دشمن شناسی

امام سجاد در دعای چهل نهم صحیفۀ سجادیه که «دعائه فی دفع کید الأعداء» نام دارد، به دشمن شناسی می­پرداند. در این دعای شریف مباحث قابل توجهی دربارۀ چگونگی عملکرد دشمنان حق، ریشه­ها و علل این دشمنی، راه­های مقابله و سرنوشت دشمنان حق بیان شده است.

در قسمتی از این دعا می خوانیم: «چه بسا ستمکار و گردن کشی که با فریب و نیرنگ دامهای خود را بر سر راهم گشود و برای به دام انداختن من افرادی را گماشت. و همچون درنده ای که در کمین شکار خود نشسته، کمین گرفت و در انتظار فرصتی بود تا شکارش را بگیرد.»

در این جملات امام علیه السلام هوشمندی و پشتکار دشمنان حق را با دقت و ظرافت بیان کرده است. دشمنانی که یک دم آسوده نمی­نشینند و از اندیشیدن نیرنگ­ها دست نمی کشند. شیطان اگر چه عجول است اما برای کینه توزی و دشمنی ورزیدن گاهی چنان بردبار می شود و آتش های فروخفته را برمی­افروزد، که انسان را شگفت زده می کند. با بردباری بسیار دام ها می تند و نیروهای خود را سامان می­دهد، غفلت را به تدریج بر قلب اهل ایمان جا گیر می کند و در فرصتی مناسب، با القائات و الهامات خود بر دل دوستانش آنها را بر علیه حق می شوراند.

امام سجاد در ادامه به خداوند عرض می کند که تمام این آمادگی ها و کوشش های دشمنانه در حالی بود که «با چاپلوسی به من روی خوش نشان می داد، اما در پشت نگاهش آتش دشمنی برافروخته بود.»

دو رویی، دروغ و دغلکاری از ویژگی های برجستۀ دشمنان حق است. آنها دست دوستی دراز می کنند، با ارزش ها و آرمان های حق ابراز هم دلی می کنند، شعارهای اهل حق را به زبان می آورند اما همین که به خیال خود جایگاهی پیدا کردند و به اهداف شان نزدیک شدند، همه ارزش ها را زیر پا می گذارند و گستاخی و اهانت را به نهایت می رسانند.

زین العابدین مناجات را این طور ادامه می دهند: «آن گاه که تو ای معبود من – که نامت بلند و فرخنده با – فساد باطن و زشتی نهانش را دیدی، او را با سر در همان گودال افکندی و در چاه خودش سرنگون کردی. تا این که پس از آن همه سرکشی با خواری و ذلت در همان دامی افتاد که می خواست مرا در آن ببیند. و اگر مهربانی و رحمت تو نبود، نزدیک بود، تا آنچه بر سر او آمد، برای من پیش آید.»

در این فراز از دعا امام علیه السلام خاضعانه شکست و رسوایی دشمنان حق را کار خداوند مهربان دانسته و باطن پلید دشمنان را موجب دوری آنها از لطف و رحمت و یاری خداوند می داند. چنانکه در فراز دیگری از این دعا با لطفی دلکش و عباراتی دل نشین می گوید: «ای معبود من دیدی که من از برداشتن بار مشکلات ناتوانم و از مبارزه با کسانی که با من قصد دشمنی دارند درمانده ام و در میان دشمنان بسیار تنهایم؛ کسانی که برای آسیب رساندن به من کمین گشوده اند، به طوری که فکر آن را هم نمی کنم. پس تو یاری مرا آغاز کردی، پیش از آنکه از تو بخواهم و با نیروی خود به من توان بخشیدی. شمشیر بران دشمن را بی اثر کردی و یاران او را بعد از جمع شدن، پراکندی و مرا بر او پیروز نمودی.»

