آفات آزمون‌های و اصول پيشگيری از آنها

آفات آزمون‌های و اصول پیشگیری از آنها

در نظام حکیمانه عالم پروردگار مهربان برای انسان که سرآمد آفریدگان و برترین مخلوقات است، استعدادها و توانمدی‌هایی قرار داده که باید با اراده و تلاش خود آنها را شکوفا سازد. در میان انواع استعدادهای افراد بشر که در بسیاری از آنها تفاوت‌های فردی رقم می‌خورد. استعداد برقراری رابطه‌ای نزدیک با خداوند به عنوان بندگی در همه انسان‌ها مشترک است و تمامی فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ از آن برخوردارند.
خدای تعالی روش آزمودن انسان در شرایط مختلف و دگرگون کردن اوضاع و احوال زندگی را بکار گرفته تا در فراز و فرودهای زندگی انسان‌های گوهر بندگی را در رابطه با خداوند در یافته و از قید و بند همه امور ناپایدار و فانی آزاد شده فقط و فقط عبودیت و بندگی حق تعالی را برتابند.
ابتلاها که برای شکوفایی استعداد عبودیت در انسان ها به کار گرفته می شود گذشته از ثمرات تعالی بخش فراوان، آفات و آسیب هایی دارد که توجه به آنها و مراعات اصول مواجه با آنها ضروری است.
البته این آفات پرسشی را پیش می‌آورد که چرا در موارد آسیب‌زا خدای تعالی این روش را به کار می گیرد؟ پاسخ این است که همه انسان‌ها استعداد عبودیت و قرب الهی را دارند و می‌توانند تا اوج مقام خلیفه الاّهی و تجلی اسماء و صفات حق تعالی رشد و شکوفایی پیدا کنند. پروردگار مهربان و حکیم برای تحقق این رشد و کمال روش ابتلا را در کار تربیت و پرورش بندگان می‌آورد اما ریشه وعلت آفات و آسیب‌های آن از سوی مردم است که به شایستگی با ابتلائات و امتحانات خداوند مواجه نمی‌شوند تا از آثار پر برکت این آزمون‌ها بهره‌مند گردند .
« ما اَصابَک َمِن حَسَنَه فَمَن الله و ما اَصابَک مِن سیِّئَهٍ فَمَن نَفسَک » هر چه نیکی به تو می رسد ، از خداوند ، و آنچه بدی به تو می رسد از خود توست .( نساء / ۷۹)
ابتلاها انسان‌ها از هم جدا می‌کند و عده‌ای که راه شکوفایی بندگی را در پیش گرفته و گروهی که از بندگی سرباز می‌زنند، تمایز می‌یابند. در نتیجه معلوم می‌شود که چه کسی را خدا هدایت کرده و چه کسانی را گمراه می‌سازد. همان طور که وقتی حضرت موسی (ع) گروهی را همراه خود به میعاد پروردگار برد و زلزله‌ای شدید آنها را فراگرفت، به معبود عرض‌کرد: «اِن هِی الاّ فِتنتّک تَضِلُّ بِها مِن تَشاءُ وَ تَهدی مَن تَشاءُ » این غیر از آزمایش تو نیست ، هر که را بخواهی گمراه و هر کس را بخواهی هدایت می‌کنی. ( اعراف / ۱۵۵ )
پس ریشه این آفات نفسانیت و سرکشی بندگان است، که موجب قهر و غضب و در نتیجه اضلال خداوند تبارک و تعالی می‌شود.
در این تحقیق آسیب‌های ابتلا را در سه گروه بررسی می کنیم: آسیب هایی که در ابتلا به نعمات و حسنات پیش می آید. آسیب‌های ویژه امتحان به سرور وخوشی و آسیب‌های مشترک. سپس اصول روبرو شدن با هر دسته از آفات را بیان کرده،‌ در نهایت اصول مواجه با بلا دیدگان را نیز برمی‌شماریم. با امید اینکه رعایت آنها یاری‌گر سیر در مسیر بندگی شود.

۱ ) آسیب های مشترک
۱ – ۱ غفلت
دگرگونی شرایط در جریان ابتلائات انسان را چنان به خود مشغول می کند که از غایت زندگی، وجود خود و هدف این امتحانات غافل شده ، فهم معنوی اش را از دست می دهد . گویی که آزمونی در کار نیست و او در این شرایط دگرگون و گذرا رها شده است .
« حَسَبوا اَن لا تَکونَ فِتنَهً فَعَموا وَ صَمُّوا ثُمَّ تابَ اللهُ علیهم » گمان کردند که آزمایشی در کار نیست ، پس نابینا و ناشنوا شدند ، سپس خداوند به سوی آنها بازگشت . ( مائده / ۷۱ )
معمولا غفلت در ابتلائات حسنه و نیکو ست . چنان که حضرت علی (ع) فرمودند : « کَم مِن مُنعمٍ علیه بِالبَلاءِ » چه بسیار برخورداری که در آزمایش است .
قرآن کریم هم فرموده : « …. فلمَّا کَشَفنا عَنه ضُرَّهُ مَرَّ کأَن لَم یَدعُنا اِلی ضُّر مَسَّهُ کذلِکَ زُیِّنَ للمُسرِفینَ ماکانوا یَعمَلون » و آن گاه که رنج و گرفتاری اش را برطرف سازیم ، باز به غفلت و غرور بازگشته ، چنان که گویی ما را نخوانده است . این طور کردار مسرفان در نظرشان زیبا جلوه می شود ( یونس / ۱۲ )
خوشی نعمت باعث می شود که انسان سرگرم شده و دچار غفلت از حق و خروج از سلک بندگی گردد .
اما غفلت تنها برای امتحانات نیکو و دلپذیر نیست ، بلکه آزمون های سخت هم غفلت آورند . و موجب می شوند که شخص نعمت ها و رحمت بیکران خدای تعالی را نبیند و در نتیجه به ناامیدی و کفر و گمراهی برسد . حضرت علی (ع) فرموده است : « بِعَوارِضِ الآفاتِ تَتَکََدّر النِّعم » در معرض دشواری ها نعمت ها تیره و تار شده ، مورد غفلت قرار می گیرد .
کسی که به رنج و ناخوشی مبتلا شده ممکن است چنان مشغول حل مشکلاتش شود و از خداوند و آزمون او غفلت کند ، که برای حل مشکل در حال غفلت از قادر حکیم به هر کاری دست بزند و از این آزمون ناکام برآید .
