خودپذیری

خودپذیری

 نسبت به مسائل گذشته به شدت خودش را سرزنش می کرد. حتی خطاهایی را که دیگران فراموش کرده بودند، هنوز او را آزار می داد. گویی می خواست تا آخر عمر خودش را برای یک اشتباه مجازات کند. در دنیایی سخت گیرانه و بدون بخشایش زندگی می کرد و هر چیزی که مربوط به او بود، اشکال داشت. بعضی از دوستانش به او می گفتند که احساس گناه بیش از اندازه اش مثل یک مرض شده است.

دو نوع احساس گناه
احساس گناه همیشه خوب نیست. دو نوع احساس گناه داریم:
احساس گناه سلامت بخش (امنیت زا)
و احساس گناه مرضی (امنیت زدا)
احساس گناه امنیت زا خطاهای گذشته را به صورت یک تجربه حفظ می کند، تجربه ای همراه با احساس پشیمانی و خودداری از تکرار. با وجود این نوع از احساس گناه، تکرار خطاهای گذشته ممکن نخواهد بود و از انجام دوباره‏ی آنها در امان می‏مانیم. احساس گناه امنیت زا نسبت به این که باز هم از تکرار خطا آسیب ببینیم و رنج بکشیم، امنیت به وجود می آورد. بنابراین نباید خطاها را فراموش کرد و اندوه و رنج پس از آن را از یاد برد.

مرز احساس گناه سلامت بخش، این است که به صورت تجربه ای بازدارنده نسبت به تکرار خطا باقی بماند. اما اگر از این حد فراتر رود، به احساس گناه مرضی تبدیل می شود. احساس گناه مرضی این است که شخص تجربه تلخ گذشته را به عاملی برای سرکوب خودش و انکار استعدادها و شایستگی‏هایش تبدیل کند.

در احساس گناه مرضی شخص امتیاز منفی را از عمل نادرستی که انجام داده، به سوی خودش برمی‏گرداند و به جای اینکه به خطایش امتیاز منفی بدهد، خودش را سرکوب می‏کند. هنگامی که به جای خطا دانستن عمل انجام شده و خودداری از تکرار آن، خود را یک خطای بزرگ تصور کنیم، دیگر هیچ چیز را در زندگی و وجود خود قابل اعتماد نخواهیم یافت. همه‏ی کارهای مان را نیز از منظر خطاکاری ارزیابی خواهیم کرد. چنین کسی خود پذیری ندارد و همواره در نگرانی به سر می‏برد. شهامت اقدام و اعتماد به نفس را از دست می‏دهد و تحمل خودش را هم نخواهد داشت.

کرامت خود
توجه توجه! به خصوص کسانی که دچار احساس گناه امنیت‏زدا و عدم خودپذیری هستند، این جملات را با دقت بخوانند و بارها و بارها بخوانند و به آنها فکر کنند:
هیچ گناه ذاتی‏ای وجود ندارد. هر انسانی دارای کرامت ذاتی است و وجودش، زندگی‏اش، آرامش‏اش ارزشمند است. خداوند انسان را بر همه‏ی آفریدگان کرامت داده و به خاطر آفرینش او افتخار کرده است. انسان کامل‏ترین مخلوق و برترین پدیده‏ی خلقت است.

بگذارید جور دیگری بنویسم: تو هیچ گناه ذاتی‏ای نداری، بلکه دارای کرامت ذاتی هستی. وجودت، زندگی‏ات و آرامشت ارزشمند است و خداوند تو را بر همه‏ی آفریدگان کرامت داده و به آفرینشت افتخار کرده است. تو کامل‏ترین و برترین پدیده‏ی خلقت هستی. موجودی که خداوند با آگاهی از خطاکاری‏ات، تو را پذیرفت و کرامت بخشید. تو با تکیه بر لطف او و فرصت‏هایی که به تو داده است می‏توانی همه‏ی خطاها را جبران کنی و زندگی‏ات را به یک شاهکار تبدیل کنی.

وجود تو بسیار ارزشمند است، همین که هستی، زندگی می‏کنی و می‏توانی خدا را به یاد آوری و نامش را بر زبان جاری کنی. اینها بزرگترین ارزش‏های هستی است. البته تو می‏توانی خدا را از یاد ببری، و یا برعکس در برابر کشش‏های گوناگون به سوی خودخواهی و خطاکاری بایستی و خدا را انتخاب کنی، این یک موهبت بی‏نظیر است که خداوند به هیچ یک از مخلوقات دیگر به این شکل نبخشیده است.

