روشنگری پیشگیرانه

روشنگری پیشگیرانه

روشنگری پیشگیرانه مهمترین راه مقابله با شبه جنبش های معنوی

حمیدرضا مظاهری سیف

شبه جنبش های معنوی و عرفان های کاذب حجم عظیمی از تبلیغات را آغاز کرده اند. در دو دهه اخیر میلیون ها نسخه کتاب با صدها عنوان مختلف، ده ها مجله زرد و پرتیراژ، صدها سایت، هزاران محفل و حلقه و جلسه رسمی و غیر رسمی و موسسات متعدد مشغول بوده اند تا معنویت های نوظهور را ترویج کنند.

حجم عظیم تبلیغاتی که شبه جنبش های معنوی ایجاد کرده اند، به تدریج افکار مخاطبان را تحت تأثیر قرار می دهد. اگر مخاطب آنها در یک مقاله بینش ها و آموزش های آنها را نپذیرد، در چند کتاب دیگر و با دیدن چندین سایت و نشریات مربوطه و احیانا شرکت در برنامه های سمینارها آنها به تدریج پذیرا می شود، القائات آنها در ذهن و دل او راه پیدا می کند.

گستره ی فراگیر ابزارهای انتقال پیام که شبه جنبش های معنوی به کار گرفته اند و تکثر و حجم بالای تولیدات آنها همه مردم را در معرض آسیب های ناشی از تعالیم آنها قرار داده است. توسعه وسایل ارتباطی و درهم شکسته شدن مرزهای فرهنگی بسیاری از شهرهای کوچک و حتی مناطق روستایی را که در معرض نفوذ معنویت های کاذب قرار داده است.

همه کسانی که به نوعی مخاطب شبه جنبشهای معنوی هستند، به یک اندازه اثر نمی پذیرند. به طور کلی مخاطبان آنها را می توانیم به سه گروه تقسیم کنیم:

یکم. افرادی که از روی سرگرمی، کنجکاوی، بی کاری یا کلاس اجتماعی و چشم و هم چشمی در برنامه های آنها وارد شده اند. تجربه نشان می دهد شاید حدود %۸۰ مخاطبان آنها از این دسته باشند

دوم، افرادی که در اثر ارتباط با معنویت های نوظهور و مخاطب قرار گرفتن از سوی آنها دچار تغییرات اولیه و تزلزل و شبه شده اند این گروه شاید در حدود %۱۵ مخاطبان باشند

سوم، افرادی که نه سرگرم اند و نه شبه دار، بلکه متعصب اند. به این معنا که تغییرات آنها کامل شده و دیگر شبه ندارند و کاملاً افکار انحرافی را جذب کرده‏اند.

گروه سوم که بخش اندکی از مخاطبان و آسیب دیدگان عرفان های کاذب را شامل می شود، نیازمند مراقبت ویژه معنوی هستند و باید برنامه های خاصی جهت بازپروری معنوی روی آنها انجام شود. که شامل مراقبت معنوی، مشاوره های روانشناسی و حمایت های اجتماعی است.

گروه دوم با مراجعه به مشاوران معنوی که با آموزه های معنویت های کاذب و تعالیم معنوی دین آشنا هستند، قابل راهنمایی هستند. اقدام به موقع و درست درباره این گروه از رسیدن به مرحله آسیب نوع سوم جلوگیری می کند.

برای گروه اول روش روشنگری پیش‏گیرانه مناسب است و به نظر می‏رسد سایر مردم که هنوز مخاطب معنویت‏های نوظهور نشده‏اند، بالقوه در معرض تبلغات آنها هستند و به گروه اول ملحق می‏شوند. نگاهی به حجم فعالیت‏های داخلی و خارجی و نیم نگاهی به عقبه برنامه‏ریزی و پیش‏بینی‏های صورت گرفته از سوی کانون‏های تفکر تمدن غرب، این موضوع را تأیید می‏کند، که هجمه عرفان های کاذب و شبه جنبش های معنوی موجی نیست که به سادگی فرونشیند، بلکه با هدف و برنامه ریزی این موج ساخته شده و بر دامنه آن افزوده می شود.

بنابراین:

قلمرو روشنگری پیش‏گیرانه همه‏ی مردم جامعه است، غیر از گروه دوم و سوم که این روش در آنها تأثیری ندارد. برای آسیب دیدگان نوع دوم مراکز مشاوره معنوی و برای آسیب دیدگان نوع سوم مراکز مراقبت ویژه معنوی طراحی پیشنهاد می شود.

روشن‏گری پیش‏گیرانه با رعایت اصول زیر قابل اجراست:

یکم. جذابیت ها و آسیب های شبه جنبش‏های معنوی با هم گفته شود. در صورتی که فقط آسیب های آنها بیان شود، پس از مواجهه با آنها مخاطب اطلاعات اولیه خود را نادرست ارزیابی کرده و منابع روشنگری را دروغگو می پندارد. معمولا جذابیت ها در شبه جنبش های معنوی اولیه هستند و آسیب ها در مراحل بعدی و پس از گذشت مدت زمانی که برای افراد متخلف است، ظاهر می شود.

دوم. نقد و آسیب شناسی در کنار ارائه معنویت اسلامی به نسبت ۳۰-۷۰ بیان شود. نقدها مردم را در یک فضای منفی و خالی می کشد و در این شرایط نیاز به معرفی جایگزین بسیار جدی است. گاهی همنهادی نقد و ارائه معنویت اسلامی به مقایسه و درک عمیق تر و روشن تر نقدها نیز کمک می کند.