در دعاهای شریف معصومین هم این آفت بزرگ یادآوری شده است . « رَبِّ حَسَّنتَ خَلقِی و عَظَّمتَ عافِیَتی وَ وَسَّعتَ عَلی فی رِزقِی وَ لَم تَزل تَنقُلنِی مِن نِعمَهٍ الی کَرامه وَ مِن کَرامَه الی فَضلٍ تُجَدِّد لِی ذلکَ فی لَیلی وَ نَهاری لا اَعرِف غَیر ما اَنا فیه حتّی ظننتُ اَنَّ ذلکَ واجبٌ علیکَ لِی و انه لا ینبغی لی ان اکون فی غَیرِ مَرتَبتِی … » پروردگارا ، آفرینشم را نیکو و سلامتی ام را بزرگ و روزیم را گسترده قرار دادی . و همواره از یک برخورداری به بزرگواری و از بزرگواری به برتری سیر دادی و روز و شب نو به نو بر من احسان کردی تا جایی که غیر از آن چه در آن هستم نشناخته و گمان کردم این ها بر تو واجب است و سزاوار من نیست که در غیر این مرتبه ام قرار گیرم … »
۲ – ۱ – حقارت و پستی
وقتی انسان ارزش و منزلت حقیقی خود را در نسبت با کمال و عزت مطلق فراموش کند ، به گونه ای زندگی و رفتار می کند و می اندیشد که با پستی و حقارت می آمیزد و با ارزش ها و آرزوها و همتی فروتر از شایستگی خود به سر می برد . حضرت علی (ع) فرمود : « عِندَ الاِمتِحانِ یُکرمُ الرَّجُلِ اَو یُهانُ » در آزمون شخص گرامی یا فرومایه می شود .
ممکن است کسی در فقر و ضعف عزت و کرامت خود را حفظ کند و دیگر این ارزشها را ببازد و یا در ثروت و سلامت کرامت خود را از دست داده یا موفق به رعایت حق بندگی و پرورش عبودیت شود . هیچ کدام از این امور فانی و گذرا چه خیر باشد یا شرمعیارنیست . بلکه ملاک کرامت این است که چقدر بنده ای در دگرگونی شرایط و احوال فرمان خدا را پذیرا و گوهر بندگی را پاسدار است « اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ الله اتقیکُم » گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین و پرهیزگارترین شماست . ( حجرات / ۱۳ )
۳ – ۱ – خسران
خسران یعنی « کاستی سرمایه » که در امور معنوی مصداق آن فطرت توحیدی و استعداد بندگی در انسان هاست . و چون این سرمایه نه مالی است نه فکری و نه جانی بلکه سرمایه ی وجودی و ابدی انسان است و خسران در آن یعنی تباهی تمام حیات و هستی شخص ، بنابراین چنین زیان بزرگی بسیار آشکار است و خسران در آن یعنی تباهی تمام حیات و هستی شخص، بسیار بزرگ و آشکار و دردناک است . « وَ مِن النّاس مِن یَعبُد اللهَ عَلی حَرف فأن اِصابَهُ خَیرٌ اطمَئنَّ بِه و اِن اصابَتهُ فِتنهٌ اِنقَلَبَ عَلی وَجهه خَسر الدُّنیا و الآخرهَ ذلکَ هُو الخُسرانُ المبینُ » و از میان مردم کسی است که خداوند را در حاشیه بندگی می کند ، اگر خیر و خوشی به او رسد دلبسته و مجذوب آن می شود و اگر به گرفتاری دچار شود ، روی برتافته دنیا و آخرت را زیان می کند و این زیان آشکار است . ( حج / ۱۱ ) قرآن مجید در آیات زیادی خسران و گمراهی در فراز و فرود آزمون ها ی الهی را تذکر داده است .
این سرمایه را خداوند در نهاد ما به امانت گذاشته تا با خود او معامله کرده و از راهی که توسط انبیاء و اولیا گشوده و نموده است، به بهره های ابدی برسیم . « یا ایُّها الَّذینَ اَمَنوا هَل اَدُلّکُم عَلی تِجارَهٍ تُنجیکُم مِن عَذابٍ الیمٍ تومنونَ بِالله و رَسوله و تُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ باموالِکُم وَ انفُسِکُم ذلِکُم خَیر لَکُم اِن کُنتُم تَعلَمون » ای کسانی که ایمان آورده اید ، آیا شما را بر تجارتی راه نمایم که شما را از عذابی دردناک می رهاند ؟ به خدا و فرستاده ی او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید . بدرستی که این برای شما نیکوتر است اگر بدانید . ( صف / ۱۰ و ۱۱ )
این سرمایه فطری توحید و بندگی است که تجارت پر سود با خدای بخشنده و مهربان را نصیب انسان می کند و در مقابل کسانی هستند که این سرمایه را در آتش نفسانیات خود می سوزانند و وجود خود را هیزم دوزخ قرار می دهند . و گمراهی را به جای هدایت در معرکه ی آزمون های الهی بهره ی خود می سازند و این زیانی است که انسان بدون توجه به نعمت های فراگیر الهی بر هستی خود وارد کرده و از فرصت ابتلائات برای بهره بری استفاده نمی کند . «الذّینَ اشتَرَ وَ ضَلالَتَ بِالهُدی فَمارَبحت تِجارَتُهُم » ( بقره / ۱۶ )
۲ ) آفات ابتلا به ناخوشی ها
– ناخوشنودی از خداوند
یکی از بدترین آفات ابتلا این است که بنده در گرفتاری و رنج ها به جای این که رضا و خشنودی از خداوند مهربان را در دل خود ریشه دار کند، ناخرسند و غضبناک شود .
کسانی این طور با امتحانات الهی مواجه می شوند که زیر تاثیر هوس ها و تمایلات نفسانی خود بوده و همت و عزیمتی فراتر از آن ندارند « وَ طائفهٌ قَد اَهَمَّتهُم اَنفُسَهُم یَظُنُّونَ بِاللهِ غَیرَ الحَقِ ظَنَّ الجاهلیَّه … » گروهی که همتشان نفس شان بود ، گمان باطل و جاهلی به خدا پیدا کردند … ( آل عمران / ۱۵۴ )
وقتی شخصی در بند نفسانیات و هوس های خود باشد ، در صورتی که رنجی پیش آید یا خدا را ظالم می داند و یا او را نادان و یا ناتوان می پندارد . و از این رو نسبت به فعل الهی خشمگین می شود و « مَن سَخِطَ البَلاءَ فَلَهُ عِنَد الله السَّخَطَ » کسی که ابتلای خدا را مورد خشم و ناخرسندی قرار دهد ، برای او نزد خداوند نارضایتی بوده و مورد رضای او نخواهد بود .
