رهایی از وسواسی

رهایی از وسواسی

 همه ‏ی ما با وسواس آشنا هستیم و می‏دانیم چه فاجعه‏ی دردناکی است. حتی اگر خودمان مبتلا نباشیم، افراد مبتلا به این مشکل را دیده‏ایم یا درباره‏ی آنها شنیده‏ایم. وسواس ریشه‏ای در فکر دارد و گاهی در رفتارهای نامعقول و رنج‏آور تکراری نمایان می‏شود. از این رو به آن وسواس فکری-رفتاری می‏گویند.

چنین افرادی معمولاً دچار افکار تکراری و تأثیرگذاری هستند که ناخوشایند است و نوعی اضطراب و نگرانی را در آنها برمی‏انگیزد. تا اینجا مرحله‏ی وسواس فکری است، اما گاهی از این هم فراتر می‏رود و شخص برای برطرف شدن نگرانی‏اش دست به کارهای خاصی می‏زند و به دنبال تکرار افکار، رفتارهایی را انجام می‏دهد تا بتواند با آن افکار اضطراب‏زا مقابله کند و به آرامش و اطمینان برسد. در واقع رفتار وسواسی راهی برای آرام کردن افکار وسواسی است. چنین شخصی فکر می‏کند که با تکرار رفتاری مثل شستشو می‏تواند از افکار مزاحم رها شود.

این افکار ممکن است در مورد آلودگی، ناامنی، نادرست انجام شدن آیین‏های مذهبی و یا تردید در مسائل اعتقادی باشد. در همه‏ی این موارد گویا صدایی بلند در درون شخص می‏پیچد و فکری نگران کننده را مدام تکرار می‏کند. در این نقطه ماهیت معنوی وسواس به صورت یک آسیب معنوی شناسایی می‏شود. وسواس در لایه‏های درونی وجودما ریشه دارد، که قلمرو امور معنوی است. در درون انسان پدیده‏های ناشناخته‏ی فراوانی است از جمله نداها و طنین‏هایی که برخی از آنها الهی و برخی دیگر شیطانی است. به نظر من موفق‏ترین راهکارهای درمان وسواس براساس معنویت شکل می‏گیرد.

ندای درون
هرکس نداهایی را از درون خود می‏شنود. درون ما خاموش و خالی نیست. دنیایی عظیم اینجاست. درون من و تو صحنه‏ی مبارزه‏ی شیاطین و فرشتگان و رویارویی نیروهای خیر و شرّ است. جهان درون را باید شناخت حالات گوناگون که در آن پدید می‏آید و نداهای مختلفی که در آن طنین انداز می‏شود. اگر این شناخت درونی و خودشناسی را نداشته باشیم، سرگردان خواهیم شد و آسیب‏های معنوی و روانی، سلامت و آرامش مان را تهدید خواهد کرد.

نداهای هراس‏انگیز موهوم و غیرواقعی از منبع دروغ و فریب به دل‎ها می‏آید و سرچشمه‏ای غیر از شیطان ندارد. هر کس می‏تواند این حرف‏ها را باور نکند، اما عمل‏کرد شیطان و نداهایی که به دل‏ها می‏افکند، به باور ما مربوط نمی‏شود. او کار خودش را می‏کند، و به دست ماست که در برابر او هوشیار باشیم یا غافل و بی‏خبر. البته اگر از کسی که دچار وسواس شده است بپرسیم: چرا اینطور رفتار می‏کند، پاسخ می‏دهد که این کار از شیطان است.  اما این کافی نیست. ما باید با آموزش‏های معنوی، خودکاوی و مراقبه حقایق معنوی و درونی را به خوبی درک کند، به سلامت معنوی برسیم. پیش‏گیری از بیماری‏هایی مثل وسواس یا درمان آن نیز از همین راه‏های معنوی امکان پذیر است.

