مهار خشم

مهار خشم

خشم یک نیروی ارزشمند درونی است. نیرویی برای مقابله با خطراتی که ما را تهدید می‏کند. مشکل اینجاست که ما خشم را نمی‏شناسیم و نمی‏دانیم چه هنگام و به چه شکلی از آن استفاده کنیم. خشم یک حالت برانگیختگی هیجانی است که در ما قدرت زیادی ایجاد می‏کند. ترشح هورمون‏هایی مثل آدرنالین و نورآدرنالین باعث می‏شود که ضربان قلب بیشتر شود، رگ‏ها گشاد شود و جریان خون سرعت بیشتری پیدا کند، این هورمون‏ها تنفس را سریع کرده و سوخت و ساز سلول‏ها را افزایش می‏دهند، در نتیجه دمای بدن بالا می‏رود و رنگ چهره به سرخی می‏گراید. در این حالت انسان قدرتی بیشتر از حد معمول خواهد داشت و تا حدودی ترسناک می‏شود. با این وصف انسان میل به تخریب دارد، زیرا قدرت او زیاد شده و اگر نداند این حالت چیست نمی‏تواند آن را کنترل کند.

از آن رو که خشم یک حالت هیجانی است، به طور طبیعی مانع از عمل‏کرد درست عقل می‏شود. عقل با حفظ وقار و آرامش می‏تواند فعالیت کند و منشأ اثر باشد، اما در وضعیت هیجان زدگی کمتر می‏توانیم هوشمندانه تصمیم بگیریم و عاقلانه رفتار کنیم. همه‏ی این حالت‏ها برای رویارویی با خطر و مبارزه با یک عامل آسیب‏زا مفید است.

بدون نیروی خشم نمی‏توانیم خود را حفظ کنیم و از خطرات در امان باشیم. اما مهم این است که بدانیم چه زمانی باید خشمگین شویم و چه زمانی نیاز نیست هیجانات و نیروی بدنی خود را هدر بدهیم و بفرساییم. زیاد خشمگین شدن ممکن است به جسم آسیب می‏رساند و سلامت روانی را تهدید می‏کند. حمله‏های خشم و تغییرات بیوشیمى و فیزیولوژیک مربوط به آن منشأ بسیارى از بیمارى‏هاى جسمى از جمله سرگیجه، سردرد، تنش و پرش اعضا، لکنت زبان، بیمارى‏هاى خون، کاهش قدرت دفاعى بدن، ناراحتى‏هاى دستگاه گوارش و بى‏اشتهایى است.

خشم بی‏جا
هرگاه حالت خشم به سراغ شما می‏آید، یک لحظه فکر کنید و ببینید، از چه خطری می‏ترسید. گاهی خشم چهره‏ی دیگر ترس است و گاهی چهره‏ی دیگر غم. اگر کسی به ما آسیب زده باشد (گذشته) و به خاطر از دست دادن چیزی غمگین باشیم، ممکن است این غم به صورت خشم درآید و اگر احساس کنیم کسی می‏تواند به ما آسیب بزند (آینده) و از این احتمال بترسیم، باز هم ممکن است خشمگین شویم. پس خشم چهره دگرگون شده‏ی غم یا ترس است. حالا برای اینکه درستی یا نادرستی خشم خودمان را ارزیابی کنیم می‏توانیم به ریشه و علتش نگاهی کنیم.

اگر غم و اندوه ما سزاوار باشد، یعنی غم از دست دادن چیزی را داشته باشیم، که واقعاً از دست دادنش ارزش غصه خوردن را دارد، شاید خشم برخواسته از آن هم به جا و درست باشد. اما اگر غمی واهی داشته باشیم؛ مثلاً غم به خاطر از دست دادن چیزی فانی و از دست رفتنی، خشم برآمده از آن نیز واهی و بیهوده است. درباره‏ی ترسم هم این طور است. اگر ترس مان واهی باشد، خشم برخواسته از آن هم واهی و بی‏جاست و اگر ترس درست و واقعی باشد، شاید خشم برآمده از آن هم به جا و شایسته باشد.

در بسیاری از مواقع افراد پرخاشگر از چیزی خشمگین می‏شوند که حقیقتاً هیچ تهدیدی به حساب نمی‏آید، از اشتباه کوچک فرزند، دوست، همکار، همسر یا هر کس دیگری که ممکن است عزیزما باشد، یا غریبه‏ای بی‏گناه. ممکن است او بخواهد اشتباه خود را جبران کند، اما خشم ما حتی اجازه عذرخواهی هم به او نمی‏دهد. در واقع ما در این شرایط نسبت به آنچه از دست داده‏ایم یا تهدیدی که احساس می‏کنیم، دچار بزرگنمایی می‏شویم. گویی هیچ چیز را نمی‏بینیم غیر از آن اتفاق کوچک ناخوشایند که پیش آمده یا ممکن است پیش بیاید.