ناخشنودی از خداوند آسیبی مخصوص به امتحان به شر و رنج است و در آزمون های نیک پیش نمی آید .
۱ – ۲ – بی تابی و بی قراری
در آزموده شدن به سرور و ناخوشی ها اگر اصل امتحان بودن این امور و پایان پذیری آن و اجر پس از آن مورد توجه نباشد . انسان دچار بی تابی و ناآرامی می شود . و چون معمولا انسان ها به این امور توجه ندارند قرآن کریم می فرماید : « اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلوُعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً » براستی که انسان آزمند آفریده شده و اگر ناملایمتی به او رسد بی تابی و غوغا به راه می اندازد . ( معارج / ۱۹و ۲۰ )
در آیه دیگر می فرماید : « اِذا مَسَّکُم الضُّرُّ فالیه تَجئَرُون » هنگامی که گرفتاری به شما رسد ، مثل حیوانات وحشی فریاد می کشید . ( نحل / ۵۳ )
هرچند که این آفت بیشتر در ابتلا به شرور پیش می آید ، اما در ابتلا به خوشی ها و نعمت ها نیز به صورت طمع و زیاده طلبی و حساسیت در حفظ و از دست ندادن آن پدیدار می گردد .

۲ – ۲ – نا امیدی
یکی دیگر از آسیب های روش ابتلا که در موارد آزمون به گرفتاری ها و سختی ها، رشد و شکوفایی انسان را در معرض خطر قرار می دهد، ناامیدی است . که قرآن کریم در این باره می فرماید : « … وَ اِن تُصِبُهم سَیّئهٌ بِما قَدَّمت اَیدیهم اِذا هُم یَقنُطون » اگر ناخوشی به آن ها رسد به خاطر آن چه پیش از این انجام دادند، ناامید می شوند . ( روم / ۳۵ )
اگر در تنگنای مشکلات انسان به فطرت خود رجوع نکند و آن امیدگاه و مامن مستحکم و توانا را تکیه گاه خود قرار ندهد و از غیر او دست نکشیده و چشم فرو نبندد، دچار ناامیدی می شود . چون به اموری که در حقیقت هیچ استقلال و توانایی ندارند تکیه کرده و با شکست آنها تمام امیدش را از دست می دهد . و فراموش می کند که رحمت و رفاهی که پیش از این امتحان داشت از سوی خدا بود و هم او می تواند این رنج را به گشایش تبدیل کند . « لَئِن اَذَقنا النّاسَ مِنّا رَحمَهً ثُمّّ َنزَعناها مِنهُ اِنَّهُ لِیَؤُسٌ کَفوُر… » اگر خوشی را به مردم بچشانیم و سپس از آنها بازگیرم بدرستی که ناامید و کفران گر هستند ( هود / ۹ ) در این مورد آیات دیگری در قرآن وجود دارد .
علت ناامیدی ها در موارد بسیاری این است که رحمت و نعمت خدا را مستقل دیده و جدای از خداوند ملاحظه می کنیم و به آن وابسته می شویم . در نتیجه وقتی از دست می رود ، دیگر چیزی برای دلخوشی نمی ماند . اما اگر نعمت ها و رحمت های الهی را در ربط و پیوند با او ببینیم ، حتی اگر همه ی آنها گرفته شود منبع رحمت نامتناهی باقی و همراه ماست و ذره ای ناامیدی در دل راه پیدا نمی کند .

۳ – ۲ – حسد
یکی دیگر از آفات ابتلا به شرور حسد است و هنگامی در انسان پدید می آید ، که ببیند شخص دیگری نعمتی در اختیار دارد که به خاطر محدودیت مورد تزاحم است یا موقعیت و امتیاز و یژه ای را برای دارنده ایجاد می کند که همه نمی توانند آن را بدست آورند . در این وضعیت وقتی شخص آن نعمت را در کسی دید که رسیدن به آن را برای خود دشوار یا ناممکن می بیند ، به صاحب آن نعمت حسد می ورزد .
بنابراین وقتی کسی به بدی و نقمت آزموده می شود ، در معرض این آفت قرار می گیرد . امام سجاد (ع) در دعای شریفی این آفت را یادآور شده می فرمایند « اللّهُمَّ صَلِّ عَلی محمَّد و اله و ارزَقنی سَلامَه الصَّدر مِن الحَسَد حَتی لا اَحسُدُ اَحَداً مِن خَلقِکَ عَلی شیء مِن فَضلِکَ وَ حتّی لا اَری نِعمَهً مِن نِعمَکَ عَلی اَحَدً من خلقک َفی دینٍ اَو دُنیا اَو عافیهٍ اَو تقوا اَو سَعَه اَو رَخاءٍ الاّ رَجَوت لِنَفسی اَفضَلَ ذلکَ بِکَ مِنکَ وَحدَکَ لا شَریِک َلکَ » خدایا درود فرست بر محمد و خاندانش و روزی ام فرما سلامتی سینه از حسد را تا این که به هیچ یک از آفریدگانت در نعمت ها و تفضلت حسد نورزم . و برای هیچ یک از آفریدگانت نعمتی از نعمت های دینی یا دنیایی ، عافیت یا پرهیزگاری یا گشودگی یا راحتی را نبینم مگر این که برای خود برتر از آن را از تو بخواهم. تو یکتا و بی شریک هستی .
بنابراین در سختی ها و آزمون ها ی دشوار الهی امید به فضل و رحمت حق می تواند حسد را برطرف سازد .
۳ ) آسیب های ویژه ابتلا به نعمت ها
۱- ۳ – عجب
انسان چون خودش را دوست دارد ممکن است به عجب و خودبینی دچار شود به این صورت که در امتحانات حسنه ی الهی اکرام و انعام او را به شایستگی خود مربوط سازد و آزمون های دشوار و پر محنت و زحمت برای خود تحقیر و ناشایست پندارد .
« اِذا خَوَّلناهُ نِعمهً قالَ او تِیتُهُ عَلی عِلمٍ بَل هِی فِتنَه وَ لکِنّ اَکثَرَ هُم لایَعلمُون » وقتی از جانب خود نعمتی به او ( انسان ) عطا کنیم می گوید: آن را با دانش خود بدست آوردم ، چنین نیست ، بلکه آن آزمونی است ولی بیشتر آنها نمی دانند . ( زمر / ۴۹ )
در سوره ی فجر هم جنبه ی ابتلا به حسنات و نعمت ها و هم جنبه ی ابتلا به گرفتاری و تنگنا در رابطه با افت عجب بیان شده است .