در تمام این جملات درخشان روح توحید و بندگی موج می زند، کسی که قلب و بازوی خود را به خداوند سپرده و برای مقابله با دشمنان به یاری و پشتیبانی قدرتمندترین قدرتمندان پناه برده است. و این راز بزرگ پیروزی حق بر باطل است، اگر چه باطل با تمام قدرت و توان به میدان بیاید.

امام سجاد علیه السلام در ادامۀ فراز گذشته به ریشه های دشمنی اشاره کرده و می گویند: «چه حسودانی که غصۀ راه نفس شان را بسته بود و خشم بر من مانند استخانی گلویشان را گرفته بود.» ریشۀ بسیاری از دشمنی ها حسادت است و حسادت از آنجا آغاز می شود که کسی نعمتی را در دیگری می بیند و خود را در مقایسه با آن محروم می پندارد. همین احساس محرومیت و محدودیت یعنی یا باید او داشته باشد یامن، موجب حسادت شده و آتش دشمنی را می افروزد.

تمام دشمنی هایی که با اهل بیت صورت می گرفت برسر یک موضوع بود آنها به امر خدا و سفارش پیامبر از مقام ولایت برخوردار بودند، در حالی که دشمنان حق با چشم طمع به این مقام نگاه می کردند و آن را طعمه ای لذیذ می دیدند. از فرق علی در محراب تا گلوی حسین در قتلگاه برای این شکافته و بریده شد که آنها به خواست خداوند حق و تکلیف ولایت داشتند. و همیشه در طول تاریخ در برابر ولایت حق قدرت طلبان باطل سرکشیده اند و برای جلب منافع نا به حق و زیاده طلبانۀ خود قانون­ها را شکستند و خون­ها ریختند.

اما همیشه چنین بود که دشمنان حق، در ابتدا حق را به صورت باطل جلوه می دادند و بعد از بی آبرو کردن اهل حقیقت و راستی، پلیدترین اعمال را در رابطه با آنها انجام می دادند. علی ها را بی نماز و حسین ها را خارج شده از دین معرفی می کردند و بعد شمشیرها را از قلاف بیرون می کشیدند. همیشه اینطور بوده که خدمت گذار ترین مردم به خیانتکاری و راستگوترین شان به دروغ گویی متهم می شدند. امام سجاد در ادامه دعا این شیوه نفوذ دشمن را به خوبی توصیف کرده و می فرمایند: «با زبان تیز خود مرا آزرد و با تهمت های ناروا دشمنی خود را آشکار کرد و آبروی مرا هدف تیرها قرار داد و خصلت های زشتی را که خودش لحظه ای از آنها جدا نبود، به من نسبت داد و آن را بر سر زبان ها انداخت.»

امام سجاد در این دعای گران سنگ که دعای چهل و نهم صحیفه است، هوشیاری در برابر دشمن و عدم غفلت از دشمنان را درس می دهد. و این در حالی است که سالها دشمنان ما از طریق کتاب ها و کلاس های شبه معنوی «تکنولوژی فکر» و ده­ها نام فریبندۀ دیگر، فکر نکردن به دشمن را مردم تلقین کردند و به ما می آموختند که «اگر به دشمن فکر کنی دشمنی را جذب کرده ای. و این قانون جذب است. مبادا به دشمن فکر کنید که این فکر هیزم به آتش دشمنی می ریزد و آرامش و زندگی خوب را از شما می گیرد.» همان کشورهایی که افرادی را مستقیم و غیر مستقیم برای انتقال این آموزه های دروغ و فریبنده تربیت می کنند و به داخل کشور می فرستند، یک لحظه از حیله و دشمنی با مردمان دست نکشیدند.

دشمن شناسی و باور کردن وجود دشمن واقعی نه تنها آرامش و زندگی خوب را خراب نمی کند بلکه به سه علت آرامش واقعی و عمیق را به وجود می آورد. نخست اینکه توجه به وجود دشمن و هوشمندی و پشت کار او دل ها را به یاد خدا انداخته و زمینه ساز پناه بردن به نیروی بیکران و رحمت بی پایان او می شود و یاد او آرام بخش دلهاست.

