برنامه ‏های شبانه

برنامه ‏های شبانه

 از این پهلو به آن پهلو می‏غلتید. خواب به چشمانش نمی‏آمد. خیلی از شب‏ها نمی‏دانست کی خوابش می‏برد. وقتی بیدار می‏شد احساس می‏کرد که گویا نخوابیده است و خسته‏تر از هنگامی که به بستر رفته بود، از جا برمی‏خاست. ولی از وقتی یادگرفت که شب‏هایش را چطور برنامه‏ریزی کند، خیلی آرامش پیدا کرده بود.

شب چتری از آرامش را می‏گستراند. هنگام شب فعالیت حواس ظاهری کاهش پیدا می‏کند و کنش‏ها و واکنش‏های عصبی کمتر می‏شود. شب هنگام نوعی رخوت و سستی تن را فرامی‏گیرد و در آرامش نسبی فرومی‏رود. خواب یکی از شکل‏های آرامش بخشی هماهنگ با این شرایطی فیزیولوژیکی است. بسیار خوب است که در هر صورت ساعتی از شب را حتما‏ًًًًًً بخوابیم. حتی اگر شغل ما طوری است که باید شب‏ها بیدار باشیم، باز هم برنامه ریزی کنیم که ساعتی را بخوابیم. این یک برنامه ضروریست.

سست شدن واکنش‏های بدنی و فرونشستن برانگیختگی عصبی، موجب پذیراتر شدن قلب است. (مزمل.۶) هم از این رو یاد خدا و تفکر و عبادت هنگام شب بیشترین تأثیر را بر دل می‏گذارد و از مهربانی خداست که شب را برای آرامش‏تان قرار داد. (قصص.۷۳) بنابراین یکی دیگر از برنامه‏های هماهنگ با آرامش شبانه عبادت و راز و نیاز با خداست. سکوت و خلوت شبانه از بهترین فرصت‏ها برای یاد خدا و ارتباط با او است.

گاهی وضعیت برخلاف شکل طبیعی پیش می‏رود و با اینکه شب فرارسیده، برانگیختگی عصبی و بی‏قراری همچنان ادامه پیدا می‏کند. وقتی در بستر می‏روی خبری از آرامش و کاهش فعالیت‏های عصبی نیست، ذهن و تن و اعصاب در حالت ستیز و گریز است، بی‏قراری و برانگیختگی مثل هنگامی است که در یک بازار شلوغ مشغول خرید هستی، چانه می‏زنی، مواظبی که جنس مورد نظرت را مشتری دیگر برندارد و…

در این حالت چه باید کرد؟
دو برنامه‏ی هماهنگ با سکون و آرامش شبانه را شناختیم. یکی خواب و دیگری ارتباط با خدا؛ وقتی نمی‏توانید بخوابید، به نظر می‏آید که یک راه دیگر باقی مانده که می توانید از آن استفاده کنید.

گفتگو با خدا
اگر احساس ناآرامی و بی‏خوابی کردید، نیازی نیست که در جای خواب خود باقی بمانید و برای آرام شدن و به خواب رفتن، مبارزه کنید. این کار باعث ناآرامی بیشتر می‏شود. پس دست از مبارزه و درگیری بردارید و به درون‏تان بازگردید. بستر را جمع کنید و دست دعا بگشایید.

از بی‏خوابی و بی‏قراری شبانه استقبال کنید. هنگامی که روزها را بی‏توجه به یاد خدا پشت سر می‏گذارید، او نمی‏گذارد شب هم به همان ترتیب بگذرد. وقتی ما از خدا رو می‏گردانیم او ما را صدا می‏کند. در کشمکش مسائل روز چنان دل مشغولیم که صدایش را نمی‏شنویم، اما در سکوت و خلوت شب قلب ما می‏تواند صدای او را بشنود. البته چون به شنیدن صدای او انس نداریم، خیلی متوجه نمی‏شویم، اما اثرش را به صورت بی‏قراری احساس می‏کنیم. او شما را فرامی‏خواند تا با او مناجات کنید. پس دعوتش را بپذیرید و در کنجی خلوت سر صحبت را با او باز کنید. شما بیش از خواب به این ملاقات و گفتگو نیاز دارید. آنچه شما را آرام می‏کند، قرص‏های آرام بخش و خواب آور نیست.

