شکرگزاری

شکرگزاری

این روزها بازار شکرگزاری خیلی داغ شده است.
بله، بازار شکرگزاری
بعضی ها موضوع سادۀ شکرگزاری را که در قلب همه ما وجود دارد، به مسأله ای پیچیده تبدیل کرده اند و آن را به فروش گذاشته اند.
اینکه چگونه شکرگزاری کنید، (چه قوانینی شکرگزاری را اثر بخش می کند، به طوری که سبب افزایش ثروت و خوشبختی شود.) کالایی شده است، برای فروش در کلاس ها و دوره های آموزشی مختلف.
تأثیر شکرگزاری برکائنات، تغییر فرکانس وجودی ما با شکرگزاری، شکرگزار و قانون جذب، همه و همه ادعاهایی است که نه علم تأیید می کند و نه دین.
اینکه شکرگزاری باعث می شود ما به نعمت های الهی و بهره هایی که در زندگی داریم، بیشتر توجه کنیم، درست است.
اینکه با شکرگزاری لطف بیشتری از سوی خداوند شامل حال ما می شود، درست است.
اینکه افراد ناسپاس، نعمت های خدا را نمی بینند و حتی اگر خداوند هم نعمت ها را از آنها نگیرد، خودشان نعمت های شان را نادیده می گیرند؛ درست است.
اما،
اینکه شکرگزاری فرنکانس شما را با کائنات هماهنگ می کند تا آنچه می خواهید به دست آورید، ادعایی بی دلیل است.
اینکه در شکرگزاری از ادبیات خاصی باید استفاده کنید و در غیر این صورت شکرگزاری شما اثر و ارزش ندارد، ناموجه است.
اینکه با شکرگزاری کائنات بیشتر به شما می بخشد،
از نظر علم و دین بی معنا و غیر قابل قبول است.

می گویند: این طور نگویید که «خدایا شکرت که مریضی را از من دور کردی.» چون این تعبیر باعث می شود، مریضی به سوی تو بیاید.
باید بگویی: «خدایا شکرت، که به من سلامتی دادی.»
گویا با موجودی کور و کم شعور طرف هستیم، که منظور ما را متوجه نمی شود.
واقعا چه تصوری از خدا در این حرفها نهفته است؟
شما می توانید روزی هزار بار بگویی: «خدایا شکرت که مریض نیستم، بیماری دیگران را هم شفا بده.» این دعا و آن شکرگزاری در پیشگاه خدای دانا هیچ فرقی ندارد با این که بگویی: «خدایا شکرت که به من سلامتی دادی، به دیگران هم سلامتی ببخش.»
آنچه به نظر می رسد در این بازار فریبنده موجب آمیختگی درست و نادرست شده، چند مورد است:
اول اینکه معلوم نیست ما از خدای حکیم و مهربان قدردانی می کنیم، یا از کائنات
دوم: معلوم نیست هدف شکرگزاری به جا اوردن حق خدا و سپاس از لطف و مهربانی اوست، یا یا راهی تشویق او تا به ما ثروت و نعمت بیشتر بدهد.
شکرگزاری خالصانه یا شکرگزاری طمع کارانه؟
سوم: حقیقت شکرگزاری منظور است یا با این عنوان توهماتی نظیر قانون جذب تبلیغ می شود.
شکرگزاری به معنای تغیر یافته اش، ایمان به خداوند دانا و مهربان را با تکیه به کائنات جایگزین می کند. کائناتی که نه در دین و نه در علم نقشی برای روزی دهندگی و بخشندگی آن تعریف نشده است.
من ترجیح می دهم بنده خدا باشم و او را سپاس گزاری کنم، تا اینکه از کائنات کمک بخواهم و نسبت به آن چاپلوسی کنم.
من خدا را دوست دارم و او را شکر گزاری می کنم، حتی اگر مرا با دشواری ها بیازماید و آرزوهایم را برآورده نکند. چون او خالق مهربانی است که سزاوار عشق و ستایش است. هر چه دارم از اوست و خدای بخشنده و مهربانی غیر او نیست.