هدف اصلی شیطان این است که مردم را فریب دهد و از زندگی سالم و رضایت‏بخش بازدارد. او برای این هدف همواره تلاش می‏کند. یکی از کارهایی که برای رسیدن به هدفش می‏تواند انجام دهد، وسوسه است. القای پیام‏هایی به قلب انسان که او را به تردید و نگرانی دچار کند و به جای داشتن افکار و رفتارهای ثمربخش و برخورداری از یک زندگی آرام و سالم، به افکار و رفتارهای نامعقول و رنج‏آور گرفتار شود. با این وصف کسی که افکار وسواسی دارد و نگرانی القا شده از وسواس را می‏پذیرد و برای التیام بخشیدن به اضطراب و دست یابی به آرامش در چرخه‏ی رفتارهای تکراری می‏افتد، اجازه داده است که شیطان لذت موفقیت را در وسوسه‏ی او تجربه کند. نتیجه این خواهد شد که او بیش از پیش به کارش ادامه می‏دهد و شخص وسواسی بیش از پیش گرفتار می‏شود و رنج می‏برد.

برای خلاصی از افکار وسوسه آلود نمی‏توانیم با رفتار وسواسی موفق شویم. راه نجات این است که به وسواس رفتاری ایست بگوییم و بر شیطان درونی که وسواس فکری را ایجاد می‏کند مراقبه کنیم. مراقبه یعنی توجه دقیق و عمیق. با این توجه حضور این موجود خبیث و مزاحم را درک می‏کنیم و می‏فهمیم که افکا وسواسی از ما نیست. اولین روزنه‏ی رهایی از وسواس است که بفهمید افکار وسواسی از شما نیست، بلکه القایی واهی از سوی شیطان است. اگر منشأ وسوسه را درک کنیم و آن را به خودمان نسبت ندهیم، به رهایی و آرامش خواهیم رسید.

مشکل این است که شیطان به صورت ندای درونی با ما سخن می‏گوید و طوری وانمود می‏کند که گویا وسوسه‏های او خواسته‏ی درونی ماست. زمانی که بدانیم شیطانی اینجاست که وسوسه می‏کند، می‏توانیم نسبت به او بی‏تفاوت باشیم و صدایش را نشنیده بگیریم، اما بی‏توجهی به منشأ ندای درونی و ندیدن وسوسه‏گری که می‏خواهد خودش را با ما یکی کند، اصلی‏ترین عامل وسوسه پذیری است. زیرا نشناختن منشأ وسوسه موجب می‏شود که آن را از خودمان و بخشی از خواسته‏ی قلبی و درونی مان بدانیم، دقیقاً در این حالت گرفتار وسواس می‏شویم.

همه‏ی مردم نوعی از وسواس فکری را تجربه می‏کنند، فرق افراد آسیب پذیر و افراد سالم این است که، افراد سالم می‏توانند به این وسوسه‏ها بی‏توجه باشند، ولی افراد آسیب پذیر در این کار ناتوانند. برای توانمندسازی افراد وسوسه پذیر بهترین راه مراقبه بر شیطان و شناخت منشأ نداهای درونی است. پس از مدتی که این مراقبه انجام شود، شخص متوجه خواهد شد که غیر از ندای وسواس، نداهای دیگری هم در دل وجود دارد. نداهای درونی که به سوی آرامش و روشنایی یاد خدا دعوت می‏کند. نداهایی که از سوی نیروهای خیر و الهی است. تا وقتی گرفتار وسواس باشیم و اجازه دهیم که بلندترین صدای درون ما باشد، الهامات الهی را را نخواهیم شنید و روشنایی رهایی را نخواهیم دید.