حتی اگر امتداد درگیری‏های روزانه، شب‏تان را آشفته کرده است، باز هم به گفتگو با خدا پناه ببرید، این رویداد شما را از گردآب مشکلات و تنش‏ها بیرون می‏کشد و به کاری جذاب و آرامش بخش مشغول می‏کند. با خدا نشستن و گفتن یک فرصت طلایی برای بازگشت آرامش است.

شب فرصت مناسبی است تا درد دل‏ها و نگرانی‏های‏تان را با خداوند در میان بگذارید. گوشه‏ای آرام و خلوت پیدا کنید، یا زیر آسمان بروید، دستان خالی را بلند کنید، نسیم شبانگاهی را روی دست و صورت خود احساس کنید و هر چه دل‏تان می‏خواهد با خدا سخن بگویید.

در لابه‏لای گفتگو و درددل با خدا دقایقی هم سکوت کنید و منتظر الهامی از طرف او باشید. امیال و هوس‏های خود را کنار بگذارید، تا صدای خدا را به خوبی بشنوید. شاید او چیزی بگوید که شما دوست ندارید، اما مطمئن باشید، الهام او قلب شما را آرام می‏کند. اگرچه با خواسته‏های شما متفاوت باشد. این تفاوت می‏تواند شما را متحول سازد و حال‏تان را بهتر کند. پس تسلیم و پذیرا باشید و عاشقانه با او گفتگو کنید. راه دیگری وجود ندارد. هیچ کس نمی‏تواند مثل خدا پای سخن دل شما بنشیند و آرام‏تان کند. دوستان خدا او را در دل شب‏های تاریک یافته‏اند و با چشمان اشک بار، او را دیده‏اند.

بگذارید دلتان بشکند، مقاومت نکنید و با زبان خودتان با او سخن بگویید. مناجاتی سرشار از احساس درماندگی و نیاز، زیباترین و شورانگیزترین تجربه‏های معنوی را خلق می‏کند. کاملاً احساس بی‏کسی و تنهایی کنید، آنگاه خدا را از هر کس به خود نزدیکتر خواهید یافت. هنگامی که زبان دل‏تان باز شود و عاشقانه و نیازمندانه با او سخن بگویید، گوش دل‏تان هم باز خواهد شد.

نیمه شب‏تان را با نماز چراغانی کنید. نماز شما را چند پله بالاتر می‏برد و قلب‏تان را به خدا نزدیک‏تر می‏سازد. در این حال مناجات و گفتگو با خدا حال و هوای دیگری خواهد داشت. لازم نیست، کارهای سختی انجام دهید، بیشتر به دل‏تان نگاه کنید. دو رکعت نماز هم کافی است. گاهی قدم بزنید و به آسمان نگاه کنید؛ صفحه‏ای قرآن بخوانید و در آیات آن اندیشه کنید. یا گوشه‏ای بنشینید و به لطف خدا و حکمت او در زندگی‏ فکر کنید. به این که تا کنون چقدر در حق شما نیکی کرده است و بعد از این هم خواهد کرد. او را بزرگ بیابید، تا نگرانی‏هاتان کوچک شود.

عبور از گذرگاه روشنایی
وقتی به نشانه‏های او نگاه می‏کنیم و به اندیشه منتقل می‏شویم و اندیشه‏ها به مشاهده می‏رسد، گذرگاه روشنایی را می‏پیماییم. از این راه به قلمرو نور وارد می‏شویم و می‏توانیم به اندازه‏ی خودمان ملکوت عالم را ببینیم.

نگریستن به نشانه‏ ها »»» برانگیختن اندیشه »»» تماشا »»» ورود به قلمرو نور
در شب گذر از نشانه‏ها به اندیشه و از اندیشه به تماشا خیلی سریع اتفاق می‏افتد و در میانه‏ی تاریکی، به روشنایی می‏رسید. چون هنگام شب حرکت‏ها متوقف می‏شود، فعالیت‏ها کاهش پیدا می‏کند و حواس ظاهری کمتر عمل می‏کند. به دنبال آن سطوح عمیق اندیشه بیشتر در دسترس قرار می‏گیرد و حواس باطنی فرصت بهتری برای فعالیت و شکوفایی دارند. با فروکش کردن غوغاها و جلوه‏ها، گوش و چشم ظاهری محدود می‏شود و گوش و چشم باطنی آمادگی گشایش خواهد داشت.