خیلی خلاصه بگویم خشم‏های بی‏جای برای این است که خدا را نمی‏بینیم و از یاد برده‏ایم، کسی که او را به یاد دارد و بزرگ می‏بیند، هیچ گاه دچار بزرگ‎‏نمایی موضوعات کوچک نمی‏شود، حتی موضوعات براستی بزرگ غم‏انگیز و هراس‏آور هم او را خشمگین و ناآرام نمی‏کند. چون قلب او با حقیقتی بسیار بسیار بزرگ آشناست و یاد او در دلش زنده است.

بخش مهمی از کنترل خشم و جلوگیری از خشم بی‏جا، به زمانی مربوط است که ما خشمگین نیستیم. در سایر اوقات زندگی می‏توانیم برای کنترل خشم آماده شویم. هرچه بیشتر یاد خدا را در دل داشته باشیم و در برابر او خشوع پیدا کنیم، احتمال حمله‏های خشم کاهش پیدا می‏کند. با یاد خدا در سایر اوقات زندگی و در لحظات آرامش می‏توانیم قلب مان را تثبیت کنیم، به طوری که با هر نسیمی نلرزد و با هر رویدادی به هم نریزد. دلی که با یاد خدا انس دارد، محکم و استوار است و خشمش به هنگام و تحت کنترل برانگیخته می‏شود.

بازنگری لحظات خشم
گاهی در گوشه ای خلوت، لحظاتی را که خشم مهار نشده و بی‏جا داشته‏اید تصور کنید، چهره‏ی خود را ببینید، صدای فریاد خود را بشنوید، آنچه گفته‏اید به یاد آورید و خجالت بکشید و شرم کنید. از خودتان از دیگران که شما را در این حال دیده‏اند و از خدا که در همه حال تماشاگر زندگی ماست. این تمرین نجات بخش است و می‏تواند شما را در مهار خشم موفق کند.

شرم یک قدرت کنترلی درونی است. اگر از خشم‏های مهار نشده‏ی گذشته خجالت بکشید، احتمال نفوذ پذیری نسبت به حمله‏ های خشم مهار نشده در آینده کاهش پیدا می‏کند. تمرین بازنگری به شما کمک می‏کند که از نیروی شرم و خجالت برای غلبه بر نیروی خشم و مهار آن استفاده کنید.

تمرین بازنگری را تا جایی تکرار کنید که اگر بار دیگر خشم مهار نشده به شما حمله کرد، پیش از هرچیز بتوانید چهره‏ی خود را ببینید و پیش از گفتن هر سخنی صدای خود را بشنوید. این تمرین را بیش از روزی یک بار انجام ندهید و هر بار از سی دقیقه بیشتر نشود، ممکن است شما را دچار تخیلات غم‏انگیز و افسردگی کند. اما روزهای متوالی این تمرین را تکرار کنید، تا اثربخشی آن را هنگام حمله‏ی خشم مهار نشده ببینید.

اگر سه دفعه‏ی پیاپی در حمله‏های خشم مهار نشده، نیروی شرم مانع از رفتارهای پرخاشگرانه شد، به نظر می‏رسد که تمرین اثر کاملی داشته و احتمالاً دیگر نیاز نیست آن را انجام دهید، مگر اینکه احساس کردید نیروی شرم ضعیف شده است و نتوانستید در برابر حمله‏های خشم مهار نشده، از آن استفاده کنید.

برای تأثیر بهتر تمرین بازنگری لحظات خشم این جملات را هنگام تمرین بخوانید.
«غضب نوعى از دیوانگى است؛ زیرا به محض فرو نشستن، صاحبش پشیمان مى‏شود و اگر پشیمان نشد دیوانگى او ثابت می‏شود.»
«به راستى مرد به خشم آید و آرام و راضی نشود تا به جهنم وارد شود.»
«هنگامى که انسان غضب کند تمام شرور و جودش را مى‏گیرد.»
«خشم و غضب کلید تمام بدى‏هاست.»
«از غضبِ زیاد بپرهیز که خشم فراوان دل بردبار را بی ارزش مى‏کند.»
خشم، دل حکیم را نابود مى‏کند. و هر کس مالک خشمش نیست‏، مالک عقلش هم نیست.
«خشم و غضب ایمان را فاسد مى‏کند، چنانکه سرکه عسل را.»

