ضعف رویکرد معنوی در تدابیر سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

ضعف رویکرد معنوی در تدابیر سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

بسمه تعالی
حضور مقام معظم رهبری (مدظله)
باسلام و احترام
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت یک سند بالادستی است که طرح کلی حرکت پنجاه ساله کشور ایران را مشخص می کند. این سند شامل مبانی، آرمان ها، رسالت، افق و تدابیری است که حرکت کشور را برای پنجا سال آینده ریل گذاری و جهت دهی می نماید. اما به نظر می رسد که در این سند مهم معنویت در جایگاه شایسته ای ننشسته و نقش برازنده ای نیافته است.
معنویت یکی از ارکان انقلاب اسلامی و هویت ایرانی اسلامی است. مزیت بی نظیری که انقلاب اسلامی را برتر از سایر انقلاب های چند قرن اخیر نشاند و راز بزرگ توفیقات مردم ایران بوده و خواهد بود. حضرت امام معنویت را شامل امور مربوط به ساحت غیبی وجود انسان می دانست. (صحیفه امام، ج۴ ص۱۸۳) و جنابعالی معنویت را «مجذوب شدن در مقابل لطف الهی» دانسته اید؛ (بیانات، ۱/۲/۸۹) که با دلبستگی نداشتن به زخارف دنیا شکوفا می شود. (بیانات۲۷/۶/۷۰) گذشته از این دیگران هم معنویت را به «رابطه ای درونی با امر مقدس» یا «تحولات درونی که انسان را به خدا نزدیک می کند»، تعریف کرده اند. این همه نشان می دهد، که معنویت به استعداد روحی و باطنی انسان مربوط می شود، که در رابطه با خدا می شکفد.
در سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چهار بار واژۀ «معنوی» و سه بار واژۀ «معنویت» را می بینیم. ترکیب هایی نظیر «سقوط معنوی»، «زیست معنوی» و «مراحل معنوی» به هم رسیده و مضامین «ابعاد مادی و معنوی پیشرفت»، «اقتصاد مبتنی بر معنویت» و «عدم تعارض میان تولید ثروت و معنویت» کنار هم نشسته اند. در مقدمۀ سند به معنویت توجه اساسی شده و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به عنوان «معرف سیر کلی تحولات مطلوب ایران در عرصه فکر، علم، معنویت و زندگی به سوی تمدن نوین اسلامی ایرانی» توصیف شده است.
فرازهای درخشان سند از دیدگاه پرداختن به موضوع معنویت پیاپی طلوع می کند. مبانی ۳۲ گزاره را در خود گنجانده، که ۲۱ مورد از آنها فحوای معنوی دارد. به این ترتیب بیش از ۶۵درصد مبانی به این مهم اختصاص یافته است. در بخش آرمان ها بنیاد اصلی بر «خلافت الهی» و «حیات طیبه» گذاشته شده و در صدر «ارزش‌های تشکیل‌دهنده حیات طیبه»، «ایمان به غیب» بیان شده است. که همگی مضامینی معنوی هستند و هماهنگی میان مبانی و آرمان ها را به خوبی نشان می دهند. در بخش افق سند مستقیما تعبیر معنوی به کار رفته و برای ترسیم سیمای ایرانیان گفته شده: «تربیت یافته به تناسب استعداد و علاقه تا عالی ترین مراحل معنوی، علمی، مهارتی و…» سوگوارانه آفتاب معنویت در همین افق غروب می کند و بر تدابیر نمی تابد.
تدابیر که گسترده ترین و عملیاتی ترین بخش سند است، از معنویت سهم ناچیزی برده و از ۵۶ تدبیر پیشنهادی تنها ۳ مورد بر معنویت دلالت می کند. (بندهای ۲، ۳ و ۶) یعنی کمتر از ۵/۵ درصد تدابیر تفسیر معنوی را برمی تابد و بیشتر تدابیر مسائل اقتصادی و اجتماعی را فرامی گیرد. رویکرد اقتصاد منهای معنویت در بخش تدابیر، سبب می شود که در میدان پیشرفتهای آینده، معنویت از ثروت اندوزی، اتراف، فساد و تبعیض شکست بخورد.
ترکیب ناهمگن مبانی و تدابیر در متن سند الگو نشان می دهد که نتوانسته ایم مبانی را در سطح تدابیر جریان دهیم و آرمان های انقلاب را عینی سازیم. این دقیقا مشکلی است که از ابتدای انقلاب گریبانگیر نخبگان و مدیران کشور بود و آنها نتوانستند مبانی معنوی انقلاب اسلامی را به میدان تدابیر عملی بیاورند. نتیجه این شد که نهادهای اقتصادی و اجتماعی آنطور که بایسته است، بر اساس ارزش های معنوی استوار نشد و جامعه اسلامی تحقق نیافت. تداوم این شکاف میان مبانی و تدابیر قطعا ما را در تحقق اهداف و آرمان های اسلامی در جامعه و سپس رسیدن به تمدن نوین اسلامی ناکام خواهد گذاشت.
سند الگو در رابطه با ارزش والای «استقلال» بسیار خوب ظاهر شده است. واژۀ استقلال فقط چهاربار در سند به کار رفته و تنها دو مورد از آن به معنایی است که در شعارهای آغازین انقلاب اسلامی مطرح بود. اما شفافیت نسبی این مفهوم موجب شده است، که آرمان استقلال در تار و پود تدابیر تنیده و ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به خوبی در برگرفته است.
مشکل معنویت از اینجا آغاز می شود، که تصور شفاف و مانعی از آن وجود ندارد. معمولاً معنویت را به اخلاق تأویل می برند، جای عرفان به زبان می آورند، یا با اظهار دینداری می سنجند. البته معنویت با اینها پیوند وثیقی دارد، ولی غیر آنهاست. اگر معنویت را واژه ای تفننی بدانیم که گاهی بدل از اخلاق و گاهی به جای دین یا عرفان به کار می آید و آن را یک حوزه مطالعاتی مستقل ندانیم، مسائل معنویت را نمی بینیم و به اهدافش نمی رسیم. معنویت یک شاخۀ علمی مستقل در طبقه بندی علوم اسلامی است، که تا کنون به علل مختلف نیاز به آن احساس نمی شد. موضوع این علم استعداد روحی انسان است و اهداف و مبانی و روش و سایر رئوس آن قابل تعریف است و می تواند سرچشمه ای جوشان برای بالندگی علوم انسانی-اسلامی باشد.
بی توجهی به مطالعات معنوی به عنوان یک رشتۀ علمی و ابهام در مسائل آن، چهره ای ناموزون برای معنویت در سند الگو ترسیم کرده؛ به طوری که در بخش مبانی بسیار فربه و غنی قامت افراشته و در بخش تدابیر به شدت ضعیف و نحیف افتاده است. با توضیحاتی که عرض شد، بازنگاری بخش تدابیر سند را بر اساس مبانی آن ضروری می دانم و امیدوارم این سند فاخر زمینه ساز برداشتن گام بلندی به سوی تمدن نوین اسلامی باشد.
حمیدرضامظاهری سیف
اسفندماه۱۳۹۷