معنویت رهایی بخش (20)

معنویت رهایی بخش (۲۰)

کشور اسلامی

با گسترش معنویت اسلامی در لایه‏ های مختلف جامعه و تثبیت اخلاق اسلامی و سبک زندگی معنوی در بین مردم، کشور اسلامی شکل می‏ گیرد و این مرحله از رشد معنوی که در بعد اجتماعی تحقق پیدا می‏ کند در گرو نهادینه شدن ارزش‏ ها و الگوهای عمل معنوی در نهادهای نظام و در میان دولت مردان است. به فرموده رهبری: «اول، ما اسلامى مى ‏شویم؛ وقتى اسلامى شدیم، «کونوا دعاه النّاس بغیر السنتکم»؛ آن وقت عملِ ما مردم را مسلمان واقعى خواهد کرد و کشور، اسلامى خواهد شد؛ هم احکام و مقررات اسلامى است، هم اجرا اسلامى است، هم دولتمردان اسلامى ‏اند، هم مردم به تبع حال و به تبع دولتمردان از لحاظ اخلاقى اسلامى خواهند شد.»[۱]

استحکام نظام اخلاقی

اخلاق به معنای خصلت‏ ها و رفتارهایی است که انسان را در مسیر شکوفایی استعداد روحی پیش می‏ برد. از این تعریف پیداست که اخلاق بر معنویت استوار است. برخوردار نبودن از معنویت ممکن است اخلاق ظاهری و منفعت ‏طلبانه را شکل دهد که بسیار شکننده و ناپایدار است؛ به‏ طوری‏ که شخص برای جلوگیری از تعرض دیگران به حریمش، یا برای این‏که او را مورد احترام و محبت قرار دهند، به دیگران تعرض نمی‏ کند و با احترام و محبت رفتار می کند. این نوع اخلاق هنگامی که طرفین به لحاظ قدرت برابر باشند، تحقق می ‏یابد؛ اما اگر کسی دست برتر و قدرت بیش‏تر داشته باشد، به‏ طوری‏ که احتمال ندهد دیگران می ‏توانند منافع او را به خطر اندازند، دیگر انگیزه‏ ای برای رفتار اخلاقی باقی نمی ‏ماند.

ریشه‏ های اخلاقِ مبتنی بر معنویت، در خودسازی و تحول درونی است؛ زیرا خودسازی و تحول درونی دو پیامد مهم و سازنده دارد:

نخست این‏که تحول درونی، راهنما و «واعظی در درون» انسان را بیدار می ‏کند و درنتیجه او را نسبت به تعالیم و تربیت‏ های اولیای خدا نرم و پذیرا می ‏سازد.[۲] به‏ این ‏ترتیب معنویت «مایه‌ اصلى رشد اخلاقى» به حساب مى‌آید.[۳]

دوم این‏که با معنویت، توکل و توجه به خدا دل‏ها «مستحکم و قوى» و «ساخت درونى محکم» می ‏شود؛ درنتیجه می ‏تواند به میدان «دیگرسازى» و «جهان‌سازى» وارد شود.[۴]

راهنمای درونی، دلی است که با ایمان و تقوا پرشده است و پذیرای هدایت‏ های الهی است؛ دلی که در ارتباط با خدا و انس با او، لطف و صفا و نورانیت پیدا کرده و سخن خدا را درک می‏ کند. راهنمای درون در انس با قرآن می‏ بالد و آگاه ‏تر می ‏شود. ساخت درونی محکم نیز با ایمان و اقتدار حاصل از آن شکل می‏ گیرد و تقویت می‏ شود؛ بنابراین معنویت، عناصر اصلی اخلاق را تأمین می‏کند. تحول درونی وخودسازی معنوی، انسان را برای زندگی اخلاقی آماده می‏سازد؛ به‏طوری‏که فارغ از منافعش و این‏که آیا دیگران می‏توانند به او آسیبی بزنند یا نه، نسبت به ارزش‏ها و رفتارهای اخلاقی ملتزم است.

