اظهارات اخیر حلقه ای ها و پاسخ من

اظهارات اخیر حلقه ای ها و پاسخ من

سلام به همه دوستانم

به تازگی مطلبی درباره این حقیر در سایت بالاترین و سایت های مربوط به عرفان حلقه منتشر شده، که به نظرم رسید، مرور آن می تواند، تصویر روشنتری از حلقوی ها را به نمایش گذارد.

بالاترین: مظاهری سیف، بازجویی کوچک در کانون اقدامات اطلاعات سپاه

بنده در اطلاعات سپاه هیچ سمتی ندارم و به عنوان یک محقق عرفان فعالیتی غیر پاسخ گویی به برخی از پرسش های آنها درباره مسائل عرفانی و عرفان های کاذب نداشته ام، همانطور که پاسخ گوی همه اقشار جامعه هستم و از که کسی مراجعه می کند نمی پرسم شغلت چیست؟ دینت کدام است؟ یا فرزند کیستی؟ اگر چه فرصت همکاری با سربازان مردم در سپاه را ندارم، اما آن جایگاه خدمت را افتخاری بزرگ می دانم.

یکی از مخالفان مذبذب عرفان کیهانی (حلقه) که با تعیین خط مشی های اطلاعات سپاه در قبال بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی (استاد محمدعلی طاهری)، آبروی نظام جمهوری اسلامی ایران را به بازی گرفته است، جوانی کم تجربه و شهرت طلب، به نام حمیدرضا مظاهری سیف است.

از سال ۸۶ که از طریق مراجعه آسیب دیدگان حلقه با این جریان آشنا شدم، نظرم این بود که عرفان حلقه آسیب جدی برای بهداشت معنوی جامعه است. طاهری را هم یک بیمار معنوی می دانم و سندرم حلقه را یک بیماری معنوی مسری. با تأکید بر حق آسیب دیدگان برای شکایت از عرفان حلقه و احترام به همه آنها، معتقدم که مجازات طاهری باید پس از درمان معنوی او در یک مرکز درمانی انجام شود. زیرا خلوت و فراغت زندان برای بیماران معنوی که در توهمات خود غرق هستند، بسیار مضر است. در این سالها چکیده دیدگاه های من همین بوده و هیچ گونه تذبذبی نداشته است.

حلقوی ها اظهار می کنند، نگران آبروی نظام اسلامی هستند، در حالی که با شبکه های ماهواره ای مربوط به منافقان همکاری می نزدیک دارند و علیه نظام اسلامی در مجامع حقوق بشری ادعاهای دروغین مطرح می کنند.

او که متولد ۱۳۵۷ و بدون تحصیلات دانشگاهی است، با وجود بی رغبتی به مطالعه و تحصیل، در سن هیجده سالگی وارد حو…زه علمیه قم شده و در پی همکاری با نیروهای اطلاعاتی، مجوز تأسیس مؤسساتی به ظاهر فرهنگی را یافته است که پایگاه پشتیبانی فرهنگی اطلاعات سپاه محسوب می گردد.

تحصیلات دانشگاهی ندارم. اما هیچ گاه مثل طاهری به جعل مدرک دکترا و سایر مدارک علمی اقدام نکرده ام.

حلقوی هایی که می گویند نباید در مورد دیگران قضاوت کرد از کجا فهمیده اند کسی با ده ها کتاب و مقاله که بسیاری از آنها در همایش های علمی و مراکز علمی پژوهشی حوزوی و دانشگاهی و نشریات تخصصی منتشر شده، نسبت به مطالعه بی رغبت است؟

هفده سال پیش در هجده سالگی وارد حوزه علمیه قم شدم اما چطور کسی که اهل علم و مطالعه نیست به ادعای شما می تواند این قدر تدبیر و دانایی داشته باشد که موسساتی را تأسیس کند و به لحاظ فرهنگی اطلاعات سپاه را پشتیبانی کند؟

وی در میان هم سلکان خود (کسانی که به بهانه اظهار نظر در باب معنویت و مکاتب معنوی نوپدید، در پی کسب شهرت و ثروت هستند)، از جایگاه علمی و محبوبیتی برخوردار نیست و کتابچه های بی محتوا و بسیار ضعیفی که تا کنون در نقد عرفان های نوپدید به رشته تحریر در آورده است، بهترین گواه ناتوانی های علمی و قلمی وی می باشد.

یکی از آموزه های عرفان حلقه این است که درباره کسی قضاوت نکنید. بسیار خوب! چطور گروهی از پژوهشگران عرفان که تشخیص داده اند، عرفان حلقه، کاذب محکوم می شوند که در پی کسب شهرت و ثروت هستند؟

همچنین اظهار نظر درباب آثار بنده که صد البته قابل نقد است و از سوی مراکز پژوهشی مختلف حوزوی و دانشگاهی انتشار یافته و برخی در جشنواره های علمی حائز رتبه شده، یک اظهار نظر تخصصی است. و بهتر است بر اساس اصول و روش نقد انجام شود.