« فَامَّا الاِنسانُ اِذا مَا ابتَلیهَ رَبَّهُ فَاکرَمَهُ وَ نِعمَهُ فَیَقول ربّی اَکرَمَن وَ امّا اِذا ما ابتَلیهُ فَقَدَرَ علیه رِزقَه فَیَقول ربّی اهانَن » اما انسان چنین است که وقتی خدا او را می آزماید و گرامی داشته و نعمت می بخشد ، دچار عجب شده و می گوید خداوند مرا بزرگ و ارجمند داشته و چون او را گرفتار کرده و روزی اش را محدود سازد، می گوید خداوند مرا خوار کرده است . ( فجر / ۱۵ و ۱۶ )
۲– ۳ – دل بستن به نعمت
وقتی معرفت الهی در قلب نفوذ نکند و فقط در کلام و سخن توحید و بندگی خدای تعالی پذیرفته شود و شاید برای منافع روی آوری به دین صورت گیرد ، آن گاه در گرداب بلاها و آزمون ها که پروردگار بندگان را به خیر و نعمت می آزماید ، دلبستگی و وابستگی به نعمتهای فانی شخص را اسیر خود می کند .
« وَ مِن النّاس مِن یَعبَد اللهُ عَلی حَرفٍ فَاِن اِصابَهُ خَیرٌ اِطمَأنَِ بِه … » و از مردم عده ای در حاشیه خدا را بندگی می کنند و اگر خیری به آنها رسد به آن آرامش یافته و دلخوش می شوند … ( حج / ۱۱ )
رحمت عامه ی خداوند همه ی عالم را فراگرفته و سراسر هستی را برخوردار نموده و مومن و کافر را بر سفره ی احسان الهی نشانده است اما کسانی که همه همتشان نفسانیات است به این رحمت عامه دل بسته می شوند در حالی که باید به رحمت خاصه که در مقابل غضب است شادمان شد « قُل بِفَضل الله وَ بِرَحمَته فَالیَفرَحوا » بگو به فضل و رحمت خدا شادمان و دلخوش شوید ( یونس / ۵۸ ) این رحمت خاصه است که وارد شدگان در آن از غضب و سخط الهی نجات یافته اند. اما رحمت عامه شامل غضب و استدراج هم بوه و در مقابل آن ها نیست . « وَ اِذا اَذَقنا النّاسَ رَحمَهً فَرِحوا بِها … » وقتی به مردم رحمتی و نعمتی را می چشانیم شادمان می شوند ( روم / ۳۵ )
این ها کسانی هستند که حق و باطل را نمی شناسند و برای آن فدارکاری نمی کنند بلکه در بند منافع خود هستند و حتی همراهی شان با مومنان تابع منافع شخصی است . « وَ اِنَّ مِنکُم لِمَن لِیُبطئُنَّ فَاِن اَصابَتَکُم مَصیبهٌ قالَ قَد اَنعَم اللهُ َ عَلی اِذ لََم اَکُن مَعَهُم شهیداً وَ لَئِن اَصابَکُم فَضلٌ مِن الله لِیَقولُنَّ کان لَم تَکُن بینَکُم وَ بینَه مَوَدّهٌ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفوزَ فوزاً عظیماً » و قطعا از میان شما کسی است که کندی به خرج دهد ، پس اگر آسیبی به شما رسد گوید : « راستی خدا بر من نعمت بخشید که با آنان حاضر نبودم . و اگر غنیمتی از خدا به شما برسد – چنان که گویی میان شما و او دوستی نبوده – خواهد گفت . « کاش من با آنان بودم و به بهره ی بزرگ می رسیدم » ( نساء / ۷۲ و ۷۳ ) حضرت علی (ع) درباره این آفت است که می فرماید : « خَضِ الغَمَرات اِلی الحَق حَیثُ کانَ » در هر حال به سختی ها وارد شوید در راه حق آیات دیگر نیز در این باره وجود دارد .
اصول روبرو شدن با بلاها
توفیق برخورداری از آثار ابتلاها و امنیت در برابر آفات آن در گرو رعایت اصول مواجهه با آنها است . در صورت عمل نکردن به این اصول به جای بهرمندی از آثار ابتلاها ، آفاتش دامن گیر می شود . بنابراین شناخت قواعد روبه رو شدن با آزمون های خداوند متعال ضروری است .
در این بخش اصول مواجهه را در سه بخش : اصول مشترک در بلاهای نیک و ناپسند، اصول ویژه ابتلا به شر و اصول ویژه ابتلا های نیک بررسی می کنیم . البته قواعد رویارویی با ابتلا به حسنات یا شرور که در این جا جداگانه و ویژه ذکر شده در حقیقت اختصاص به این موارد ندارد بلکه جنبه غالبی دارد مثلاً شکر بیشرتر در ابتلا به خوشی ها و نعمت ها به کار می آید هر چند که در ابتلا به شرور هم وجوهی دارد که در جای آن بیان می کنیم همین طور صبر که بیشتر در آزمون به رنج ها به کار می آید اما در آزمون با نعمت و گشادگی نیز وجهی دارد که بعد از این ذکر خواهیم کرد .
۱- اصول عمومی مواجهه با امتحانات الهی
۱– ۱ – یاد خدا
سررشته ی آفات ابتلاها غفلت بوده و کلید نجات و عافیت از آنها یاد خدا و ذکر پروردگار است . حضرت علی (ع) فرمود : « بِدَوامِ الذِکرِ الله تُنجابُ الغَفلَهِ » پیوسته داشتن یاد خداوند ، حجاب غفلت را می شکافد .
در نتیجه بر اثر ذکر گرفتاری ها برطرف می شود « ذکر الله طاردُ و اللّاواءِ و البُؤسِ » یاد خدا سختی های شدید و دشواری ها را برطرف می کند .
قرآن مجید هم می فرماید : « الَّذینَ اِذا ذَکَر اللهُ وَ جِلََت قُلوبُهُم وَ الصّابرین عَلَی ما اَصابَهُم » کسانی که هنگام یاد خدا دلهایشان می لرزد و در مصیبت ها بردبارند . ( حج / ۳۵ ) در این آیه شریفه در صورتی که وجهی برای تقدم ذکر خدا و صبر در نظر بگیریم ، این طور قابل تبیین است که اهل ایمان چون دلشان با یاد حق مضطرب و لرزان می گردد چنان عظمتی می یابد که خوشی ها و ناخوشی های دنیا آن ها را متاثر و بی تاب نمی کند . اضطراب دل در یاد خدا مثل این است که آبگیر کوچکی به دریا متصل شود و آب دریا در آن سرازیر گردد . در این حال هر چند که آبگیر لحظاتی متلاتم می شود اما پس از آن به آرامشی پر شکوه و با عظمت در آغوش دریا می رسد . لذا فرمود : « ثُمَ تَلینُ جُلُودُهُم و قُلُوبُهُم اِلَی ذکر الله » سپس بدن و دل هایشان با یاد خدا آرام می شود . ( زمر / ۲۳ )
هنگام بلاها و مصیبت ها چند ذکرزبانی نیز در قرآن و از سوی معصومین توصیه شده که بسیار مفید است .