اولین نتیجه‏ی گشایش چشم باطن دیدن نور خداست. در اثر دیدن این نور دروازه‏های خودشناسی باز می‏شود و تو همه‏ی وجود خود را به عنوان نشانه‏ای از نشانه‏های خداوند خواهی دید. تا زمانی که نور خدا را ندیده‏ای و خود را در پرتو او نشناخته‏ای، شناختی بسیار محدود و تاریک و البته ناقص از خود خواهی داشت. در پرتو نور خدا سراسر وجودت را نیاز و وابستگی به او می‏بینی و این نگرشی درست و شناختی حقیقی از خود است.

در سکوت و خلوت شبانگاه می‏توانیم به خودمان نگاه کنیم و با عبور از گذرگاه روشنایی، ربط مان را به او بیابیم. ببینیم که چقدر وابسته و محتاج به او هستیم و او چقدر نیرومند و بخشنده و مهربان و قابل اعتماد است. بسیار آرامش بخش خواهد بود، وقتی خود را در عشق و روشنایی الهی غوطه‏ور می‏بینیم. در این حال هیچ چیز نگران کننده‏ای وجود نخواهد داشت.

هیچ زمان دیگری مثل نیمه‏های شب نمی‏توانی در خودت سیر کنی، به اعماق درونت سر بزنی و از آنها راهی به سوی خداوند پیدا کنی. خودیابی در خلوت شبانه وجودت را به راهی به سوی خدا تبدیل می‏کند، پنجره‏ای که به روی او باز می‏شود و می‏توانی خداوند را از نزدیک ملاقات کنی. بسیار زیباست وقتی که خودت را می‏پیمایی، پشت سر می‏گذاری و به سرچشمه‏ی خلاق و بی‏پایان هستی می‏رسی. آنگاه می‏فهمی که همه‏ی وجودت گذرگاه روشنایی است و راهی است که از زمین تا ملکوت به سوی خداوند کشیده شده است. راهی که آغازش اینجا تو هستی، یک پندار. و انتهایش خداست، اصیل‏ترین واقعیت هستی.

کلام خداوند
در شب تا حدودی می‏توانید به آیه‏ها و نشانه‏های خلقت نگاه کنید، اما مهمتر و مؤثرتر از آن نشانه‏ها و آیه‏های کلام خداست، که بدون پرده‏ی خلقت بیان شده است. کلام خدا به اندیشه بسیار نزدیک‏تر است و حقایق معنوی عالم را شفاف‏تر و تماشایی‏تر می‏نماید. برای انتقال از نشانه به اندیشه، نشانه‏های کلامی رساتر هستند. زیرا کلام خدا از پدیده‏های خلقت به معنا نزدیک‏تر است. شما با سخنی که از او می‏شنوید ساده‏تر منظورش را می‏فهمید، تا از طریق پدیده‏هایی که آفریده است.

قران جریان زلال نور و آگاهی است. خدا در کلامش جلوه کرده و اگر خوب به آن گوش بدهی و خوب بخوانی‏اش، مستقیم در ارتباط با خدا قرار می‏گیری. به همین خاطر یکی از بهترین برنامه‏های شبانه خواندن قرآن است. با خواندن قرآن می‏توانید در گذرگاه روشنایی قرار بگیرید، بیندیشید و ببینید.

وقتی قرآن را می‏خوانید توجه کنید که خداوند این کلمه‏ها و عبارت‏ها را برای فرستاده‏اش خوانده است. اولین خواننده‏ی کلام خدا، خود اوست. خالق این کلمات اولین کسی است که آن را خوانده و در قلب پیامبر قرار داده است. اگر با توجه به این حقیقت قرآن را بخوانید، آرام آرام صدای خدا را می‏شنوید، گویا احساس می‏کنید، با خدا هم کلام شده‏اید و او این کلمات را بر زبان شما جاری می‏کند. تکرار و ادامه این تجربه شما را از خودبی‏خود می‏کند و زبان‏تان زبان خدا می‏شود. آنگاه می‏توانید بدون خستگی و پیوسته حجم زیادی از قرآن را بخوانید. شیرینی و گوارایی آن نمی‏گذارد از آن دست بردارید.