دوم اینکه باور کردن وجود دشمن، دلهای را نزدیکتر و صفا و دوستی را ریشه دارتر می کند، چنانکه مردم بزرگ ایران در سالهای پیش از انقلاب و سالهای دفاع مقدس این وحدت و صمیمیت را به خوبی تجربه کردند.

و سوم اینکه عدم غفلت از دشمنان موجب آمادگی برای مقابله و دفاع می شود و از اینکه در خواب غفلت مورد شبیخون قرار بگیریم جلوگیری می کند. مبارزه با دشمن و شکست واقعی او، در عالم واقع تهدیدات را از بین برده و موجب آرامش حقیقی در وجود فرد و جامعه می شود.

در حالی که قانون جذب ما را در آرامشی خیالی و موهوم فرومی برد، که با فکر نکردن به دشمن حاصل می شود؛ و اگر روزی دشمن به خیابان های شهر بریزد و زندگی ما را به باد دهد، دیگر از آن آرامش خیالی هم اثری نخواهد بود.

امروز کشور ما بحرانی را تجربه می کند که بسیار آموزنده است و از وجود دشمنانی هوشمند و با پشت کار حکایت دارد، دشمنان خستگی ناپذیری که با تغییر روش ها و آزمودن راه های گوناگون این بار موفق شدند تعدادی از خواهران و برادران ما را با خود همراه کنند و قربانیانی را از ما بگیرند. البته حوادث تلخ عاشورای امسال این توطئه ها را به پایان خود نزدیک کرد و دست سیاه دشمنان را برای مردم گشود.

اما باید توجه داشته باشیم که داستان دشمنی­ها به پایان نرسیده است. این دشمنی ها از زمان امام سجاد بوده و تاکنون نیز ادامه داشته و پیش از آن بوده و بعد از این هم تداوم خواهد داشت، تا روزی که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

این دشمن شکست خورده در سالهای آینده با تجربۀ بیشتری باز خواهد گشت و آن موقع با مطالعه و برطرف کردن نقاط ضعف خود احتمال موفقیت­اش را افزایش خواهد داد. پس به عهدۀ ماست که این تجربه ها را ذخیره کنیم و به دانش دشمن شناسی مبدل سازیم تا برای کودکان امروز که جوانان فردا خواهند بود ذخیره شود.

اگر این دشمن ده سال دیگر باز گردد با نیروهای آموزش دیده ای که فقط بتوانند پایتخت را به آشوب بکشند باز نخواهد گشت. اغتشاشات خیابانی سالهای بعد بگونه ای خواهد بود که افراد آموزش دیده برای راه اندازی شورش های خیابانی در شهرهای مختلف به کار گرفته می شوند.

نمادهای دینی و مذهبی را به صورت نقابی بر چهرۀ کریه توطئه برای مدت بیشتری نگاه خواهند داشت. ممکن است به جای چند ماه تا چند سال شعار «الله اکبر» و «یاحسین» سر بدهند، تا بتوانند گروهی از مردم را برای مدت بیشتری در کنار خود نگهدارند.

در شورش های خیابانی سالهای بعد، که البته با هوشیاری مردم هیچ گاه اتفاق نخواهد افتاد، به جای اینکه در روز قدس آب معدنی پخش کنند، در روز عاشورا غذای نذری توزیع خواهند کرد و اشتباهات این دفعه تکرار نخواهند شد.

خلاصه اینکه دشمن هوشمند، هوشیار و با پشتکار است و ما اگر علاوه بر اینها دعا و توکل بر خداوند را داشته باشیم، پیروزی مان قطعی است. به امید اینکه بتوانیم امانتی که با پرپر شدن زیباترین لاله­های عاشق به دستمان رسیده است به مصلح جهان برسانیم.