نخست این که قرآن می فرماید : « الَّذینَ اِذا اَصابَتهُِم مُصیبَه قالوا انّا للهِ و انّا اِلیهِ راجِعون » کسانی که به وقت گرفتاری می گویند « ما همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم » ( بقره / ۱۵۶ )
بنابراین آیه شریفه ذکر « انا لله و انا الیه راجعون » برای آرامش یافتن و نجات از غفلت و سلطه ی شیطان بسیار مفید است .
دوم این که پیامبر (ص) فرمود : « مَن اِصابَه هَمٌّ او غمّ او کربٌ اَو بَلاءٌ أو لاواءٌ فَلیقُل الله رَبّی وَ لا اُشرِکُ بِه شیئاً تَوَکَّلتُ عَلی الحَیّ الَّذی لا یَموت » کسی که به اندوهی یا غصه ای یا گرفتاری یا بلایی و سختی دچار شد ، پس باید بگوید : « خداوند یکتا پروردگار من است و چیزی شریک او قرار نمی دهم . توکل کردم بر زنده ای که هیچ گاه نمی میرد .
بنابراین روایت ارجمند ذکر « الله ربی و لا اشرک به شیئا توکلت علی الحی الذی لایموت » موجب آرامش و سهل شدن سختی ها می گردد .
حضرت علی (ع) فرمودند : قُل عِندَ کُلِّ شِدَّه : « لا حولَ و لا قوهَ الاّ بالله العلیِ العظیمِ » تَکفُها » در هر گرفتاری بگو : « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم » برای آن کافی است .
امام رضا (ع) نیز از قول پدرشان حضرت کاظم (ع) فرمودند : « اِذا کُنتَ فی شِدَهٍ فَاکثَر مِن اَن تقُول : یا رَئوف یا رَحیم » اگر در گرفتاری و سختی قرار گرفتی پس بسیار بگو : « یا رئوف یا رحیم »
۲ – ۱ – دوراندیشی
یکی از شیوه های روبرو شدن موفق با بلاها دوراندیشی است که اندیشه و عواطف را از درگیری با آزمون رها کرده و افقهای روشن و امید بخش را می گشاید .
یاد خدا موجب دوراندیشی است و اندیشه را از حصار این سرای بلا خیز و تنگ فراتر می برد . خدای تعالی برای سرزنش کسانی که بر اثر غفلت سرگرم ظواهر دنیا شده اند می فرماید : « یَعلَمون ظاهراً مِن الحیاهِ الدُّنیا وَ هٌم عَن الاخره هُم غافلون » ظاهر زندگی پست را شناخته و از آخرت غافل اند ( روم / ۷ ) و درباره ی چنین کسانی می فرماید : « لَعَمرَک انَّهُم فی سَکَرَتهم یَعمَهون » به جان تو سوگند ای محمد که به یقین آنها در سرمستی خود غوطه وراند . ( حجر / ۷۲ ) این سرمستی تنها برای کسانی که از نعمت های دنیایی برخوردارند نیست بلکه ممکن است کسانی در فقر و نداری بوده اما حسرت دنیا آنها را مست و مدهوش کرده باشد .
امام علی (ع) در برابر این وضعیت می فرماید : « لا یَدهُش عِندَ البَلاءِ الحازِم » دوراندیش در بلاها مدهوش و از خود بی خود نمی شود . زیرا « الحازمُ مَن لَم یشتَغِلُهُ َغرورُ دُنیاهُ عَن العَمَل لِاُخراهُ » دوراندیش کسی است که فریب دنیا او را از عمل برای آخرتش باز نمی دارد .
دوراندیش در رنج و رفاه آن طور که حق عبودیت است عمل می کند و فریفته و سرمست نمی شود « الحازمُ مِن شَکَرَ لنِعمَهٍ مقبَلهٍ وَ صَبَرَ عَنها و سَلاها مُولّیَتهً مُدبرَه » دوراندیش کسی است که نعمت روی آورده را سپاس می گذارد و در حال روگردانی و از دست دادنش آن را فراموش کرده و بردبار است .
۳ – ۱ – وارستگی
برای مواجهه ی درست و آفت سوز با بلاها لازم است که انسان خود را از وابستگی های دنیایی رها سازد تا با آرامش و تسلط برنفس، آزمون های الهی را پشت گذارد . به این جهت حضرت علی (ع) فرمودند : « لا تَفرَج بِالغِناء وَ الرَّخاء وَ لا تَغتَم بِالفَقر وَ البَلاءِ فأنَّّ الذَّهَبَ یُجرَّب بالنَّار وَ المومِنُ یُجرَّب بالبّلاءِ» با دارایی و راحتی دلخوش نباش و به علت نداری و گرفتاری اندوهگین مشو ، زیرا همان طور که طلا برای خلوص با آتش آزموده می شود مومن با سختی ها آزموده می شود .

۴ – ۱ – دعا و رابطه با خدا
برای ایمن بودن از آفات ابتلا ها باید راهی پیدا کرد که در این دگرگونی ها و فراز و فرودها آرامش و تسلط بر نفس از دست نرود و تنها راه حفظ آرامش برقراری پیوند با سرچشمه قدرت و نورانیت و آگاهی و عزت است .
دعا محکم ترین رشته ی پیوند با حق تعالی و پرشورترین شکل یاد اوست . هم از این رو حضرت علی (ع) فرمودند : « فانَّه لا یَدفعُ البَلا الاَ الدُّعا » بدون تردید بلا برطرف نمی شود مگر با دعا .
دعا تنها برای رفع گرفتاری ها نیست بلکه برای حفظ از آفات بلاست چه ابتلا به خیر یا به شر . امیرالمومنین علی (ع) فرمودند : « لا یَقولنَّ احدَکم اللهُمَ انّی اَعوذُ بِکَ مِن الفتنه لانَّه لیسَ احدَکُم الاِ و هو مشتملُ علی فتنهٍ ولکن مِن استعاذَ فلیَستعذ مِنَ مَضَلِات الفتَن » هیچ یک از شما نباید بگوید بارالها به تو پناه می آورم از آزمایش ها زیرا کسی از شما نیست مگر این که مورد امتحان است. ولی کسی که می خواهد پناه بجوید، از گمراهی و آسیب های ابتلاها پناه بجوید و ایمنی بخواهد .
