معنویت و جنسیت

معنویت و جنسیت

معنویت به روح ما مربوط می شود و روح فراسوی جنسیت است و زن و مرد ندارد. اما جریان یافتن بینش ها و ارزش های معنوی در زندگی ناگزیر به توانمندی ها و تفاوت های فردی و نقش های اجتماعی پیوند می خورد. در اینجاست که معنوی زیستن برای زن و مرد متفاوت می شود.

معنویت به دنیای دل و درون مربوط است و شور و هیجانی قدسی را در زندگی جاری می سازد. وقتی از معنویت سخن می گوییم مفاهیمی نظیر عشق و شهود و خشیت و شیدایی در رابطه خدا تداعی می شود. این ویژگی ها به وضوح در زنان بیش از مردان وجود دارد. به طوری که می توان گفت جنس معنویت تا حدودی زنانه است و افراد معنوی از لطافت و جاذبه ای برخوردارند، که غالبا در زنان بیشتر دیده می شود. با این وصف سخنیت وجودی مردان با معنویت کمتر است.

مردها در روی آوری به معنویت از زنان کُندتر هستند و گیرایی کمتری دارند. لطافت روحی شرط لازم برای سلوک معنوی است که در مردان نسبت به زنان کمتر یافت می شود. شوریدگی و شیدایی آن طور که برای زندگی معنوی لازم است، در مقابل منطق خشک مردانه یارای ایستادگی ندارد. هم از این رو گیرایی مردان در رابطه با معنویت کمتر است.

هوشیاری دل با هوشیاری عقل تفاوت دارد. سهم مردان در هوشیاری دل و بلوغ عاطفی کمتر از زنان است و این دقیقا همان چیزی است که برای شکوفایی معنوی به آن محتاجیم. البته هوشیاری دل فقط به هیجانات و عواطف مربوط نمی شود، بلکه نوعی ادارک و بصیرت باطنی وجود دارد، که قلب های رقیق و روح های لطیف آن را میابند. دیدن نور خدا با چشم دل امکان پذیر است، آشیانۀ ایمان قلب های مهربان و گشوده است و خدا در دلهای شکسته خانه دارد. این همه نشان می دهد که مردها استعداد کمتری برای ورود به وادی معنویت دارند.

برای آماده کردن مردان جهت روی آوری به زندگی معنوی نیازمند توضیحات منطقی هستیم. مردان نیاز دارند که در ابتدا با منطق و استدلال ضرورت و فواید معنویت را بشناسند و خودشان را به طور منطقی برای پذیرش تجربه های معنوی و معنوی زیستن متقاعد کنند.

رویکرد منطقی و عاقبت اندیش مردانه موجب می شود، که آنها شور و هیجانات سرکش معنوی را سرکوب کنند و ترجیح دهند، راه و روشی معقول را برگزینند. منظورم از عقل، عقل ابزاری و به قول معروف عقل دو دوتا چهارتا است. سردمزاجی معنوی در مردان برای این نیست که روح آنها از سوی خداوند دمیده نشده، یا اینکه راندۀ درگاه الهی هستند، بلکه عقل ابزاری و منطق خشک مردان موجب می شود که از هیجانات معنوی وحشت کنند و مجال بروز به آنها ندهند.

مردها در برابر برانگیخته شدن شور معنوی احساس می کنند که تسلط خود را از دست داده اند و این موضوع نگران شان می کند. از این رو لازم است که هیجانات معنوی برای آنها تعریف شود، تا با این حالات آشنا شوند و آنها را بپذیرند در این صورت وحشت شان از بین می رود و دست به سرکوب هیجانات معنوی نمی زنند.

 زنان به راحتی میدان را برای جولان دادن هیجانات معنوی در دورن شان می گشایند و شهامت بیشتری برای رویارویی با تجربه های معنوی دارند. زنان از معنویت شور و سرمستی در لحظه را می خواهند و برای مجال دادن به تجربه های معنوی به دوردست ها نمی نگرند.

منطق خشک و تا حدودی دور اندیش مردانه در برابر معنویت با اینکه در ابتدای راه مشکل می آفریند، ولی پس از قدم گذاشتن در این راه، مزیتی را به همراه می آورد. مردان در راه معنویت پایدارتر از زنان هستند. زنان با همان سرعت که به معنویت جذب می شوند، برای جاذبه های دنیوی نیز آمادگی دارند. همانطور که قلب زنان برای ورود نور و ندای الهی گشوده تر از مردان است، برای پذیرش وسوسه های شیطانی هم باز و پذیراست. اما مردان معمولاً در راهی که وارد می شوند، پایدارتر اند. چه راه معنوی باشد و چه راه دنیوی.

مردی که زندگی و ارزش های معنوی را برمی گزیند، با همان منطقی که سبب شد با سختی نسبی به سلوک معنوی درآید، با همان منطق و سرسختی سلوک معنوی را ادامه می دهد. اما زنان شبی را عارفانه به صبح می رسانند و ممکن است روز بعد را به دنیوی ترین شکل ممکن سپری سازند.

برای استادان معنوی شروع کار با یک مرد رهجو دشوار است، ولی ادامه دادن با او بسیار سهل تر و دلپذیرتر است. برعکس، زنان رهجو که شروعی پرنشاط و شورانگیز دارند، در ادامۀ راه استاد را پیر می کنند. البته گاهی مردانی با ویژگی های روحی زنانه و زنانی با ویژگی های شخصیتی مردانه دیده می شوند. آنچه از تفاوت ها گفته شد، نسبی و معمول است، نه قطعی و مطلق.

بنابراین معنویت در زندگی مردان و زنان شرایط و احوال متفاوتی دارد. زنان شروعی هوشمندانه و سریع دارند و در ادامه از آفت سستی و شکنندگی در امان نیستند. مردان شروعی کُند و دشوار دارند، ولی در ادامه پایدار و ثابت قدم اند.

معنویت به طور طبیعی به علت ذات زنانه اش، طوری بیان می شود، که مناسب حال زنان است. حتی مردانی که به شکوفایی معنوی می رسند، آثار معنوی را بر اساس روح لطیف و هوشیاری دل می نگارند. آثاری که بتواند هوشیاری عقلانی را به سوی معنویت راهنمایی کند و تبیین کنندۀ ضرورت ها و فواید معنویت باشد، کمتر وجود دارد. به همین علت، مردان از میراث معنوی بهرۀ کمتری می برند.

برای گسترش معنویت در جامعه لازم است که برنامه ها و آموزش هایی متناسب با نقش های اجتماعی و تفاوت های فردی طراحی شود. معنویت می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات باشد. تحقیقات نشان می دهد که افراد معنوی از استرس کمتر و ویژگی های مثبت بیشتری برخوردار اند. اما با کلی گویی نمی توانیم نیازهای معنوی جامعه را پاسخ دهیم و شکوفایی و سلامت معنوی را به ارمغان آوریم. اموزش و ترویج معنویت بر اساس ملاحظات سنی، جنسیتی و نقش های اجتماعی افراد باید انجام شود، تا نقش مؤثر معنویت در ارتقاء کیفیت زندگی، سلامتی و سعادت دنیوی و اخروی نمایان گردد.