عشق و آرامش

عشق و آرامش

 عشق و آرامش
یکی از عوامل و موقعیت های اضطرابی که ما تجربه می کنیم، احساس مبهم تنهایی، بی کسی و نبودن حامی است. این احساس گاهی با وجود دوستان و خانواده ای که در کنار ما هستند، پدید می آید. در حالی که تماس تلفنی با یک دوست را به پایان می بریم، یا خانواده منتظر هستند، تا برویم و با آنها بنشینیم، احساس می کنیم، تنها هستیم.

البته در بسیاری از مواقع، واقعاً هم تنها هستیم و خیلی با دوستان و بستگان احساس نزدیکی نمی کنیم. بخشی از اضطراب های ما به علت نبودن حمایت دیگران و احساس فقدان پیوندهای اجتماعی است. برای کنترل این وضعیت چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

دوست داشتن دیگران، یک راه حل واقعی برای کاهش نگرانی ها و افزایش آرامش است. شاد شدن از سعادتمندی و شادکامی دیگران موجب می شود که از محدودیت های خودمان فراتر برویم و برای دیگران جایی در قلب مان باز کنیم، آنگاه با افزایش وسعت قلب ها، عوامل اضطراب زا کمتر اثرگذار خواهند بود. دوست داشتن دیگران قلب انسان را بزرگتر می کند، به طوری که عوامل اضطراب زا را در خود فرومی برد، بدون اینکه متلاطم شود. دل های کوچک مثل یک ظرف کوچک اند که با کمترین حرکتی متلاطم می شوند. محبت و مهربانی درهای بسته ی دل را می گشاید و تنگی های آن را برطرف می سازد.

اضطراب هنگامی بر قلب ما مسط می شود، که عشقی در آن نباشد. عشق و مهربانی نقطه پایانی بر نگرانی ها و اضطراب هاست. در حقیقت نگرانی ما برای این نیست، که کسی را نداریم، و
اکنون،
اینجا،
کسی در کنار ما نیست، گاهی در حالی که کسی با ما، اکنون و اینجا هست، نگرانی رهامان نمی کند. علت اصلی نگرانی این است که عشقی در دل نداریم.

منظورم از عشق، هوس سوزانی نیست، که حاضریم به خاطرش دیگران را قربانی خواسته هامان کنیم. عشق جذبه ای است که با بودنش، می توانی همه را دوست بداری. هنگامی که با صدای خندۀ یک کودک تمام قلبت فرومی ریزد، عاشق هستی. وقتی با تمام وجود، دست های لرزان یک پیرمرد را می گیری تا کمکش کنی، عاشق هستی. وقتی با دیدن صحنۀ یک تصادف از ته دل آرزو می کنی که کسی آسیب ندیده باشد، عاشق هستی. با ورود عشق، اضطراب از دلت می رود. ممکن است نگران کسی باشی و بخواهی برایش کاری انجام دهی، اما دیگر مضطرب نخواهی بود. هراس های مبهم و ناشناخته از بین خواهند رفت و عشق و شفقت جای گزین آن خواهد شد.

دوست داشتن آسان است
شاید خیلی ها بگویند که مردم دوستی ساده لوحی است. در دنیایی که هرکس به دنبال منافع خود می رود، نباید به کسی اعتماد کرد و بی مزد کاری انجام داد. آنها راست می گویند. دوست داشتن دیگران به خصوص کسانی که ممکن است از آنها بدی دیده باشی دشوار است. اما بسیاری از ما نمی توانیم حتی کسانی را هم که به ما بدی نکرده اند، دوست بداریم. کسانی که آرامش را چشیده اند می توانند، حتی کسانی را هم که نمی شناسند، دوست بدارند. شاید بگویی چطور کسی را که تا کنون ندیده ام و نامش را نمی دانم دوست داشته باشم؟

علت بی معنایی و دشواری دوست داشتن دیگران، این است که یادگرفته ایم، خودخواهانه و منفعت طلبانه زندگی کنیم. ایده ها و اهداف موهومی که جامعه به ما تحمیل می کند، ما را وامی دارد، که با هر رقابت کنیم، فخرفروشی کنیم، چشم و هم چشمی داشته باشیم، احساس کمبود کاذب پیدا کنیم، برای به دست آوردن چیزهایی که واقعاً نمی خواهیم، به زحمت بیافتیم و نتیجۀ این سبک زندگی اضطراب هایی است که کیفیت زندگی ما را از بین برده است. در حالی که به طور طبیعی انسان ها را دوست داریم؛ با دیدن شادی مردم، شادمان می شویم و از دیدن کسی که اندوهگین است، غمناک خواهیم شد. این سرشت انسان است که برای یک زندگی جمعی و در کنار هم بودن آفریده شده و تعارض با طبیعت درونی موجب اضطراب و نگرانی است.