امام سجاد (ع) در دعایشان می فرمودند : « …. ایُ الحالَینِ اَحَقُّ بِشُکرِ لَکَ وَ اَی الوَقتَین اَولی بِحَمد لَکَ ، اوقتُ الصِّحه الُتی هَنّا تَنی فِیها طَیِّبات رِزقِکَ وَ نَشَطتَنی بِها لابتغاءِ مرضاتکَ و فضلکَ و قوَّیتنی مَعها علی ما وَفَّقتنی لَه مِن طاعَتک ام وقتُ العِلَّهِ الَّتی مَحَصتَنی بِها وَالنِّعم الَّتی اَتَحَفتنی بِها تَخفیفاً لما ثَقُلَ به علی ظهری مِن الخَطیئات وَ تطهیراً لما انغَسمتَ فیه مِن السَّیئاتِ و تَنبیهاَ لتناولِ التوبه و تذکیراً لمَحو الحَوبهِ بقَدیمَ النعمهُ … » کدام حال و روز برای شکر گذاریت سزاوارتر و کدامین زمان برای ستایشت شایسته تر است ، آیا هنگام سلامتی که روزی های پاکیزه ات را گوارایم ساختی و برای طلب رضا و بخششت نیرو دادی و توان توفیق فرمانبری به من عطا نمودی یا ساعت بیماری که مرا به وسیله ی آن خالص کرده و نعمت هایی پیشکش فرمودی ، تا بار سنگین گناهانم سبک شده و از پلیدی هایی که مرا فرا گرفته پیراسته شوم و هشداری برای توبه و یادآوری نعمت های گذشته برای از بین بردن گناهان باشد .
این دعا در ابتلا به سلامتی و بیماری به کار آمده و پرده ی غفلت را می سوازند . در دعای دیگری از آن امام که مخصوص روزگار خیر و نعمت است ، آمده : « الّلهُمَّ لکَ الحمدُ علی حُسن قَضائِک و بِما صَرَفت عَنی مِن بَلائِک فلا تَجعَل مِن رحمتِک َما عَجَلت لی من عافیتَکَ فاکونُ قد شقیتُ بما احبَبتُ و سَعِدَ غیری بما کَرِهتُ و ان یکن ما ظَللتُ فیه ، اَو بُِت فِیه مِن هذه العافیه بَینَ یَدَی بَلاء لا یَنقَطِعُ وَ وِزرٍ لا یَرتَفِعُ ، فَقَدِّم لی ما أَخَّرتَ و أّخَّر عَنُّی ما قدَّمتَ فَغَیرُ کَثیرٍ ما عاقِبَتُه الفَناءِ وَ غیرَ قلیلٍ ما عاقِبَتُه البَقاءٍ و صَلِّ عَلی مُحمدٍ و آلِه » خداوندا ستایش مخصوص توست بر حکمرانی نیکو و برطرف نمودن بلاها از من . از تو خواستارم که بهره ی من از مهرورزی ات را در سلامت این دنیا قرار ندهی که سرانجام به خاطر آنچه دوست دارم بدبخت شوم و دیگری در اثر آنچه نمی پسندم رستگار شود . اگر سلامتی که در روز یا شب از آن برخوردار پیش در آمد رنج همیشگی و گناهی پاک نشدنی است ، از تو می خواهم آنچه موخر است مقدم کنی و آنچه مقدم است موخر گردانی . زیرا آنچه سرانجامش نابودی است زیاد نبوده و آنچه همیشگی است کم شمرده نمی شود و بر محمد آلش درود فرست .
دعاهای زیادی برای ابتلا به حسنات وجود دارد همان طور که دعاهای بسیاری برای هنگام ابتلا به شرور وارد شده از جمله آن که ابوحمزه ثمالی از امام باقر (ع) و او از امام سجاد (ع) و ایشان از امام حسین (ع) روایت کردند که پدرم به فرزندانش می فرمود : هنگامی که مصیبتی از دنیا یا تنگی و شدتی به شما رسید ، نیکو وضو گرفته چهار رکعت یا دو رکعت نماز بخوانید . پس از پایان نماز بگویید : « یا مَوضِعَ کُلِّ شَکوا یا سامِعَ کُلّ نَجوا یا شافِیَ کُلِّ بَلاء یا عالِمَ کلِّ خَفیه و یا کاشِفَ ما یَشاءُ مِن بلیَّه یا ناجِیَ موسی یا مُصطَفی محمّد (ص) یا خلیلَ ابراهیمَ اَدعُوکَ دُعاء مَن اشتَدَّت فاقَتُه وَ ضَعُفت قُوَّته و قَلَّت حیلتُه دُعاءَ الغَریبِ الغَریقِ الفَقیرِ الَُّذی لا یجدُ لکَشفِ ما هو فیه الاّ انتَ یا اَرحمَ الرّاحمینَ لا اله الاّ انتَ سُبحانَک انُّی کُنتُ مِن الظّالمین . »
امام سجاد (ع) فرمود بلادیده ای این دعا را نمی خواند، مگر این که خدای تعالی گره از کارش می گشاید . در نهایت این که امام صادق از رسول الله (ص) روایت فرمود : « لَم یَبقِ مِنَ الدُّنیا الاّ بَلاءً و فتنهً و ما نَجا مِن نَجا الاّ بِصدقِ الاِلتِجاءِ » از دنیا چیزی نمی ماند مگر بلاها و آزمون ها و کسی نجات پیدا نکرد مگر این که با تمام وجود خداوند را بخواند .
۲- اصول رویارویی با بلاهای رنج آور
۱ – ۲ – آمادگی برای ابتلا
یکی از اصول مواجهه با سختی ها که البته در ابتلا به نیکی ها و نعمت ها هم تا حدودی کارآمد است، آمادگی برای بلاست .
مومن می داند که خداوند همواره او را به آزمون های گوناگون مبتلا می کند و احتمال هر چیز را می دهد . نه در خوشی از ناخوشی ها غافل می شود و نه در سختی ها نعمت ها را فراموش می کند. بلکه در خوشی ها منتظر ناکامی است و با رسیدن آن ناآرام نمی شود . حضرت علی (ع) فرمودند « لا یَقصُرُ المُومنُ عَن اِحتِمالٍ و لا یَجزَعُ لِرَّزیَّهٍ » مومن از احتمال رویدادهای گوناگون کوتاهی نمی کند و در گرفتاری ها بی تابی نمی ورزد .