اخلاق، به قلمرو زندگی فردی محدود نمی ‏شود و دامنۀ آن در روابط اجتماعی نیز می‏ گسترد. فراتر از این از منظر، معنویت اسلامی یکی از مهم‏ترین فضایل اخلاقی دعوت دیگران به اخلاق و حرکت دادن جامعه به سمت ارزش‏ های اخلاقی است. راهنمای درونی و ساخت درونی محکم، پایه‏ های شکل‏ گیری اخلاق فردی و پشتوانۀ توسعۀ اخلاق اجتماعی است. «انسان اگر بخواهد در وضعیت جامعه‌ خود، کشور خود و زندگى خود، تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند» و در خود «تحول درونی» به ‏وجود آورد.[۵] اما تحول درونی از کجا و چگونه آغاز می‏ شود؟

«اولین و مهم‏ترین قدم خودسازى» این است که خود را با «نظر انتقادى» نگاه کنیم[۶] و رفتارها و خصلت هایی را که با ارتباط با خدا هماهنگ نیست، تغییر دهیم. هر رفتاری که با ارتباط با خدا در تعارض باشد و انسان را از تسلیم محض خارج کند، گناه و سرکشی از ارتباط با خدا محسوب می‏ شود. خود انتقادی یعنی این‏که با دقت خطاها و گناهان خود را ردیابی کنیم و انگیزه ها و ریشه‏ های آن را از بین ببریم تا روح و قلب در ارتباط نزدیک با خداوند و روحانیت و نورانیت قرار بگیرد. گناه در تضاد با معنویت و پیوند با خداوند است و «روح را از روحانیت مى‌اندازد» و «معنویت را در انسان ضعیف مى‌کند.» نظر انتقادی به خود داشتن، ما را از غفلت بیرون می‏ آورد و هوشیاری را که حقیقت تقواست، پدیدار می‏ کند. با مراقبه و هوشیاری به تدریج تحول آغاز می‏ شود و انسان به راهنمای درون و ساختمان محکم درونی که زیربنای اخلاق است دست پیدا می‏ کند.

گناه درحقیقت به‏ کارگیری استعدادها، قدرت‏های و نعمت‏های الهی است به صورتی که ارتباط با خدا را مخدوش سازد. سایر استعدادها و نیروها باید در مسیر شکوفایی استعداد روحی و ارتباط با خدا تعریف شوند. خداوند به سیلۀ دین برای همه این موارد، برنامه‏ ای تعریف کرده است. در موارد تعریف نشده هم دل مؤمن و پرهیزکار، راه درست را نشان خواهد داد. همۀ خصلت‏ های بد کژروی استعدادهایی است که می تواند در مسیر معنوی شکوفا شود.

«فلسفه‌ى آفرینش انسان این است که آن استعدادهاى برجسته مثبتِ مفید و ممتاز از لحاظ ارزش‏هاى الهى، با اختیار خود انسان و با مجاهدت انسانى، غلبه پیدا کند بر آن خصلت‏ هاى حیوانیت و سبعیت؛ که اگر این غلبه پیدا شد، آن وقت همان استعدادهاى حیوانى هم جهت‏ گیرى درستى پیدا خواهد کرد. روح تعرض و تطاول اگر چنان‏چه در خدمت تقوا قرار گرفت، از تعرض به حریم‏ هاى مقدس – حریم ‏هاى انسانى، حریم‏ هاى اجتماعى، حریم‏ هاى اخلاقى – جلوگیرى خواهد کرد؛ در جهت درستى به کار خواهد افتاد. در قرآن و در اسلام به «قتال» امر شده است. قتال یعنى کشتن، یعنى مواجهه با کشتار؛ اما این قتال، استفاده‌ بهینه از آن روحیه‌اى است که در انسان وجود دارد؛ در خدمت هدایت بشریت و در خدمت ساختن یک دنیاى آباد و آزاد و متعالى به کار می ‏رود. این قتال در واقع به معناى نابود کردن حجاب ‏ها و موانع دستیابى انسان به قله‌هاى رفیع کرامت بشرى و انسانى است.»[۷]