  طبیعت انسانی بر اساس انس و محبت شکل گرفته و در قلب ما به اندازۀ همۀ کسانی که می شناسیم و نمی شناسیم و همه انسان هایی که روی زمین زندگی می کنند، جایی برای دوست داشتن وجود دارد. وقتی این فضاهای درونی خالی می ماند، احساس اضطراب به وجود می آید. بگذارید جور دیگری بگویم: شما به اندازه همه انسان ها خواهر و برادر دارید.

کمی به این موضوع فکر کنید.
ممکن است که آنها سرگرم زندگی خود باشند و فرصت بودن با هم را نداشته باشیم، اما نمی توانند مانع از این شوند که محبت شان در دل ما باشد. قلب ما تشنۀ محبت است. نه فقط محبت دیدن و دوست داشته شدن، بلکه عشق ورزیدن و دوست داشتن.

دوست داشتن در طبیعت انسانی ماست، اما با سختی فراوان می کوشیم که فقط به فکر خودمان باشیم و بعد از آن رنج بسیاری را باید تحمل کنیم تا همینطور خود خواه و خود محور بمانیم و نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم. واقعاً دوست داشتن آسان است و خودخواه بودن سخت و رنج آور. دوست داشتن، دوست داشتنی ترین کاری است که انسان می تواند انجام دهد و نتیجه اش این است که عشق با خود شادی آرامش را به درون ما می آورد. البته بهتر از بگویم عشق با خود شادی و آرامش را از درون ما بر می آورد و شکوفا می سازد.

راز دوست داشتن
عنصر معنوی و راز بزرگی که در دوست داشتن نهفته است و موجب می شود که دوست داشتن دیگران آرامش عمیق و پایداری را به وجود آورد؛ این است که سرچشمه ی عشق و مهربانی خداست. این چشمه ای است که خداوند از عشق بی کران خودش در قلب هر کس گشوده دل ها را محل جریان رحمت بی دریغش ساخته است. اگر عشق بورزیم این چشمه می جوشد و اگر خود خواه باشیم، چشمۀ عشق الاهی در قلب مان می خشکد. مهربانی یعنی بازیابی رحمت خدا از اعماق دل و این نوعی یاد خداست که به دل ها آرامش می بخشد.

دوست داشتن دیگران یک موضوع صرفاً اجتماعی نیست، که با منطق های حاکم بر روابط اجتماعی مثل کنش مبادله ای و یا کنش عقلانی بخواهیم آن را توضیح دهیم. دوست داشتن دیگران یک موضوع معنوی است. ممکن نیست، دیگران را دوست داشته باشید، مگر اینکه با خالق مهربان آنها رابطه ای عاشقانه پیدا می کنید. کسی که عشق به دیگران را در قلب خود زنده کند، زمینه را برای جوشش درونی عشق الاهی فراهم کرده است. به این ترتیب نتیجۀ عشق به مردم، عشق به خداوند خواهد بود.

راه خدا از میان مردم می گذرد. عبادت ها نقش بسیاری در نزدیکی و تقویت رابطه با خدا دارند، اما اگر با عشق همراه باشند، اثر معجزه آسایی خواهند داشت و بدون آن، بسیار ضعیف عمل خواهند کرد. توجه به خداوند، ما را به اصلی ترین نقطۀ اشتراک با دیگران متوجه می سازد، «خالق بخشنده و مهربان»، این حقیقتی است که همه انسان را به هم پیوند می دهد. با کشف این نقطۀ اشتراکی که حقیقت عشق و مهربانی است، دوست داشتن دیگران غیر قابل تصور نخواهد بود.

عشق و مهربانی اکسیر تحول آفرینی است که درون انسان را دگرگون می سازد و از نور و یاد خدا لبریز می کند. خداوند به پیامبر اسلام می گوید: «به خاطر آنچه از عشق و رحمت الاهی است، تو با مردم مهربانی و اگر دلت با آنها نرم نبود، به تو رو نمی آوردند.» (آل عمران.۱۵۹) این حقیقت تنها منحصر به پیامبر نیست. اصل و آغاز هر محبتی اوست. هر گاه عشق را در دلت احساس کردی این خداست که به در قلبت می کوبد، تا باز شود. و اگر او بیاید، آرامش را با خودش می آورد.