همچنین فرموده اند : « لَقَد عَجَزَ مَن لَم یُعِدُّ لکُلِّ بَلا صَبراً و لکُلِّ نِعمَهٍ شُکراً و لکُلِّ عُسر یُسراً … » ناتوان است کسی که برای هر بلایی صبری و برای هر نعمتی شکری و برای هر سختی، آسانی را آماده نکرده(یا پیش بینی نمی‌ک‌ند).
این آمادگی هم تحمل ناکامی ها را آسان می سازد و هم در خوشی مانع سیطره ی غفلت و ناسپاسی و از دست دادن تحمل رنج ها می شود .
« اَکرَهُ المَکارِِه فِی ما لا یَحتَسِبُ » ناخوشایندترین سختی ها در چیزی است که گمان آن نرفته و پیش بینی نشده است .
۲- ۲ – پرهیز از بی تابی
حضرت علی (ع) فرمود : « الجَزَعُ یُعَظُمُ المِحنَهَ » بی تابی رنج را بزرگ و بسیار می کند .
« الجَزَعُ عِندَ المُصیبَهِ اَشَدُّ مِن المُصیبهِ » بی تابی در گرفتاری، از آن گرفتاری سخت تر است .
« المُصیبَهُ واحِدَه وَ اِن جَزَعتَ صارَت اثنَتَین » مشکل یکی است و اگر بی تابی کنی دو تا می شود .
امام کاظم (ع) « مَن ضَرَبَ بِیَده علی فَخَذه اَو ضَرَبَ بِیَده الواحِده عَلی الاُخری عِنَد مُصیبَهٍ فَقَد حَبِطَ اَجَره » کسی که در سختی و گرفتاری دستش را بر پایش بزند یا با دستی بر دست دیگر ، به یقین پاداشش تباه می شود .
« لا تَجزَعوُا مِن قَلیلٍ ما اَکرَهَکِم فَیُوقَعَکم ذلکَ فی کثیرٍ مِمّا تُکرهُون »
از ناخوشایندی ها ی اندک بی تاب نشوید که آن بی تابی شما را در ناکامی بسیار گرفتار می کند .
این دستورات برای خودداری و بی تابی نکردن برای این است که وضعیت ظاهری و رفتار آشکار انسان در روان و دگرگونی های درونی تاثیر شدت و مستقیم دارد کسی که بی تابی می کند ضعیف شده و توان و بردباری خود را از دست می دهد و مشکل چند برابر دشوارتر می گردد .
۳- ۲ – پنهان کردن بلا از نظر مردم
پنهان کردن گرفتاری ها و مشکلات از نظر مردم موجب می شود که شخص طوری رفتار کند که گویا مشکلی ندارد ، و این رفتار و اصلاح ظاهری موجب آرامش درونی می شود زیرا ظاهر بر باطن تاثیر می گذارد. در برابر آن اگر کسی گرفتاری خود را آشکار سازد به گونه ای رفتار می کند که قلبش ناآرام و رنجیده می گردد .
« من کشف ضره للناس عذب نفسه » کسی که گرفتاری اش را برای مردم آشکار کند جانش را در عذاب انداخته است .
بر خورد مردم هم در دشوارتر شدن مشکل موثر است . تغییر نگاه ها سخنان اشاره ها و زمزمه ها مشکل را بزرگتر کرده و بر ذهن و زندگی سنگین تر می آید .
امام باقر (ع) فرمود : « یا بُنَیَّ مَن کَتَم بَلاءً اِبتلی بِه مِنَ النّاس وَ شَکا ذلکَ اِلی اللهِ عَزَّوجلَّ کانَ حَقاً علی الله اَن یُعافیه مِن ذلکَ البَلاءِ » ای فرزندم کسی که مشکلی را که به آن مبتلا شده از مردم بپوشاند و فقط با خدای بزرگ و عزیز درد دل گوید حق است که از آن بلا رهایی یابد .
البته مومنانی که مظهر لطف و کرم خدا هستند نیز شایستگی این راز گشایی و درد دل شنوی را دارند . « مَن شَکا ضُرُّه الی مُومن فَکَانَّما شَکا الله سبحانَهُ » کسی که گرفتار ی اش را برای مومنی بازگوید ، گویا با خدای سبحان در میان نهاده است .
۴- ۲ – بردباری
مهمترین چاره در برابر مشکلات و ابتلا به شرور، صبر و بردباری است و سایر موارد به عنوان معاون و تقویت کننده یا زمینه ساز صبر قابل طرح هستند . خدای تعالی می فرماید : « وَ جَعَلنا بَعضَکُم لِبَعضٍ فِتنهً أتصبِرون » گروهی از شما را وسیله ی امتحان گروهی دیگر قرار دادیم ، آیا بردباری می کنید ؟ ( فرقان / ۲۰ )
بخش عمده ای از رنج مشکلات و گرفتاری ها نتیجه ی نگاه و رفتار ما در برابر آن است . اگر در مواجهه با سختی بی تابی کنیم و داد و فریاد به راه انداخته و خود را بدبخت ترین مردم بدانیم درست فکر کرده ایم و اگر آن مشکل را با آرامش و بردباری در آغوش بگیریم و آن را یک فرصت به شمار آوریم ، باز هم درست فکر کرده ایم ، چون مشکل اصلی و ریشه ی رنج درخود ماست . حضرت علی (ع) می فرماید : « لَیسَ مَعَ الصَّبرِ مُصیبَهٌ » با صبر مصیبتی نسیت . به عبارت دیگر صبر، رنج ها را از میان می برد . « اِذا صَبَرت لِلمحنَه فَلَلت حَدَّها » اگر در ناکامی ها بردباری کنی درهم شکسته می شود . « مَن صَبَر عَلی النِکبَهَ کأن لِم یُنکَب » کسی که در ناخوشی ها بردباری کند ، گویا اصلا ناخوشی ندیده است .
بنابراین با صبر و تحمل تلخی ها از بین رفته و مشکلات و زحمت ها نابود می شود . اما اثر صبر از این هم بیشتر است، بلکه این اکسیر ناکامی ها را به کامیابی و شکست ها را به پیروزی تبدیل می کند . هم از این رو حضرت علی (ع) فرمود : « فی الصَّبرِ ظَفَرٌ » پیروزی در بردباری است . « حُسنُ الصَبر طلیعهَ النّصرِ » بردباری نیکو، سپیده دم پیروزی است .
« دَومُ الصَبرِ عُنوانُ الظَّفرِ و النَّصر » پایداری در بردباری نشانه ی پیروزی و کامیابی است . و بسیاری روایات دیگر که نشان می دهد سختی ها در صورت مواجه ی صحیح فرصت های بزرگ زندگی و جهش گاه سلوک به سوی خدا و خوشبختی ابدی است .