درواقع استعداد قتال گاهی به شکل مجاهده با نفس، موانع درونی رشد معنوی را از میان می‏ برد و گاهی به شکل قتال با پیشوایان کفر و مستکبران در جوامع بشری، موانع بیرونی رشد معنوی و شیاطین بیرونی را از میان برمی‏ دارد. همین ‏طور سایر رفتارها و خصلت‏ های ناپسند، می ‏تواند به شکلی پسندیده در مسیر رشد معنوی مؤثر باشد؛ برای نمونه حرص اگر به دنیا معطوف شود، بسیار ویران گر خواهد شد و حتی منشأ فساد در بین انسان‏ها می ‏شود؛ اما اگر به مسائل معنوی روی ‏آورد، به صورت سبقت و سرعت در کارهای خیر، خدمت به خلق و طاعت خداوند جلوه‏ گر می‏ شود. حقیقت این است که شیاطین، استعدادها و گرایش‏ های متعالی انسان را به کژی می‏ کشند و در نتیجه خصلت‏های زشت و رفتارهای نادرست پدید می‏ آید.

درصورتی‏ که نگاهمان را به هستۀ مرکزی اخلاق اسلامی متمرکز کنیم، خواهیم دید خودسازی به عنوان محور معنویت فردی، دارای ابعاد گوناگونی است، که خودسازی اخلاقی فقط یکی از جنبه‏ های آن را تشکیل می ‏دهد:

الف) خودسازى از لحاظ علمى و فکرى؛

ب) خودسازى از لحاظ نیروى جسمانى؛

ج) خودسازى از لحاظ اصلاح اخلاقى؛

د) خودسازى از لحاظ معرفت دینى و عمل دینی؛

ه) خودسازى از لحاظ کسب تجربه براى ساختن این کشور.[۸]

این پنج محور در خودسازی مستقیماً به رشد و پویایی معنوی ارتباط پیدا می‏ کنند و با نگاه معنوی به نسبت دنیا و ابدیت توجیه می‏ شوند. تحول درونی و خودسازی، در کنار تأمین زیرساخت‏های درونی اخلاق، زمینه‏ های پیشرفت، تدین و سلامت جسمانی را نیز فراهم می‏ کند و از منظر معنوی، همه این‏ها در جهت تحقق حیات طیبه، فرصت‏ سازی برای رشد و شکوفایی معنوی، بهره برداری از نعمت‏ها و لذت‏های زندگی و در نتیجه شکرگزاری و درک وابستگی و بندگی در پیشگاه اوست.

از سوی دیگر، خودسازی همه ‏جانبه، اهل معنویت را برای رویارویی با مستکبران توانمند می‏ سازد تا شالودۀ ستم و فساد را از جوامع بشری برچینند و انسان‏ها را به ساحت حیات طیبه نزدیک کنند. در صحنۀ مبارزات اجتماعی و حرکت‏های جامعه ‏ساز نیز گناه «انسان را از پا درمى‌آورد.»[۹] در حقیقت، ترس از مبارزه، نتیجه دوری از خداست؛[۱۰] همان‏ طور که سستی و تنبلی در مجاهدت به علت ضعف معنوی است.[۱۱] ضعف معنوی با نوعی اخلاق ستم‏ پذیرانه همراه است و انسان را به ذلت می‏ کشد.

پیشرفت اسلامی

آنچه امروزه به‏نام توسعه در کشورهای مختلف و در برنامه‏ های جهانی مورد توجه قرار گرفته و بر اساس آن، کشورها را به توسعه یافته – درحال توسعه، یا شمال – جنوب و یا محور-پیرامون دسته ‏بندی می‏ کنند، تنها به پیشرفت مادی و اقتصادی مربوط می ‏شود و درنتیجه الگوهایی غیرانسانی را برای توسعه و پیشرفت تولید می‏ کند. رشد مادی و رشد معنوی هردو مورد نیاز انسان است و هیچ‏کس با یکی از این دو به ‏تنهایی نمی ‏تواند زندگی سرشار از شکوفایی، آرامش و سرور و مورد رضای خدا را داشته باشد. «باید رشد معنوى را در کنار رشد مادّى گذاشت»[۱۲] تا انسان به شکوفایی و کامیابی در زندگی برسد.

