مفهوم‌شناسی معنویت انقلابی

مفهوم‌شناسی معنویت انقلابی

معنویت انقلابی در مقابل معنویت سلطه پذیر است. قرائت خاصی در بین معنویت‌های ناواقع گرا وجود دارد که مردم را به تخیلات و سرخوشی‌های درونی مشغول می‌کند.
اشاره: معنویت گرایی از پدیده‌هایی است که در سال‌های اخیر توجه فراوانی به آن شده است. بسیاری از جوانان جامعه مشتاق زیست معنوی اند و در این راه گاه دچار خطا می‌شوند و به جای نوشیدن از برکه‌ی زلال معنویت انقلابی، اسیر سراب عرفان‌های سکولاری می‌شوند که تحولات جامعه و بحران‌های سیاسی برایش هیچ اهمیتی ندارد!

سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا با حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا مظاهری سیف، رئیس موسسه بهداشت معنوی، گفت‌وگویی ترتیب داده است تا آشنایی بیشتری با مفهوم معنویت انقلابی و مبانی صورت گیرد.

مشروح این گفت‌وگو تقدیم مخاطبان محترم می‌شود.

رسا ـ تعریف شما از «معنویت» و «انقلابی» و به تبع آن «معنویت انقلابی» چیست؟

معنویت امروزه به عنوان یک حوزه مطالعاتی در علوم انسانی مطرح است. مسائل معنوی حول محور روح و استعداد روحی انسان مطرح می‌شود. رویداد‌ها و تحولاتی در روح انسان که می‌توانیم آن را تجربه‌های معنوی بنامیم. مطالعات معنوی با بررسی تجربه‌های معنوی شکل میگیرد و توسعه می‌یابد. مسائل این حوزه با رجوع به منابع دینی پاسخ‌های ارزشمندی را به دست می‌دهد. منابع دینی یعنی قرآن، روایات و ادعیه سرشار از ایده ها، نکات و آموزه‌هایی است که اگر آن‌ها را دسته بندی کنیم نه فقهی است نه کلامی و نه اخلاقی بلکه می‌توانیم آن‌ها را آموزه‌های معنوی بدانیم.

معنویت یک دانش در طبقه بندی علوم انسانی است که تا کنون به اندازه کافی به آن توجه نشده و مسائل آن به طور محدود و گسیخته در اخلاق، علم کلام و گاهی فلسفه و عرفان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. به نظر من این حوزه مطالعاتی به قدری رشد کرده و مسائل آن روشن شده است که امروزه می‌توانیم آن را به عنوان یک علم مستقل در کنار سایر علوم اسلامی تعریف کنیم؛ بنابراین معنویت علمی است که در باب استعداد روحی انسان مطالعه می‌کند و با تحلیل و بررسی تجربه‌های معنوی پیش می‌رود. غایت این علم فراهم کردن دانش لازم برای تأمین سلامت معنوی یا به تعبیری قلب سلیم است. روش این علم جای بحث مفصل دارد که بنده در مقالات و سلسله درس‌هایی بیان کرده ام، اما در یک کلام می‌توانیم روش شناسی علم معنویت را «نشانه شناسی تجربه‌های معنوی» بنامیم. این روش شناسی بر مبنای واقع گرایی معنوی استوار است که از توضیح آن صرف نظر می‌کنم.

معنویت انقلابی زاویه‌ای در علم معنویت است، که شامل مسائل خاصی در مطالعات معنوی می‌شود. برخی از مسائل معنوی به روابط تحولات روحی با تحولات اجتماعی مربوط است. این دسته از مسائل سرفصلی را در علم معنویت می‌گشاید که تحت عنوان معنویت انقلابی قابل تعریف است. این مسائل بسیار مورد توجه حضرت امام بود و ایشان تأکید داشتند که تحولاتی که در ایران پیش آمد و انقلاب اسلامی را به ثمر رساند، در اثر تحولات روحی بود. این موضوع بار‌ها از سوی امام و رهبری مورد تأکید قرار گرفته است.

رسا ـ در مقابل معنویت انقلابی چه مفهومی قرار می‌گیرد: معنویت سکولار یا معنویت محافظه کار؟

در مقابل معنویت انقلابی معنویت سلطه پذیر قرار می‌گیرد. قرائت خاصی در بین معنویت‌های ناواقع گرا وجود دارد که مردم را به تخیلات و سرخوشی‌های درونی مشغول می‌کند و دنبال کردن تحولات اجتماعی و حمایت از مظلومان و مبارزه با ظالمان را بر خلاف مقتضیات حالات معنوی می‌داند. این رویکرد نوعی معنویت سلطه پذیرانه را می‌گستراند که امروزه ابرقدرت‌های جهان تحت عنوان معنویت گرایی این نوع از معنویت را ترویج می‌کنند.