مراقبه بر شیطان نوعی مراقبه‏ی قلبی است و انجام آن به این صورت است که شخص باید به جای عمل کردن و تکرار رفتارهای تکراری، به ندای وسوسه انگیز درونی، گوش کند، با تمام توجه آن را بشنود و از خودش بپرسد: آیا این ندای قلب من است؟ آیا کاری که به تکرارش وادار می‏شوم، حقیقتاً خواسته‏ی من است. در این حالت ندای حقیقی قلبش را خواهد شنید، که به او می‏گوید: آن صدای قلب تو نیست، وسوسه‏ای است از سوی موجودی خبیث که قصدی غیر از آزار تو ندارد.

این مراقبه حقایق زیادی را روشن خواهد کرد. آنچه صدها مشاور و راهنمای معنوی می‏گویند به این اندازه تأثیر ندارد، که تو آن را از راهنمای درونی خود می‏شنوی. در درون هر کس واعظی دانا و راهنمایی دلسوز است، او در قلب همه‏ حضور دارد و پرتوی از علم و نور و عشق الهی است. وسواس نمی‏گذارد، صدای او را بشنوید، اما اگر به منشأ وسواس توجه کنی، راهنمای درونی را خواهی یافت و او پاسخ سوالاتت را خواهد داد.

پاسخ‏های راهنمای درونی این طور نیست که فقط به تو چیزی بیاموزد، هدایت‏های او مستقیم به عمل و زندگی تبدیل می‏شود. اگر از او بشنوی که وسواس از شیطان است و از تو نیست، پس نباید به آن توجهی کنی، همین سخن واعظ و راهنمای درونی، تو را درمان خواهد کرد. دیگر نیاز به هیچ کار دیگری نیست. وقتی دیگران موعظه‏ات می‏کنند و تو پس از شنیدن باید تصمیم بگیری و عمل کنی، اما راهنمای درونی بخشی از هویت و اراده‏ی توست. با شنیدن او بخش زیادی از راه را رفته‏ای و می‏توانم بگویم که به مقصد رسیده‏ای. مگر اینکه تصمیم بگیری، بازگردی و به وسواس گوش کنی.

بنابراین راه نجات از وسواس این است که به ندای وسوسه انگیز گوش کنید و به دنیای شگفت انگیز درون قلب خود وارد شوید. برای این کار لحظه‏ای به رفتارهای وسواسی «نه» بگویید. به خود بگویید: چند دقیقه‏ی دیگر به چرخه‏ی رنج‏آور تکرار وارد خواهم شد، اما لحظه‏ای مکث لازم دارم.

مکث کنید و مراقبه داشته باشید. شاید متوجه شوید که مجبور نیستید، به آن چرخه‏ی ملال آور وارد شوید. انسان آزاد آفریده شده است و برای دست‏یابی به حق آزادی خویش نیازمند آگاهی و رشد معنوی است.

پناه بردن به لطف خداوند
همه‏ی تهدیدها و آسیب‏های معنوی فرصت‏های طلایی برای بازگشت به سوی خدا هستند، فرصت‏هایی برای پناه بردن به لطف او و ارتباط نزدیک‏تر با قدرت و عشق بی‏پایانش. ما به تنهایی موجودات ناتوان و آسیب پذیری هستیم، اما هنگامی که با یاد خدا، به خدا پیوند می‏خوریم، به قدرتی شکست ناپذیر تبدیل می‏شویم.

برای مقابله با شیطان هم می‏توانیم از این ظرفیت ارتباطی استفاده کنیم و با پناهنده شدن به لطف و رحمت الهی، اراده و نیروی رویارویی با وسوسه‏ های ناپاک و افکار پلید را پیدا کنیم. برای پناه بردن به رحمت و قدرت خداوند کافی است در قلب خود بخواهید که به او نزدیک شوید و در پناهش باشید.

قصد کنید که خود را در پناه خداوند قرار دهید. این کار ساده و اسرارآمیزی است. برای انجامش نیت و قصد شما کافی است. قصد خدا کردن یک عمل قلبی است، دقیقاً همانطور که تصمیم می‏گیرید کسی را ببخشایید. با این کار ظاهراً اتفاقی نمی‏افتد، اما در جهان معنویت یک رویداد بزرگ رخ می‏دهد؛ که اثر آن را احساس خواهید.