به سوی عشق ورزیدن
سعی کنید، با عشق به دیگران نگاه کنید. این یک تمرین ضروری است. سعی کنید با دوستان تان آرام و مهربان سخن بگویید. تمرین کنید تا لحن و آهنگ کلام تان تغییر کند و احساس مهربانی را در دیگران پدید آورد. از کلمات محبت آمیز بیشتری استفاده کنید. وقتی با کسی دست می دهید، از روی عادت و با حالت وارفته دست ندهید؛ با عشق و علاقه دست او را بگیرید و کمی بفشارید و لحظه ای دستان او را در دستتان نگهدارید. «وقتی دو نفر به هم می رسند و با هم دست می دهند، خدا دستش را میان دست آنها می گذارد و به آن که رفیقش را بیشتر دوست دارد، رو می کند.» (امام باقر. اصول کافی. باب مصافحه)

گاهی با دوستانی که صمیمی تر هستید، گرم تر برخورد کنید، حتی اکر همکار، همسایه یا هم کلاسی شماست و هر روز او را می بینید، او را در آغوش بگیرید، بگذارید دیگران هم احساس کنند که دوست شان دارید. خجالت نکشید؛ مطمئن باشید این کار شما را تمسخر نخواهند کرد. این کار به آنها هم آرامش می دهد و به علت ارتباط دل ها، آرامش او در قلب شما هم جا می گیرد. «هنگامی که دو نفر یکدیگر را در آغوش می گیرند رحمت خدا آنها را فرا می گیرد.» (امام صادق. همان) نزدیکی دل های به هم یکی از مؤثرترین راه های نزدیک شدن به خدا و برخورداری از رحمت بی کران اوست. «اگر با هم روبه رو شدید، دست دادید و با خوشرویی و مهربانی برخوردکردید، هنگام جدا شدن گناهان تان ریخته می شود.» (امام علی. همان)

نترسید و با شهامت به دیگران محبت کنید، این کار قدرت و اعتماد به نفس شما را نیز افزایش می دهد، روابط شما با دیگران را بهبود می بخشد و زمینه های موفقیت را هموار می سازد. گاهی شهامت مهربان بودن، از شهامت مبارزه کردن بیشتر و قدرتمندتر است.

خجالت، ترس و هر عامل دیگری که مانع درونی مهربانی است، از میان بردارید، کافی است، دلتان را به دریا بزنید و دوست تان را در آغوش بگیرید. کافی است، چند ثانیه با محبت به چشمان او نگاه کنید و بدون هیچ چشم داشتی مهربانی تان را هدیه کنید. با کمترین بهانه ای به غریبه ها سلام کنید و لبخند بزنید و اگر کاری از دست تان بر می آید، برای شان انجام دهید. مطمئن باشید تحول را از همین لحظه احساس خواهید کرد. به تدریج بر عواطف و احساسات خود بیشتر تسلط خواهید یافت و حتی خشم تان را راحت تر می توانید کنترل کنید.

مهربانی بسیاری از کینه ها و دشمنی ها را که موجب نگرانی و ناآرمی است از بین می برد و عشق و آرامش را در دل ها جریان می بخشد. «با دشمنت دست بده ، هرچند او خوشش نیاید؛ این کاری است که خداوند به آن فرمان داده است. «بدی ها را با آنچه بهتر است، دفع کنید و پاسخ دهید.» (سوره مومنون.۹۶)» (امام صادق. همان)

عشق درون شماست، تا از آن استفاده نکنید، وجودش را درک نمی کنید و به آرامش نمی رسید. عشق را دارید، اما عشق ورزیدن مهارتی است که با تمرین به دست می آید. از دوستان نزدیک تان شروع کنید و عشق ورزیدن و مهربانی کردن را با آنها تمرین کنید. بگذارید به شما بگویند که خیلی عوض شده ای، این نشانه موفقیت شما در کسب مهارت عشق ورزیدن است. اگر کسی به شما چنین گفت از او تشکر کنید و بگویید، که تصمیم گرفته اید در شادی و آرامش دیگران نقشی داشته باشید.

می توانید این موضوع را یعنی نقش داشتن در شادی و آرامش دیگران را به عنوان یک هدف یا رسالت معنوی در زندگی خود تعریف کنید. از همین الان شروع کنید.
حمیدرضا مظاهری سیف