او در داستان تخیلی «عشق حوا» از رمان کودکانه «راز فرشتگان» سعی کرده است با الگوبرداری از عرفان های نوپدید و به خیال بازسازی جذابیت آنها در این رمان، به سوی مقوله عشق برود. اما بیش از هر چیز به نحوی ناشیانه و بر مبنای تمنیات شخصی، جذابیت های جنسیتی داستان را پرورده است.

همچنین، در داستان «دختر بهشت»، حفظ حرمت پیامبر مکرم اسلام(ص) و اولین بانوی مسلمان، خدیجه(س) را قربانی همین رویکرد کرده و آن دو شخصیت متعالی را همچون هنرپیشه های هالیوود فرض نموده، بازیگر تصورات ذهنی خود در خصوص رابطه زناشویی آن دو بزرگوار ساخته است تا باز هم به همان شیوه، رمان بی مایه مذکور را جذاب نماید.

کسی که این چند سطر را نوشته رمان راز فرشتگان را نخوانده است. زیرا عشق حوا و سایر اپیزودهای راز فرشتگان بخش های یک رمان هستند، نه داستان های مستقل. در مورد سایر مطالب هم بهترین نظر این است که افراد این رمان را که به طور کامل روی سایت شخصی ام و سایت انجمن معنویت نوین قرار دارد، مطالعه کنند.

تصویری که وی برای داستان «قلب قابیل» در همان کتاب طراحی کرده است، از نماد یین یانگ چینی الگوبرداری شده است که او و دیگر بازجوهای اطلاعات سپاه، همواره آن را یکی از نمادهای شیطان پرستی تلقی کرده اند و نماد عرفان کیهانی (حلقه) را شبیه آن می دانند. تنها تفاوت این تصویر با نماد یین یانگ، جایگزین شدن دو قلب گوچک به جای دو دایره کوچک این نماد است.

در کتاب راز فرشتگان هیچ تصویری نیست. ظاهرا نویسنده عکس های سایت بنده را دیده که به انتخاب طراح سایت استفاده شده است.

حمیدرضا مظاهری سیف، در تمام رمان سعی کرده است ویژگی های دخترانه شخصیت خود را به اوج ظهور برساند و در این کار چنان افراطی دارد که هر فرد غیر کارشناس نیز آن را در می یابد.

اما دربارۀ آشکار شدن ویژگی های دخترانه شخصیت نویسنده، باید عرض کنم: فضای رمان راز فرشتگان عاطفی و احساسی است و فکر نمی کنم این که یک مرد بتواند متن احساسی بنویسد، نقطه ضعفی برای او باشد. من همواره در کنار آثار فلسفی و نظری ام، آثار احساسی و انگیزشی نیز داشته ام و بعد از این نیز خواهم داشت. به نظرم انسان رشد یافته باید بتواند، به نهایت عاطفی باشد و به نهایت منطقی. نویسنده ی این مطلب با ادبیاتی که قصد جسارت در آن پیداست، در واقع مرا ستوده است.

نگاهی گذرا به رفتار این عنصر پر سر و صدا و کوچک که پشت سکان کشتی پوسیده اطلاعات سپاه، گردن می کشد، نشان می دهد که مجبور است ناتوانی های علمی اش را که جای هیچ توجیهی برای به حبس کشیدن بنیانگذار فرادرمانی و سایمنتولوژی و به انحراف کشیدن آموزه های ایشان ندارد، با اقدامات میدانی نامناسب تری جبران سازد.

اگر این بنده حقیر برای شما عنصری کوچک است، چرا به دنبال عناصر بزرگتر نمی روید؟ آیا عرفان حلقه با یک عنصر کوچک این قدر احساس خطر کرده و درگیر شده است؟

جرایم اثبات شده طاهری در دادگاه موضوع هیچ یک از تحقیقات و نقدهای بنده نبوده است. من حقوقدان نیستم محقق عرفان هستم و غالباً بر اساس واقع گرایی معنوی، نظرات و ادعاهای خلاف واقعیات معنوی را که موجب شکل گیری معنویتهای کاذب می شود، نقد و بررسی می کنم.

از این رو، بارها اقدام به تشکیل جلسات به ظاهر مناظره در فرهنگسرای فردوس نموده است تا بدون حضور بنیانگذار فرادرمانی، با دشمنی فرضی پیکار نماید و خود را در ذهن حضار، موجه و برجسته جلوه دهد.