آنچه را گفتم مراقبه‏ی کلام خدا می‏نامم. این مراقبه در واقع خواندن قرآن است، با توجه به خالق این کلام و اولین گوینده‏اش. وقتی توجه به این موضوع را در قلبت حفظ کنی، به تدریج کلامت با کلام خدا یکی می‏شود و متوجه می‏شوی که خواننده قرآن اوست، اوست که زبان تو را گویا کرده و کلامش را بر زبانت جاری نموده است. به این ترتیب حضورش را با تمام وجود احساس خواهی کرد. بهترین کاری که شما را به این تجربه‏ی معنوی می‏رساند و شالوده‏ی اصلی مراقبه‏ی کلام خدا را شکل می‏دهد این است که با صدای قلبتان و طنین خیال‏تان هم قرآن را بخوانید.

همه‏ی ما وقتی دهان‏مان بسته است و چیزی نمی‏گوییم صدای خودمان را می‏شنویم. هنگام مطالعه‏ی این کتاب اگر آن صدای درونی و قلبی با شما بخواند، مطالب را به خوبی متوجه می‏شوید، اما اگر آن صدا چیز دیگری بگوید، می‏بینید که بعد از خواندن چندین صفحه چیزی از آن متوجه نشده‏اید. پس کلمات و آیه‏های قرآن را با صدای درونی و صدای قلبتان بخوانید. آنگاه هرچه زودتر به هماهنگی با طنین الهی خواهید رسید.

هرزمانی می‏توانید مراقبه‏ی کلام خدا را انجام دهید، اما در سکوت و تاریکی شب لطف دیگری دارد. بهترین حالت این است که در خلوتی بایستی خواندن قرآن را آغاز کنی. ایستادن برای حرمت به کلام خدا و آمادگی برای نزول اجلال الهی است. هرچه روان‏تر، زیباتر و با درک معنای بیشتر قرآن را بخوانید، تجربه‏ی موفق‏تری خواهید داشت. حرکت‏های اضافه را کنار بگذارید، بی‏حرکت و شمرده بخوانید، به زودی تحول آغاز خواهد شد و معجزه آشکار می‏شود.

با قرائت هر آیه و کلمه از کلام خدا یک گام بالاتر می‏روید، به او نزدیک‏تر می‏شوید، کلام‏تان با کلام او می‏آمیزد، صدایش را از حنجره‏ی خود می‏شنوید و سخنش با صدای خودتان نوش جان می‏کنید. نور او در قلب و زبان‏تان جاری می‏شود و آراش تمام وجودتا را می‏گیرد.

قرآن معجزه است، اما معجزه‏ای زنده که هر لحظه می‏توان اعجازش را دید. یکی از معجزاتش که می‏توانید تجربه کنید، همین است که خواندنش شما را مجذوب می‏کند، بالا می‏برد، روشنایی و آرامش را در وجودتان جریان می‏دهد و حضور خداوند را به شما می‏نماید. این کلام بشر نیست، کلام خداست که هیچ مانندی ندارد و کسی مثل آن را نخواهد آورد.

قرآن را در دل شب بخوانید، خود را به متکلم بسپارید، چشم‏تان‏، قلب‏تان، ذهن و زبان‏تان، صدا و کلام‏تان همه از اوست، به او واگذارید و قرآن بخوانید، خواهید دید که هنوز هم خدا خواننده است و شما ابزاری در دست او هستید. این تجربه‏ی رهایی و سبکی، بسیار زیبا و آرامش دهنده است. فقط باید تجربه‏اش کنید، تا بدانید چه می‏گویم. آرام و بی‏حرکت، شمرده و با توجه، در سکوت و تاریکی، آرام آرام لحظه‏ی روشنایی فرامی‏رسد.
فهرست برنامه‏های شبانه از این قرار است:
ساعتی خواب
دعا و درددل گویی با خدا
خواندن قرآن
آنگاه آرامش عمیق و پایدار را تجربه می‏کنید.

مظاهری سیف