طرحواره معنویت مدرن بر شالوده جاهلیت

طرحواره معنویت مدرن بر شالوده جاهلیت

اقوام گذشته که به روایت قرآن غالبا بت پرست بودند، وقتی با دعوت پیامبران روبرو می شدند، می گفتند: که این میراث پدران ماست، آیا می گویید از آن دست برداریم؟ (یونس:۷۸؛ زخرف:۲۲؛ بقره: ۱۷۰)

قطعا آنها از آیین هایی که عمل می کردند، لذت می بردند. بت ها نمادی از قدرت، سلامتی، بخشندگی و هر چیز دیگری بودند، که انسان ها در زندگی بدان محتاج اند.

یونگ زیستن با این نمادها را حاکی از ضمیر ناخودآگاهی می دانست که معانی و ارزش هایی را از گذشته انباشته و به زندگی کنونی مردم آورده است.

بت ها و آیین های بت پرستی روزنه های رازآمیزی برای ارتباط با «امرقدسی» و «نیروی کیهانی» بودند، که از رفتار و پندارهای گذشتگان در فرهنگ مشرکانه نهادینه شده بود.

کسانی که در فرهنگ #بت_پرستی زندگی می کردند، پذیرفته بودند که هر قوم و ملتی بت های خود را دارد و از این طریق میراث معنوی نهفته در #ناخودآگاه خویش را به صورتی رازآمیز تجربه می کند و درون خود را با تجربه خشوع و پرستش می گشاید و از این تجربه معنوی لذت می برد.

از منظر قرآن آنچه در این اقوام سزاوار سرزنش است، ارضاء کور و نامعرفت مدارانه نیازهای متعالی است، که التذاذ معنوی را از روشنایی شناخت بی بهره کرده و تجربه معنوی را از رهگذر تقلید پدران و آموخته شده در میراث قومی درست دانسته، بلکه لازم می پندارند.

 

امروز اما قومی پیدا شده اند که تحت عنوان «#طرحواره_ای_ازعرفان_مدرن» مناسک اسلام و پرستش موحدانه را بر همان شالودۀ #جاهلانه و مشرکانه برپاکرده اند.

می گویند «سالک مدرن در سنت اسلامی»، مناسک دینی را به جهت این که در فرهنگ اسلامی بالیده، می پسندد و با آن گشادگی درون را تجربه می کند و از التذاذ معنوی نصیب می برد. به علت اینکه در ناخوداگاه او این نمادها و آیین ها معنی دارند، نمی تواند به شیوه هندویی یا مسیحی نیایش کند و از آن سنت های نامأنوس #التذاذ برد.

در این طرحواره از عرفان مدرن عقلانیت دینی چنان بی مایه شده، که نمی تواند معنویت را بر شالودۀ معرفت مداری برای انسان مدرن طرح ریزی کند و ناگزیر بر ستون سست لذت جویی تکیه می زند.

سالک مدرن در سنت اسلامی، آنچه را از پدرانش به ارث برده، دربردارندۀ سهمی از سرور درونی و فرصتی برای التذاذ می بیند و بدین سبب آیین های دینی را عمل می کند و سنت معنوی را می پرستد. علت مهم این التذاذ هم اثری است که این میراث پدری در ناخودآگاه او برجای نهاده است. هم از این رو با سنت های معنوی دیگر نمی تواند به این نصیب برسد.

مظاهری سیف