سالها طاهری و طرفداران حلقه حاضر نشدند در یک فضای باز و در حضور منتقدان نظرات شان را بگویند. ما فضا را باز کردیم و دعوت کردیم تا آنها بیایند. اما متأسفانه طاهری حتی در مواقعی که از زندان مرخصی می گرفت حاضر به حضور در جلسات مناظره نمی شد، چنانکه در زمان آزادی نیز حاضر به برگزاری جلسات آزاد اندیشانه نبود.

این طلبه کم مایه، در یکی از تجمعات اعتراضی فرادرمانگران به رفتار غیر قانونی با بنیانگذار دو طب مکمل «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی»، استادمحمدعلی طاهری که در تابستان ۱۳۹۲ انجام گرفت، حاضر شد و خود عاجزانه در صدد متفرق کردن اجتماع کنندگان بر آمد تا صدای اقدامات تنش برانگیز اطلاعات سپاه، به گوش کسی نرسد.

طاهری با اسناد روشن متهم شده و با حضور وکیلش این جرایم اثبات شده است. ادعاهای دروغین غیر کارشناسی در مورد پرونده طاهری به اندازه ای است که مجامع جهانی حقوق بشری هم با اینکه بر علیه نظام اسلامی دنبال بهانه می گردند، نتوانستند در فرایند رسیدگی به جرایم طاهری مورد خلافی پیدا کنند.

من از همه فریب خوردگان طاهری و حلقه عاجزانه درخواست می کنم که فکر کنند و بعد تصمیم بگیرند. هنوز هم از تعداد معدودی که بی گناه اند و قربانیان اصلی حلقه هستند و برای دفاع از حلقه به میان می آیند، عاجزانه می خواهم که دقایقی فکر کنند که چرا عوامل اصلی حلقه خودشان را پشت مردم بی گناه پنهان کرده اند.

از دیگر رفتارهای زننده او که تنها ضعف سپاه در اثبات حقوقی تهمتهای ناروا به آن استاد ایثارگر را نشان می دهد، حضور وی در یکی از مساجد حومه شهر اصفهان (محله دهنو) در اربعین سال جاری و التماس به مردم برای تهیه استشهاد محلی علیه مربیان آن منطقه، به منظور انضمام آن به پرونده آن استاد ایثارگر بوده است که به جرم خدمت به مردم، تا کنون، قریب به سه سال را در بند انفرادی ۲ الف زندان اوین سپری کرده است.

خدمت به مردم جرم نیست، کلاهبرداری و جعل اسناد دانشگاه تهران جرم است.

مردم محله دهنوی اصفهان از محرم بنده را دعوت کردند تا به میان آنها بروم و راه حلی برای مشکلات به وجود آمده در برابر عرفان حلقه ارائه دهم. محرم فرصت نشد و دهه آخر صفرهم توفیق نبود تا اینکه پنج روز آخر این ماه موفق شدم خدمت آنها باشم. با توجه به جمعیت آسیب دیدگان و راه حل های ارائه شده، گروهی بودند که حق شان را مطالبه می کردند. بنده هم با احترام به حق آنها، راهنمایی کردم تا با مشورت یک وکیل شکایات خود را تنظیم کنند. مردم حق دارند از حقوق خود دفاع کنند، طاهری و حلقویان اگر مجرم نیستند، نباید از شکایت مردم بترسد.

در حال حاضر، با وجود خطاهای بی شماری که ناشی از عنان گسیختگی سپاه و سپردن اموری چون رویارویی با اندیشه به چنین افراد بی کفایتی است، هنوز بازپرس پرونده استاد محمدعلی طاهری، متوجه خبط و خطای خود نشده است و هر روز بر انزجار عموم مردم نسبت به خشونت و ظلم روا داشته شده از سوی سپاه و قوه قضائیه به بنیانگذار دو طب مکمل ایرانی «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» و بی توجهی مسئولین نسبت به آن می افزاید و بستر حرکت های اعتراضی وسیعی در داخل و خارج کشور را فراهم می سازد.

با اقدامات روشنگرانه منتقدان و نجات یافتگان حلقه روزبه روز مردم بیدارتر می شوند و از حلقه فاصله می گیرند. همچنین اگر نفوذی برای مقابله با طاهری در دستگاه هایی مثل سپاه یا رسانه ملی داشتم، بسیار پیش از این موضوع حل شده بود و همه مردم ایران با آگاهی کامل از این جریان آسیب زا، نسبت به آن مصون سازی می شدند.

همکاری با سربازان مردم در سپاه پاسدارن برای هر کس که توفیقش را داشته باشد، افتخاری ستودنی است. اما آنها که با منافقین در ارتباط هستند و به کسانی دست می دهند که دست شان به خون مردم آغشته است، آیا شرمنده مردم نیستند؟