تأثر افکار بر ماده، علم یا شبه علم!

تأثر افکار بر ماده، علم یا شبه علم!

تامس یانگ (۱۸۲۹) نشان داد که نور به صورت موجی نوسان‏دار و پیوسته جریان می¬یابد. سپس ماکس پلانک با کشف عدد ثابتی اثبات کرد که امواج نور در بسته های مشخص انرژی نوسان می‏کند و این بسته ها را کوانتوم نامید. بعدها دوبروی (۱۸۹۲-۱۹۸۷) توضیح داد که سایر ذرات مانند الکترون‏ها، باید رفتار موج مانند داشته باشند.
با این تحقیقات معلوم شد که ماده در حقیقت بسته‏های انرژی است، که به علت ریز بودن گاهی مثل ذرات به نظر می رسد. معلوم نبود که آنها را باید ذره تصور کنیم یا موج بدانیم. بررسی‏های ورنر هایزنبرگ به این نتیجه رسید که وقتی وارد دنیای درون اتم می¬شویم و ذرات بسیار ریز را مشاهده می¬کنیم، مشاهده به مداخله تبدیل می¬شود. به محض اینکه بخواهید به یک الکترون یا پروتون دست یابید و آن را روی میز آزمایش قرار دهید، آنها در هم می شکنند، تغییر می کنند و به ذرات دیگر تبدیل می شوند. و با ذرات یا کوآنتوم های ابزار آزمایشگاه ترکیب می شوند.
شما در دنیایی با ابعاد معمولی می¬توانید هرچیز را در نقطه¬ای مشاهده کنید، اما در دنیای زیراتمی برای مشاهدۀ ذرات باید آن را بدست آورید. برای این منظور باید یک ذره را به ذره ای دیگر شلیک کرد و از روی واکنش ها به ویژگی هایش پی برد و با این ویژگی ها ذره را شناسایی کرد. اگر به آرامی به یک ذره شکلیک کنیم، نمی¬توانیم به درستی ویژگی‏هایش را تشخیص دهیم و اگر به سختی به آن شکلیک کنیم، ویژگی¬هایش تغییر می‏کند. هایزنبرگ نتیجۀ تحقیقاتش را «اصل عدم قطعیت» نامید.
متأسفانه تعابیر نادرستی از این اصل صورت گرفت. به طوری که محدودیت‏های شناختی انسان به جهان مادی نسبت داده شد و جهان دارای حالتی نامشخص و تابع تصور و ارادۀ انسان فرض شد. نیلز بوهر گفت این سوال بیهوده است که می خواهیم بدانیم در دنیای درون اتم با ذره یا با کوانتوم مواجهه هستیم. قبول کنیم که حالت ذره و موج مکمل هم هستند و هر دو در ذرات کوآنتومی وجود دارند. انیشتین این ابهام را نپذیرفت. او می¬گفت خدا تاس¬بازی نمی¬کند و آفرینش نظم مشخصی دارد.
تفسیرهای نادقیق و غیرعلمی از آزمایش های علمی ادامه داشت، تا اینکه دیوید بوهم مدعی شد ذرات ماده با شعور هستند و در متناسب با نیت و افکار آزمایشگر رفتار می کنند. بوهم معتقد بود که جهان مادی در واقع یک میدان کوآنتومی بزرگ است، که افکار ما به آن شکل می دهد. وقتی موضوعی در ذهن تصور می‏شود، مغز انرژی تولید می‏کند و از سوی دیگر ماده هم انرژی است و همه کائنات از انرژی درست شده‏اند. بنابراین انرژی ذهنی و افکار ما بر اشیاء اثر می‏گذارد.
این برداشت ها و تفسیرهای شبه علمی از سوی عموم دانشمندان فیزیکدان پذیرفته نشده است و به عنوان داستان علمی تخیلی تلقی می شود.
مطالعه بیشتر:
مایکل تالبوت. جهان هلوگرافیک.
فریتیوف کاپرا. تائوی فیزیک