تغییر وضعیت
وقتی خشمگین می‏شوید، وضعیت خود را تغییر دهید، این کار نیروی اراده و خودکنترلی را در شما فعال می‏کند و نمی‏گذارد، بی‏اراده بازیچه‏ی نیروی خشم شوید. اگر تغییر وضعیت شما باعث شود که به زمین نزدیک‏تر شوید، مفیدتر است. زیرا زمین بارالکتریکی اضافی که در دستگاه عصبی شما تولید، شده تخلیه کند. پس اگر ایستاده‏اید، بنشینید، اگر نشسته‏اید، دراز بکشید، اگر کفش به پا دارید آن را در آورید.

راهکار دیگر این است که آبی به دست و صورت بزنید، یا دوش بگیرید. بخصوص آب خنک، فشار از نیروی خشم را می‏کاهد. البته آب لطف و رحمت بیشتری دارد، به طوری که نگاه کردن به آن و احساس کردنش آرامش بخش است.

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «وقتی یکى از شما دچار خشم شد، اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بخوابد و اگر خشمش فروننشست با آب سرد وضو بگیرد یا بدن را شستشو دهد.»

راهکار کلی دیگر ورزش است. گاهی بی‏تحرکی و یا کم تحرکی باعث می‏شود که انرژی‏های الکتریکی مانده و متراکم در بدن ما زمینه تحریک پذیری نسبت به عوامل ایجاد خشم را افزایش دهد. با ورزش، تحرک و پیاده روی می‏توانید این وضعیت ناپایدار و تحریک پذیر را تغییر دهید و زمینه مهار خشم را در خودتان تقویت کنید. نگذارید مثل یک لیوان پر به محض لرزش، لبریز شوید. خودتان را خالی کنید و تازه شوید. پس یکی از راه های تغییر وضعیت این است که وضعیت بی‏تحرکی را به تحرک و ورزش تبدیل کنید.

گوارایی مهار خشم
دنیای معنویت، دنیای عجیبی است. در آنجا بسیاری از واقعیت‏ها با واقعیت‏های دنیای مادی متفاوت هستند. خشم وقتی طغیان می‏کند، تند و سوزان است، اما هنگامی که با اراده و نیروی معنوی فروخورده می‏شود، بسیار گوارا و شیرین است. کسانی که خشمگین می‏شوند، می‏خواهند با فریاد و پرخاشگری خشم خود را خالی کنند و آرام بگیرند، اما آرامش در رها کردن خشم نیست، آرامش در مهار خشم است. دنیای درونی و معنوی انسان بسیار اسرارآمیز است و اسرار آن را می‏توانیم از شخصیت‏های برزگ و اسرارآمیز معنوی بپرسیم. امام سجاد می‏گوید: «جرعه‏ای گواراتر و دوست داشتنی‏تر از خشمی ننوشیدم، که فروبردم و طرفم را مجازات نکردم.»

وقتی خشمت را فرومی‏بری، قدرت را از درون فرامی‏آوری. با این کار روح ایمان و نیروی الهی در تو جاری می‏شود، نور و یاد او در قلبت زنده می‏شود و به جلوه‏ای از لطف و رحمت و بخشش خداوند تبدیل می‏شوی. این تجربه‏ی معنوی و باشکوه در چهره دنیایی و محدودش بسیار لذت بخش و گواراست و در چهره‏ی جاودانه‏اش رضایت و شادمانی ابدی را به تو می‏دهد. «هر کس خشم خود را فروبرد، در حالی که می‎‏تواند آن را ابراز کند، خداوند در قیامت دلش را از شادی و رضایت لبریز می‏سازد.»

البته فایده‏های مهار خشم در زندگی بیش از این‏هاست. برای مثال کسی که خشمگین می‏شود و با پرخاشگری خشمش را ابراز می‏کند، کاستی‏های شخصیتی و عیب‏هایش را آشکار می‏نماید. اما «کسی که خشمش را مهار می‏کند، خداوند عیب‏هایش را می‏پوشاند.» و رسوا نمی‏شود.

به فایده‏های مهار خشم فکر کنید. در مواقع غلبه‏ی خشم از تکنیک‏های تغییر وضعیت استفاده کنید. هر روز تمرین بازنگری لحظات خشم را انجام دهید و از نیروی شرم برای غلبه بر حمله‏های خشم استفاده کنید و همچنین به ریشه‏های خشم و آنچه موجب هراس و اندوه شما بوده است فکر کنید و ببینید ارزشش را دارد، یا نه. با این موارد نیروی خشم را مهار خواهید کرد و او مثل اسبی فرمانبردار در اختیارتان خواهد بود، تا در صورت لزوم از نیرویش استفاده کنید.