فرقه ها و امنیت ملی

فرقه ها و امنیت ملی

حضور فرق و ادیان گوناگون در گسترۀ ملی، هم ابعاد تهدید آمیز دارد و هم فرصت ساز است. ابعاد تهدید آمیز فرق و ادیان این است که جامعه را متشتت می کنند، باورهایی که مشروعیت نظام را توجیه می کند، به چالش می کشند و با ایجاد کشمکش های اجتماعی، موجب خشونت و هرج و مرج می شوند. ارائه باورها و ارزش های گوناگون و عمل به برنامه ها و آیین های مختلف ممکن است انسجام اجتماعی را به شکاف تبدیل کند و سرمایه اجتماعی حکومت را بکاهد. در مجموع این عوامل امنیت ملی را تضعیف کرده و تهدیدی برای حاکمیت محسوب می شود.
ابعاد فرصت ساز هم برای حضور فرق و ادیان در جامعه قابل تصور است. اگر راهبردهای اجتماعی نظام به گونه ای باشد که فرق و ادیان را در خیمه ای گردهم نشاند و زیر پرچم به صف کند، در این صورت میدان رنگارنگی از باورها و ارزش های دینی و معنوی شکل می گیرد و افراد می توانند، به تناسب نیازها و سلایق شان به گروهی بپیوندند و به رضایت نسبی برسند. در این صورت مقبولیت نظام تأمین خواهد شد و امنیت ملی تحقق خواهد یافت.
در اینجا یک چالش جدی پیش می آید و آن اینکه امنیت ملی در گرو بقای ارزش های بنیادین دولت-ملت است. والتر لیپمن می گوید: «یک ملت زمانی امن است که در صورت اجتناب از جنگ، در معرض قربانی کردن ارزش‌های خود نباشد و در صورت ورود به جنگ بتواند با پیروزی، ارزش‌های خود را پاس بدارد.» ( نصری، ۱۳۸۰)
مسأله این است که یک حکومت دینی که مشروعیت خود را با ارزش های دینی و معنوی خاصی توجیه کرده، چگونه می تواند ارزش هایی را مطرح کند، که فرق و ادیان گوناگون را در خیمۀ واحدی کنارهم بنشاند؟ آیا در اندیشۀ سیاسی اسلام این قابلیت وجود دارد، که خیمۀ نظام سیاسی را با ستونی برپا کند، که فرق و ادیان گوناگون زیر آن قرار بگیرند؟
به نظر می رسد، که در سیره سیاسی پیامبر اکرم این قابلیت وجود داشته و امکان الگو گیری از آن وجود دارد. فقه اسلامی، اخلاق اسلامی و از همه مهمتر بنیان های معنویت اسلامی این ظرفیت را ایجاد می کند تا پیروان فرق و ادیان گوناگون بتوانند جامعه اسلامی را به عنوان امن ترین جامعه برای زندگی و همزیستی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگر برگزینند.
رفتار فرقه ای عامل مهمی است که می تواند، راهبرد مناسب نظام با پیروان فرق و ادیان را مشخص کند. به طوری که می توانیم این رفتارها را به رفتارهای ناهنجار و بهنجار تقسیم کنیم. انواع اقدامات در راستای قانون شکنی، مزاحمت برای سایر شهروندان و حتی آسیب رساندن به پیروان فرقه، شاخص هایی است، که رفتارهای ناهنجار فرقه ای را مشخص می کند.
از سوی دیگر رفتارهای حکومت هم در قبال پیروان فرق و ادیان اهمیت دارد. رفتار حکومت در برابر پیروان فرق و ادیان دو مخاطب دارد: نخست، مخاطبان خاص که پیروان هر یک از فرق و ادیان هستند. دوم، مخاطبان عام که عموم جامعه را تشکیل می دهند. عموم مردم شاهد و ناظر رفتارهای حکومت هستند و آن را قضاوت می کنند. و حتی گاهی خودشان را جای دیگران قرار می دهند و احساس می کنند که ممکن است همین رفتار از سوی حکومت نسبت به آنها انجام شود.
نسبت حکومت، جامعه و فرقه، هندسۀ طراحی راهبردهای مناسب در تعامل با فرق و ادیان در جامعه است. بنابراین حکومت نمی تواند یک رابطه دو جانبه را با هر یک از فرق و ادیان درنظر بگیرد. بلکه این رابطه سه جانبه است و جامعه همواره ناظر رفتارهای حکومت است و ملاحظۀ حضور مخاطبان عام رفتارهای حکومت با پیروان فرق و ادیان متغیر مهمی در طراحی راهبرد مواجهه با پیروان فرق و ادیان است.
تأمین آزادی های قانونی مهمترین شاخصی است که در رابطه با مخاطبان خاصِ رفتار حکومت با پیروان فرق و ادیان تعریف می شود. شفافیت شاخص مهم رفتار حکومت در برابر فرق و ادیان با ملاحظه مخاطبان عام است. اگر حکومت رفتارش را با پیروان فرق و ادیان پنهان کند، مردم با فرض قدرت حکومت و ضعف اقلیت، تصور می کنند که ظلم و بی عدالتی صورت می گیرد در این شرایط کمترین کدهای انحرافی و سیاه نمایی از سوی پیروان فرق و ادیان پندار رفتارهای ظالمانه با پیروان فرق و ادیان را تأیید می کند.
بنابراین تأمین آزادی های قانونی و شفافیت دو شاخص مهم در رفتار حکومت با پیروان فرق و ادیان است. که تهدیدات فرق و ادیان را می کاهد و حضور آنها را در گسترۀ تنوع فرهنگی جامعه به فرصت تبدیل می کند.
بنابراین اگر پیروان فرق و ادیان خطایی می کنند، که واکنش کنترلی و محدود کننده را از سوی حکومت برمی انگیزد، باید همه جامعه بدانند، که پیروان یا رهبران فرقۀ خطاکار چه کرده اند. در غیر این صورت حکومت به مظلومی تبدیل می شود که ظالم به نظر می رسد و نمی تواند حق خود و شهروندان را از خطاکاران بستاند.
شفافیت و آزادی های قانونی مکمل هم هستند. در شرایطی که آزادی های قانونی محدودتر می شود، باید شفافیت جای آن را پر کند و تراز این دو شاخص را همچنان بالا نگه دارد.
منابع
نصری، قدیر، ۱۳۸۰، نفت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران. تهران: پژوهشکده مطالعا راهبردی