سوم. در سطح عمومی جامعه نقدها حتی الامکان از سوی افراد غیر روحانی ارائه گردد و ارائه معنویت اسلامی از سوی روحانیون. این نکته دو نتیجه ارزشمند دارد. نخست اینکه بیان نقدها از سوی روحانیون برای کسانی که پیش فرض های منفی دارند، تفسیرهای نادرستی را به دنبال می آورد. مثل اینکه روحانیون برای اثبات درستی خودشان دیگران را نقد و تخطئه می کنند. از سوی دیگر مردم انتظار دارند از روحانیون معرفی معارف دینی را بشنوند و با اعتماد بیشتری ارائه معنویت دینی را از آنها می پذیرند.

چهارم. در نقدها مرزهای معنایی و مفهومی بین ادبیات میزبان و ادبیات مهاجم روشن شود. اهمیت این نکته از آن رو است که شبه جنبش های معنوی با استفاده از ادبیات جامعه ای که به آن وارد می شوند و با استفاده از واژگان مقدس و مأنوس فرهنگ مورد هجوم مطالب خود را تنظیم و عرضه می نمایند. این کار موجب می شود که مردم به آنها اعتماد می کنند و احساس نمی کنند که در حال دریافت مطالبی بیگانه و متعارض با معارف بومی و دینی خود هستند.

پنجم. در ضمن نقدها اشاره گذرا به مصادیق صورت بگیرد و در اصل بحث معیارها و شاخص های تمایز میان معنویت حقیقی و کاذب بیان گردد. مصادیق شبه جنبش های معنوی بسیار متنوع و متکثر است، نمونه هایی در گذشته بسیار فعال بوده اند ولی اکنون، از رونق افتاده اند، موادی که اکنون پر سر و صدا هستند، ممکن است فردا اهمیت کمتری داشته باشند و در آینده جریان های جدیدی به میان خواهند آمد، که امروز نامی از آنها در میان نیست. بنابراین اساس نقد های روشنگرانه بر دادن معیارهای کلی و شاخص هایی است که در بین عرفان های کاذب و شبه جنبش های معنوی شیوع دارد. اما صرف نظر از ذکر مصادیق مهم و به روز شایسته نیست. زیرا همه مخاطبانی که نیاز به روشنگری پیش گیرانه دارند، نمی توانند معیارهای کلی را به دقت دریافت کنند و به درستی بر مصادیق تطبیق دهند. بنابراین اشاره به مصادیق مهم و فعال ضروری است.

ششم. ارائه معنویت اسلامی متضمن برنامه های عملی مناسب با موضوع نقد و به صورت انگیزشی باشد و کمتر بر ابعاد بینشی تکیه شود. مشکل بزرگی که فضای خالی برای ورود معنویت های کاذب ایجاد کرده این است که با توجه به منطق محکم و عقلانیت نیرومند موجود در معنویت اسلامی، معلمان معنوی بیشتر همت خود را بر بیان ابعاد منطقی و تبیین عقلانی معنویت اسلامی قرار داده اند و کمتر به ابعاد انگیزشی، هیجان زا و شورانگیز معنوی قرار داده اند. این اشتباه سبب شده است که معنویت های کاذب با به کار گیری تکنیک های انگیزشی و ایجاد جاذبه ی هیجانی و بدون تکیه بر منطق و عقلانیت بتوانند مخاطبینی را به سوی خود متوجه سازند و آنها را تحت تأثیر قرار دهند.

هفتم. از همه عوامل جامعه پذیری برای روشنگری پیشگیرانه استفاده شود. مدرسه، رسانه، مطبوعات، گروه همسالان، معلمان و روحانیان همه باید برای ایجاد یک نهضت روشنگری نسبت به معنویت های کاذب مشارکت کنند. روشنگری اگر به طور ناقص انجام شود، ممکن است آسیب هایی را به دنبال داشته باشد. بنابراین همه عوامل جامعه پذیری با تمام قوا باید آگاهی های مردم را به سطح مطلوب ارتقاء دهند به طوری که هیچ کس از روی ناآگاهی و تحت تأثیر تبلیغات دروغین شبه جنبش های معنوی به آنها گرایش پیدا نکند.

برای تحقق نهضت روشنگری آموزش نیمه تخصصی اقشار خاص که عوامل فعال این حرکت هستند، نظیر روحانیون، فرهنگیان، مدیران فرهنگی، هنرمندان، برنامه سازان و مدیران رسانه، خبرنگاران و فعالان فرهنگی ضرورت دارد، تا یک جریان روشنگری عمومی در جامعه شکل بگیرد. اقشار خاص در ضمن آشنایی با جریان های معنوی نوظهور و آسیب ها و شاخص های آنها باید با روش روشنگری پیشگیرانه آشنا شوند و منابع لازم برای مشارکت در این حرکت را بشناسند. همچنین آنها نیاز به سازمان دهی و آموزش مدام و بهره مندی از بسته های فرهنگی هستند تا در ایفای نقش روشنگرانه ی خود موفق باشند.

عده ای گمان می کنند که روشنگری ممکن است به معرفی این جریان ها به جوانان و اقشار آسیب پذیر فرهنگی منتهی شود و جنبه ی تبلیغی برای شبه جنبش های معنوی پیدا کند. این ترس بسیار نابه جا و خطرناک است و نتیجه ی آن این است که دست روی دست بگذاریم تا زمانی که بخش عمده ای از جامعه دچار آسیب های شبه جنبش های معنوی شوند و آنگاه بخواهیم مردم را از این آسیب ها آگاه کنیم یا به آسیب دیدگان کمک کنیم که سلامت معنوی خود را بازیابند.

در نهایت تأکید بر این نکته بسیار مهم است که هیچ درمان و راه حلی برای آسیب های فرهنگی بهتر از پیش گیری نیست و پیش گیری در قلمرو امور فرهنگی و معنوی تنها با آگاهی بخشی و روشنگری امکان پذیر است.