جدایی رشد مادی و معنوی به تخریب فرصت‏ ها و استعدادهای انسان برای پیشرفت می‏ انجامد. نه ‏تنها پیشرفت معنوی در شرایط نامناسب اقتصادی و سیاسی با موانعی روبرو می ‏شود، بلکه پیشرفت مادی هم در شرایط نامناسب معنوی به ‏خوبی تحقق نمی ‏یابد. انسان ترکیبی از دو بعد مادی و معنوی است و زندگی‏ اش براساس این ساختار وجودی به شکوفایی و کامیابی خواهد رسید. تجزیۀ جنبه ‏های مادی و معنوی زندگی موجب توقف، کژروی و ناکامی در هر یک از ابعاد زندگی خواهد شد.

از منظر اسلام تقسیم ‏بندی کشورها بر اساس حیات طیبه صورت می‏ گیرد؛ کشورهایی که درحال گذر به حیات طیبه هستند و کشورهایی که در حیات دنیا متوقف شده ‏اند و فقط ظاهری از زندگی دنیا را درک می‏ کنند. مسیر پیشرفت واقعی، گذر از حیات دنیا به حیات طیبه است. با تحقق حیات طیبه دیگر تمایز میان کشورها برداشته می ‏شود و جامعه بشری یک‏پارچه می‏ گردد. دراین‏ صورت دیگر به دسته‏ بندی‏های کنونی میان کشورها نیازی نیست و معیارها و ارزش‏ های دیگری برای طبقه‏ بندی مردم شناخته خواهد شد.

معنویت در ارتباط با پیشرفت، دو اثر جدی دارد:

نخست، دایرۀ بهره ‏های مادی را از هوس‏ محوری به «نیازمندی» تغییر می ‏دهد. با این تغییر، بسیاری از نیازهای کاذب و هوسناک از میان برداشته می ‏شود. انسانی که دایره نیازمندی‏ های مادی ‏اش محدود شود، سرمایه، فرصت و نیروی بیش‏تری برای پیشرفت مادی و معنوی خواهد داشت؛ از این رو در روایات، حیات طیبه را به قناعت تفسیر کرده‏ اند.[۱۳]

دوم، بر اساس قوانین عالم، معنویت موجب گشایش گنجینه ‏های نعمات الهی خواهد شد. برای روشن شدن موضوع، دو مورد از قوانین معنوی کامیابی مادی را بررسی می‏ کنیم. قرآن کریم به صراحت می‏ فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ اْلإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ َلأَکلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ» اگر آن‏ها به تورات و انجیل و آنچه از سوی خدا بر آن‏ها فرستاده شده عمل می‏ کردند، همانا از بالا و پایین، به آن‏ها روزی داده می‏ شد.[۱۴] انجیل و تورات برای یهودیان و مسیحیان پیش از اسلام، مظهر خواسته‏ ها و برنامه‏ های الهی بوده است. پس ایمان به خدا و عمل به خواست او، موجب افزایش دارایی ‏ها، برخورداری‏ ها و نعمت‏ های مادی است.[۱۵] این موضوع در آیه دیگری مورد تأکید قرار گرفته است. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ» اگر اهل این سرزمین ایمان می‏ آوردند و تقوا می ‏ورزیدند، قطعاً درهای برکات آسمان و زمین را بر آن‏ها می‏ گشودیم.[۱۶] بنابراین آیات ایمان و عمل صالح هرکدام عاملی برای افزایش برکت و برخورداری ‏های مادی زندگی است.

دیگر این‏که لازمۀ پیشرفت، حتی در جهت مادی، صبر و تحمل است. پیشرفت، یک مبارزه است. مردمی که می‏ خواهند از یک مرحله به مرحله‏ ای بالاتر به لحاظ مادی و معنوی پیشرفت کنند، با موانع و محدودیت ‏هایی روبرو هستند و برای این پیشرفت باید مبارزه کنند. مبارزه و غلبه بر موانع، با صبر و بردباری امکان ‏پذیر است. انسان به ‏خودی‏ خود همه چیزش محدود است؛ اما وقتی در ارتباط با خدا قرار می‏ گیرد، صبرش به صبر خدا پیوند می‏ خورد و می ‏تواند بر هر مانعی غلبه کند.