خطاهایی که از روی ناآگاهی و سهل انگاری انجام می‏دهیم، یا حتی خطاهای بسیار حقیرانه‏ای که به علت عدم مراعات آداب اجتماعی و یا ناآگاهی از هنجارهای موهوم و عادت‏های اجتماعی خطا ارزیابی می‏شوند، ارزش این را ندارد که خودت را بخاطرش عذاب دهی.

یک خطای گفتاری، فراموشی، کوتاهی یا ناتوانی‏های جزئی و ظاهری که به تفاوت‏های فردی بازمی‏گردد، چیزی نیست که در برابر کرامت ذاتی تو به شمار آید. تو مدال افتخاری بر سینه‏ی خالقت هستی، حق نداری افتخار خداوند را زیر سوال ببری. او می‏داند که چه آفریده و در افتخار کردن به مخلوقش اشتباه نمی‏کند. اگر تو نمی‏خواهی این حقیقت را بپذیری، به تو مربوط می‏شود و از قضا عدم پذیرش این حقیقت، یعنی کرامت ذاتی خودت، بزرگترین گناه نابخشودنی است.

انواع بهانه ‏های خودناپذیری
خطاها و کاستی‏های ما بهانه‏هایی برای عدم خودپذیری است. برخی از خطاها بر اساس معیارها و هنجارهایی است که مردم ساخته‏اند و ممکن است بر اثر ناآگاهی از آنها زیرپا بگذاریم شان، یا اینکه از روی سهل انگاری آنها را رعایت نکنیم، به هر حال تنها هزینه‏ای که برای این موارد باید بپردازیم، یک عذرخواهی ساده است و نباید بیش از این خودمان را رنج بدهیم. این اشتباهات تنها از سوی شما پیش نمی‏آید. برای آنها نه خود را سرکوب کنید و نه دیگران را خیلی مورد سرزنش قرار دهید. بسیاری از این هنجارهای اجتماعی ممکن است نادرست باشند، روزگاری در بین مردم رواج پیدا کنند و روزی دیگر برچیده شوند. پس جای نگرانی و احساس گناه نیست. آسوده باشید و خود را ببخشید.

گاهی ممکن است مشکلاتی پیش بیاید که خطای ارادی به شمار نمی‏رود و علت آن کاستی‏های فردی است. ممکن است کسی بینایی ضعیفی داشته باشد، دیگری قد کوتاه یا بلند، و شخصی خوب نشنود؛ تفاوت‏ها گاهی مشکلاتی به وجود می‏آورند، که به نظر من اگر ارادی نباشند، حتی عذرخواهی هم نیاز نیست و دیگران باید این شرایط را درک کنند. کسی که خوب نمی‏شنود، ممکن است در بسیاری از موارد نتواند پاسخ دیگران را درست و به موقع بدهد، او نباید همواره از دیگران عذرخواهی کند. در بسیاری از موارد حتی متوجه اشتباه خود هم نمی‏شود.

ما باید سعی کنیم در روابط اجتماعی دیگران را به خوبی درک کنیم، اشتباه‏های آنها را توجیه کنیم و ندیده بگیریم، شاید او براستی غرضی ندارد ولی ما علت اینکه چرا چنین کرد را ندانیم. حالا که در برخورد با دیگران بهتر است سخت‏گیر نباشیم، چرا درباره‏ی خودمان اینقدر بی‏رحمانه رفتار می‏کنیم. گاهی یک اشتباه به اندازه‏ای که برای خودما بزرگ به نظر می‏رسد، واقعاً بزرگ و نابخشودنی نیست. ما برای اینکه این اشتباه را در مقابل دیگران انجام داده‏ایم خود را سرزنش می‏کنیم، درحالی که دیگران از آن گذشته‏اند و فراموشش کرده‏اند.

حتی اگر دیگران نخواهند ما را ببخشند، چرا ما با خودمان مهربان نباشیم. نظر دیگران را معیار قضاوت درباره‏ی خودتان قرار ندهید. سعی کنید حقیقت را ببینید و با خودتان بزرگوارانه برخورد کنید و به کرامت ذاتی‏تان احترام بگذارید.