قلب ما می‏تواند کارهای زیادی انجام دهد، که یکی از آنها قصد رفتن به سوی خدا، توجه به او و پناه بردن به لطف و مهر الهی است. اگر روزی هزار بار هم این قصد را انجام دهید زیاد نیست و هر بار گامی معنوی به سوی او برداشته‏اید. این کار یکی از با شکوه‏ترین و تأثیرگذارترین نمونه‏های ذکر است. در هر نماز، در هر کار خیر و خاص یا در برنامه‏های معمولی و روزمرّه، با هر شکرگذاری و هر ذکری که به زبان می‏آورید، قصد کنید که به سوی خدا بروید و به لطف و رحمتش پناه آورید. به این ترتیب پس از مدت کوتاهی تغییرات بزرگ را در خودتان احساس خواهید کرد. نور و نیروی الهی در قلب شما جای می‏گیرد و الهامات الهی بسیار بلندتر و رساتر از وسوسه‏های شیطانی در قلب شما طنین انداز می‏شود.

با قصد و نیت نزدیک شدن به خدا و اراده‏ی قلبی برای این کار روح شما که از خداست، یک گام به اصل و سرچمشه‏اش نزدیک‏تر می‏شود. این نزدیکی موجب شکوفایی، گسترش و افزایش عظمت روح شماست. به معنای روشن‏تر این راه رشد معنوی است. با هر نیت نزدیک شدن و پناه بردن به خدا قلب شما اوج می‏گیرد و از سطحی که وسوسه‏ها می‏توانند در آن وارد شوند، فراتر می‏رود.

رشد معنوی و شکوفایی روح سبب می‏شود که بین شما و عامل وسواس، اختلاف سطح به وجود آید، او دیگر نمی‏تواند به سادگی روی خط ارتباطی باشما قرار بگیرد، ندایش دور و دورتر و صدایش ضعیف و ضعیف‏تر می‏شود. حالا راحت‏تر می‏توانید او را ندیده بگیرید. به رشد معنوی و قصد نزدیکی به خدا ادامه دهید، خواهید دید که دنیای‏تان عوض می‏شود، خودتان هم به موجود دیگری تبدیل می‏شوید، سرشار از آرامش و روشنایی یاد خداوند. واقعاً تجربه‏ی لذت‏بخش و با شکوهی است. وقتی می‏توانید همه‏ی کارها را برای خدا انجام دهید، حضور او را احساس کنید و نور و نیرویش را با خود داشته باشید. بیشتر از این نمی‏توان گفت، بهتر است تجربه‏اش کنید. لازم نیست از مشکل وسواس رنج ببرید، تا به این تجربه‏ی معنوی دست بزنید. همه می‏توانند رشد معنوی را انتخاب کنند.

راه‏های دورکردن شیطان
معنویت جهان شگفت انگیزی است که خیلی از حقایق و روابط آن برای ما ناشناخته مانده. بخشی از ناشناختگی معنویت به روابط بین ذهن و جسم و معنویت مربوط می‎‏شود. بعضی از خوراکی‏ها و مراقبت‏های جسمی آثاری در قلمرو معنوی دارد. از جمله خوردن انار، سیب، خرما و روغن زیتون، یا مالیدن روغن زیتون به بدن و شستن سر با سدر و حنا، دود کردن اسفند و موارد دیگری که در روایات به طور گسترده‏ای بیان شده است.

به طور خلاصه راه‏های معنوی وسواس از این قرار است: مراقبه بر شیطان و تمرین برای شنیدن ندای راهنمای درونی، نیت نزدیک شدن به خدا در هر کار و پیمودن راه رشد معنوی و استفاده از خوراکی‏ها و مراقبت‏های جسمی که آثار معنوی دارند.
مظاهری سیف