قرآن کریم در این باره می‏ فرماید: «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُک إِلاّ بِاللّهِ»[۱۷] به کمک خداست که می‏ توانى صبر کنى. تأمل در مفهوم این آیه معلوم می‏ کند که وقتی صبر متصل باشد به «منبع پایان‌ناپذیر ذکر الهى»، آن‏گاه صبری عظیم و «پایان‌ناپذیر» خواهد بود. دراین ‏صورت همه مشکلات و موانع که با همه بزرگی‏شان محدودیت و انتهایی دارند، در برابر صبر پایان‏ ناپذیر، محدود و ناچیز می‏ شوند. به‏ این‏ ترتیب همه قله‏ ها فتح شدنی است؛ «قله‌هاى دنیا و آخرت، هر دو».[۱۸]

از این تبیین‏ ها که بگذریم، حیات طیبه، زندگی سرشار از آرامش، رفاه، یاد خدا، برخورداری از نعمت‏های الهی، ثروت، بی ‏نیازی، استقلال، شکوفایی اندیشه، کار و تلاش و عدالت و کامیابی است.[۱۹] گذر از حیات دنیا به حیات طیبه با مجاهدت همه‏ جانبه در دنیا بدون تعلقات دنیوی‏ ای حاصل می ‏شود که آفت ‏هایی نظیر دلبستگی به لذت‏ها، کوتاهی در انجام وظایف، خودخواهی به‏ جای توجه به منافع جمعی، ستم به یکدیگر، حکومت‏ های فرصت طلب، سرمایه‏ های اندوخته شده و راکد و … در آن راه ندارد. این‏ها موانع اصلی پیشرفت مادی و معنوی است. از سوی دیگر، تلاش بی‏تعلق، کار خستگی ‏ناپذیر، قناعت، عدالت، گردش سرمایه، تولید، اندیشه و تفکر خلاق، همکاری و … عوامل مستقیم و مؤثر در پیشرفت است. معنویت به‏ طور قاطع، عوامل پیشرفت مادی را در دسترس قرار می‏ دهد و موانع آن را حذف می‏ کند.

بنابراین «توهّم تقابل و تضاد میان عقلانى زیستن و توسعه‌یافتگى از یک طرف، و معنوى زیستن و اخلاقى زیستن از طرفى دیگر» خطایی بزرگ است که انسان را از رشد مادی و معنوی مطلوب محروم می‏ کند[۲۰] و آرمان حیات طیبه را از دسترس دور می ‏سازد و انسان را در صورت‏هایی از حیات دنیایی محض گرفتار می ‏نماید.


[۱]. همو، بیانات ۸/۶/۸۴

[۲]. همو، بیانات ۱۵/۸/۷۰

[۳]. همو، بیانات ۱/۸/۷۰

[۴]. همو، بیانات ۱۶/۲/۷۱

[۵]. همو، بیانات ۱/۱/۷۷

[۶]. همو، بیانات ۲۵/۹/۸۰

[۷]. همو، بیانات ۲۰/۷/۹۱

[۸]. همو، بیانات ۱۱/۱۰/۷۰

[۹]. همو، بیانات ۲۸/۱۰/۷۵

[۱۰]. همو، بیانات ۱۶/۲/۷۱

[۱۱]. همو، بیانات ۱۵/۹/۶۸

[۱۲]. همو، بیانات ۱/۸/۷۰

 .[۱۳]تفسیر نورالثقلین در ذیل آیه ۹۸ سوره نحل

 .[۱۴]مائده،۶۶

[۱۵]. خامنه‌ای، علی ( رهبر معظم انقلاب اسلامی)، بیانات ۱/۱/۸۹

[۱۶]. اعراف،۹۶

[۱۷]. نحل،۱۲۷

 .[۱۸]خامنه‌ای، علی ( رهبر معظم انقلاب اسلامی)، بیانات ۱۹/۶/۸۷

[۱۹]. همو، بیانات ۱۹/۲/۸۴

[۲۰]. همو، بیانات ۲/۱/۸۹