رسا ـ با توجه به اینکه امام خمینی هم یک شخصیت معنوی برجسته و هم یک شخصیت سیاسی توانمند بودند آیا نسبتی میان اندیشه امام و معنویت انقلابی وجود دارد؟

سیاست امام راحل بر شالوده معنوی استوار بود. برخی معتقدند که عرفان امام به جامعه سازی و سیاست کشیده شد. من این موضوع را در حد محدودی قبول دارم. اما عرفان یک علم مربوط به خواص است اصطلاحاتی دارد و مسائل پیچیده‌ای که ارتباط بسیاری از آن‌ها با مسائل اجتماعی روشن نیست. ولی معنویت امام بود که به او زبان داد تا فارغ از اصطلاحات و نظریات عرفانی بتواند با عموم مردم و جوانان ارتباط برقرار کند، آن‌ها حرف امام را می‌فهمیدند و تحولات روحی پیدا می‌کردند و برای ایجاد تحولات بزرگ اجتماعی آماده می‌شدند.

امام خمینی(ره) بیش از آنکه فقیه یا فیلسوف و یا عارف باشد، یک شخصیت معنوی بود. یک نظریه فقهی ایشان شد ولایت فقیه و ضرورت قیام برای تشکیل حکومت اسلامی به عنوان مقدمه واجب. اما تمام سخنان و اندیشه او معنویت بود که به مردم منتقل می‌شود و مردم را آموزش و پرورش می‌داد. صد‌ها هزار شهید و جوانان حماسه آفرین پرورش یافتگان درس‌های فقهی و عرفانی امام نیستند، آن‌ها درس آموز معنویت بودند. این مکتب و مدرسه هنوز هم باقی و جاری است و شاگردانی را تربیت می‌کند. این نه فقه است و نه عرفان، بلکه معنویت است. دانشی در باب تحولات روحی است که از تجربه‌های معنوی سخن می‌گوید. از لقاء الله، از ندیدن خود و دیدن نور خدا و درک حضور الهی، از ایمان و مبارزه با هر آنچه که خدا و نیز قلب‌های روشن شده با نور خدا دوست ندارند و آن را از میان برمی دارند تا به جایش نور و یاد خدا را بکارند.

رسا ـ با عنایت به این که (معنویت) معمولا به صورت پدیده‌ای فردی و شخصی تصویر و تعریف می‌شود و از سوی دیگر (انقلابی) عموما صفت شخص یا رفتاری است که جنبه اجتماعی و بیرونی دارد چگونه می‌توان از معنویت انقلابی سخن گفت؟ آیا این امر منجر به تناقض نمی‌شود؟

زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم جدا نیست. درست است که ما در مقام نظر این دو حوزه را تفکیک می‌کنیم، ولی در عمل این دو در هم تنیده اند. معنویت به مقام عمل نگاه می‌کند. تجربه‌های معنوی فقط در خلوت نیست، بلکه در جمع هم با اهل معنا همراه است. کسی که در درون با غفلت و وسوسه‌های نفسانی مبارزه می‌کند و یاد خدا را در دلش زنده نگه می‌دارد، در جامعه هم همین گونه خواهد بود. نمی‌تواند تحمل کند که جامعه از مظاهر غفلت از خدا و طاغوت پر شود. دلش بی تاب می‌شود و علیه ظلم و فساد فریاد می‌کشد. پیامبران همین گونه بودند و اصلا تحولات روحی ناگزیر تحولات اجتماعی را به دنبال می‌آورد.

رسا ـ آیا برای تبیین مفهوم معنویت انقلابی، نیازمند تئوری جدیدی در عقاید و احکام و اخلاق هستیم یا این که همین مبانی کنونی دینی می‌تواند از این مفهوم، پشتیبانی نظری کند؟

معنویت به عنوان یک علم در طبقه بندی علوم اسلامی نیازمند به مفهوم سازی و نظریه پردازی است. هر چه مسائل این علم حل شود، سایر دانش‌های اسلامی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همان طور که میان همه علوم اسلامی رابطه است. کلام و فقه و فلسفه و اخلاق با هم ارتباط دارند، علم معنویت هم از این علوم اثر می‌پذیرد. مبانی کلامی و فلسفی معنویت قابل تبیین است. از سوی دیگر معنویت هم بر کلام و فلسفه اثر می‌گذارد. گذشته از این‌ها بر علومی نظیر فقه و اخلاق تأثیر بسیار زیادی دارد؛ چرا که راه حل‌های تازه‌ای برای حل برخی از مسائل فقهی و اخلاقی ارائه می‌دهد و اساسا مسائل تازه و ابواب جدیدی را در این علوم می‌گشاید.

مطالعات معنوی یا علم معنویت، چشم انداز نو و متفاوتی را به روی انسان می‌گشاید و تمام علومی که به نوعی با انسان در ارتباط هستند از آن اثر می‌پذیرند. امیدوارم که نخبگان حوزوی و اساتید دانشگاه که سررشته‌ای در علوم اسلامی دارند، با ذهنی باز با این ایده روبرو شوند و برای ریختن شالوده‌ای مستحکم و پویا برای مطالعات معنوی همکاری کنند.

علی بهاری

منبع: خبرگزاری رسا