دین و احساس گناه
گروه دیگر از خطاهایی که ممکن است، انجام دهیم گناهان دینی است. مواردی که مردم با اندیشه‏های محدود و پراشتباه خود آنها را وضع نکرده‏اند، بلکه خداوند با دانایی نامحدودش حدود و قوانینی را تعیین کرده است. حالا اگر اشتباه و خطایی در برابر قوانین و خواسته‏های خداوند داشتیم چطور رفتار کنیم؟

در اینجا هم ممکن است احساس گناه مرضی به وجود بیاید که نوعی وسوسه و القای شیطانی برای رنج‏آور کردن دینداری و دلزدگی و بی‏توجه به ارزش‏های الهی است. احساس گناه سلامت بخش در رابطه با گناهان دینی چند ویژگی دارد:

یکم. پشیمانی و رنج بوجود آمده را به صورت یک تجربه‏ی ارزشمند به خاطر بسپارید و فراموش نکنید. به این منظور گاهی در خلوت خود با خدا آن خطاها را به یاد آورید و رنجش و پشیمانی پس از آن را یادآوری کنید و بارها و بارها به خاطر آن خطا از خداوند آمرزش بخواهید. حتی اگر مطمئن هستید که او شما را بخشیده است. اگر یک بار خطا کردید هزار بار به خاطر آن به سوی خدا بازگردید و از آن خطا پیاپی روبگردانید. به این ترتیب از آن خطا هزار پل به سوی خدا ساخته‏اید. خدا واقعاً این کار را دوست دارد.

دوم. به لطف و عشق خداوند امید و اعتماد داشته باشید. او به محض اینکه پشیمان شوید، شما را می‏بخشد. شک نداشته باشید. اما مراقب باشید که لطف خداوند و اعتماد شما به عشق او موجب نشود که پشیمانی و رنج و تلخی گناه را از یاد ببرید.

سوم. خداوند بسیار مهربان‏تر از آن است که تصورش را بکنید. در صورت حفظ تجربه‏ی گناه و پشمانی پس از آن خداوند آن خطا را به خوبی تبدیل می کند. به طوری که نقطه ضعف شما در انجام آن گناه به نقطه قوتی بازدارنده تبدیل می‏شود. «کسی که به سوی خدا بازگردد و ایمان داشته باشد و کار درست انجام دهد، بی شک خداوند اشتباه‏های آنها را به خوبی‏ و نیکی تبدیل می کند. براستی که خداوند بخشاینده و بسیار مهربان است.»

خداوند نه تنها خطاهای ما را می‏بخشد، بلکه آنها را برداشته و نیکی به جای آن می‏گذارد و از آنچه موجب سقوط بوده است، نردبانی برای صعود به سوی خودش می‏سازد. ویژگی اول را دوباره بخوانید. خداوند هر بار که از خطای خود احساس پشمانی کنید و به سوی او بازگردید، شما را می پذیرد، گویا اولین باری است که از آن خطا روگردانده‏اید. در واقع اوست که به خواست شما از یک گناه که تصمیم گرفته‏اید فراموش و تکرارش نکنید، هزاران پل برای بازگشت به سوی خودش می‏سازد و شما را از آن می‏گذراند.

با ایمان به خدا در هر شرایط می‏توانید خود را دوست داشته باشید، زیرا محبوب خداوند هستید، می‏توانید به خودتان اعتماد کنید، چون او به شما اعتماد دارد. می‏توانید اشتباه‏های خود را پشت سر بگذارید و از آنها فرصتی برای رشد و پیشرفت بسازید، زیرا او چنین می‏خواهد.

کمال‏گرا نباشید

کمال‏گرایی یعنی هر کاری می‏کنیم، بخواهیم بی‏عیب و نقص باشد. براستی که توقع زیاد و ظالمانه‏ای است. کسانی که کمال‏گرا هستند، واقعاً فکر می‏کنند چنین چیزی ممکن است!

بعضی از افراد به علت کمال‏گرایی دست به کاری نمی‏زنند، یا کارها را نیمه رها می‏کنند و یا پس از اتمام آن از اینکه کارشان را عرضه کنند و در اختیار دیگران بگذارند، خودداری می‏ورزند. چون به نظرشان هنوز کار تمام نیست و اشکالات زیادی دارد و می‏پندارند تا همه‏ی نقص‏هایش برطرف نشده، نباید آن را به کسی نشان بدهند.

