا مظاهری سیف

@hr_mazaheri