به کسانی که کمال‏گرا هستند باید گفت: بسیار خوب، کار شما اشکالاتی دارد، اما آیا کارهای دیگران بی‏اشکال است؟ مگر ما خدا هستیم که کارهای‏مان بی‏نقص باشد! یکی از اهدافی که با ارائه دادن کارهای‏مان به دست می‏آوریم، استفاده از نقدها و نظرات آنها و در نتیجه کامل‏تر شدن آنهاست. نباید از نقد هراسی داشته باشیم.

ما باید خودمان را با نقص‏های‏مان بپذیریم تا بتوانیم به سوی کمال حرکت کنیم. کسانی که دچار کمال‏گرایی هستند، فکر می‏کنند که خودشان می‏توانند به تنهایی کامل باشند، برای همین نگران اند. در حالی که باید قبول کنیم ما موجودات ناقصی هستیم، با همه‏ی استعداد و کرامت ذاتی که داریم، اما پر از نقص و کاستی هستیم، سرشار از عجز و ناتوانی و به تنهایی نمی‏توانیم کامل باشیم یا کامل شویم.

کمال‏گراها فراموش کرده‏اند که ما به لطف خدا محتاجیم و همه‏ی وجودمان نیاز به اوست. بدون تکیه به لطف و کمک خداوند هیچ بذری شکوفا نمی‏شود، هیچ جنینی رشد نمی‏کند و به دنیا نمی‏آید و هیچ انسانی به کمال نمی‏رسد. ما باید خود را با نقص‏هامان بپذیریم، تا با تمام وجود تکیه کردن به لطف و قدرت الهی را درک کنیم؛ تا بفهمیم بدون لطف و محبت خداوند چیزی نیستیم و هرچه داریم از اوست. با این درک نه از نقد و نقص می‏ترسیم و نه حتی از تمسخر و ملامت دیگران.

پذیرش نقص‏ها و ضعف‏های مان ما را به لطف بی‏پایان خداوند متوجه می‏سازد و اینکه تا چه حدی وابسته و نیازمند به او هستیم و شهامتی به ما می‏دهد که از غیر او هراسی نداشته باشیم و به سادگی هر استعداد و هنر و اندیشه‏ای که داریم شکوفا سازیم.

اگر نکته‏ی مثبتی در کار شما هست، آن را در اختیار دیگران قرار دهید، شاید قرار است نقص‏هایش به دست آنها برطرف شود. اگر علمی، هنری، خدمتی و یا ایده‏ای دارید، که می‏توانید به جامعه بیاورید، آن را حبس نکنید. قطعاً آن از لطف خداست و شما حق ندارید دیگران را از آن محروم کنید. نقص‏ها به تدریج برطرف خواهد شد، بنای این دنیا بر تدریج است. اما اگر از ابتدا جلوی آن گرفته شود، هیچ چیزی برای کامل شدن به میان نمی‏آید.

روی یک کاغذ مواردی را که نسبت به آنها احساس گناه دارید و عواملی که مانع از خودپذیری شماست، بنویسید. آنها را در سه گروه جا دهید. نخست مواردی که در اختیار شما نیست. با یک قلم قرمزرنگ روی آنها خط بکشید و از ذهن‏تان محو کنید.

دوم مواردی که خطاهای اجتماعی هستند. در صورتی که نیاز است از کسی عذرخواهی کنید این کار را انجام دهید و آن موارد را هم حذف کنید.
سوم مواردی که گناه دینی است. آنها را حفظ کنید و با توجه به سه ویژگی احساس گناه سلامت بخش درباره‏ی آنها عمل کنید.

در صفحه دیگر مواردی که فکر می‏کنید به خاطر کمال‏گرایی خود را محدود کرده‏اید بنویسید، استعدادها، ایده‏ها، شاید نظرات علمی و آثار هنری که گوشه‏ای گذاشته‏اید. همه را مشخص کنید و برای آزاد کردن و عرضه کردن‏شان، برنامه‏ریزی کنید. آنها جلوه‏هایی از لطف خداست که امانت به شما سپرده شده، پس آنها را به مردم برسانید و برای بهبود زندگی جمعی قدمی بردارید.

وقتی آنچه دارید، عرضه می‏کنید، در کنار نقدها و شاید تمسخرهای احمقانه، آثار مثبتی را هم خواهید دید، کسانی که با کار شما احساس معنا می‏کنند، یا مشکلی از مشکلاتشان حل می‏شود. این بزرگترین مشوقی است که شما را از پشت پرده خودناپذیری به صحنه‏ی خودپذیری می‏آورد.