بزرگترین و تواناترین کسی که می تواند ما را یاری کند و از بلاها نجات دهد خدای تعالی است و او یاری اش را در گرو صبر قرار داده است « ما دَفَعَ اللهُ سُبحانَه عَن المُومن شیئاً مِن بَلاء الدُّنیا و عَذاب الاخِرهِ إلاّ بِرضاهُ بِقَضائِه و حُسنُ صَبرِه عَلی بَلائِهِ » خداوند پاک رنجی از دنیا و عذابی از آخرت را از مومن بر نمی دارد مگر با خشنودی او از خواسته ی خدا و بردباری اش در آزمون الهی .
البته صبر تنها مربوط به مواجهه با آزمون های ناخوشایند نیست . چرا که جبرئیل به پیامبر (ص) فرمود : « یَصبِر فی الضَّراءِ کما یَصبرُ فی السَّرَّاءِ و فی الفاقَهِ کما یَصبِرُ فی الغَنی و فی البَلاء کما یَصبرَ فی العافیهِ … » در تنگناها همانند گشایش ها صبر کن و در نداری مثل هنگام دارایی و در بلا همچون هنگام سلامتی …
در معنای این حدیث دو احتمال وجود دارد یک احتمال ضعیف این که در دارایی و سلامتی و گشایش هم رنج و گرفتاری هست و باید مثل وقت نداری و گرفتاری بردباری کرد .
احتمال قوی تر این که طبق روایات سه گونه صبر داریم یکی صبر در بلا و رنج یکی صبر در طاعت خدا و دیگری صبر از معصیت . هر چند قسم اول ویژه ابتلا به شرور است اما دو قسم دیگر در همه ی ابتلا ها لازم و از شرایط عبودیت است . و ممکن است صبر توصیه شده در روایت گذشته به این دو گونه که در ابتلا به خیر و شر عمومیت دارد ، بازگردد.
۵- ۲ – توجه به نعمت ها
یکی از چیزهایی که در مواجه با سختی ها و مشکلات ، آرامش بخش بوده و آستانه ی تحمل را بالا می برد ، یادآوری نعمت های الهی حتی نعمت های گذشته و آینده است که همه را خدای مهربان نه به علت استحقاق ما بلکه از روی کرم و بخشش خودش عنایت می کند . حضرت ابا عبدالله (ع) فرمودند : « لا خَیرَ فی عَبدٍ شَکا مِن مِحنَهٍ یُقَدّمها آلافُ نِعمهٍ و اتَّبَعَها الافَ راحَهٍ و من لا یَقضی حقَّ الصَّبر علی البَلاء حَرُمَ قَضاءُ الشُّکر فی النَُعماء کذلکَ مَن لا یودّی حقَّ الشُّکر فی النَّعماء یُحرمُ عَن قَضاءُ الصَبر فی البَلاء و مَن حُرمَهما فَهُو مِن المَطرودین » شکایت کننده از رنجی که پیش از آن هزاران نعمت بوده و در پی آن هزاران خوشی می آید ، بنده ی خوبی نیست . کسی که حق صبر در بلا را به جا نیاورد، توفیق شکر در نعمت بر او حرام می شود . همچنین کسی که حق شکر در نعمت را به جا نیاورد از بردباری در بلا ناتوان می گردد و کسی که از این دو ( شکر و صبر ) محروم شود ، از رانده شدگان درگاه خدای مهربان است .
در شرح حال حضرت ایوب (ع) آمده که در دعاهایش به خدای تعالی عرض می کرد: « خدایا هفتاد سال رفاه و نعمت دادی تا این که هفتاد سال بلا و گرفتاری بر من قرار دهی . » یعنی پس از هفتاد سال نعمت اگر هفتاد سال همه ی نعمت ها را بگیری و مرا در سختی بیاندازی ، تازه در نقطه صفر بندگی قرار می گیرم زیرا هفتاد سال نعمت بدهکاری داشتم که با همین سالیان رنج و بلا جبران می شود .
۶- ۲ – پرهیز از اقدام
یکی از راهکارهای رویارویی با ناکامی ها و بلاها که تنها از چشمه سار حکمت الهی بر می آید و غیر از کسی که دانایی اش به علم و حکمت ازلی پیوسته ، آن را نمی آموزد ، این است که حضرت علی (ع) فرمودند : « انَّ للمِحَنِ غایاتٌ و للغایاتِ نَهایاتٌ فَاصبَروالها حتّی تَبلُغ نَهایاتُها فَالتَّحُّرک لَها قَبلَ انقِضائَها زِیادَهٌ لَها » بی شک سختی ها سرانجامی دارد که به پایان می رسد پس صبر کن تا فرجام مشکلات فرا رسد ، هر تلاشی پیش از آن موجب افزایش مشکلات می شود .
در فرمایش دیگری از ایشان می خوانیم : « انَّ للمِحَنِ غایاتٌ لا بُدَّ مِن انقضائِها فَناموُا لَها اِلی حینَ انقضائِها فَانَّ اِعمالَ الحِیله فیها قَبلَ ذلکَ زیادَه لَها » بدرستی که سختی ها پایانی دارد که ناچار فرا می رسد . پس آرام بگیرید تا مدتش سرآید . بی تردید در کار آوردن هر چاره ای قبل از فرجام مشکلات سبب بیشتر شدن آن است .
هنگامی که شخصی احساس می کند سختی ها به او هجوم آورده و بلاها از هر سو بر او می بارد، نباید در برابر آن ایستادگی کند، بلکه باید شرایط را همانطور بپذیرد و راه کنار آمدن با آنها را بجوید . « اذا اَتَتکَ المِحَن فَاقعُد لَها فَانَّ قیامَکَ زیادَهٌ لَها » وقتی سختی ها به سوی تو می آید بنشین زیرا ایستادگی تو موجب افزایش آنهاست .
در این شرایط انسان اگر خود را جمع کند و آمادگی خود را برای پذیرش آنها افزایش دهد مقاوم تر خواهد بود، تا این که به ستیز با آنها برخیزد و توان خود را از دست بدهد . اما وقتی احساس پایان یافتن سختی ها پیدا شد باید با قدرت در برابر آنها ایستاد و اوضاع را بازسازی کرده و بهبود بخشید . « اذا خِفتَ صُعُوبَه امر فَاصعُب له یُذِلُّ لکَ و خادعَ الزَّمان عَن احداثِه تَهُن علیکَ » هنگامی که سختی کاری کاهش یافت به سختی و استوار به آن بپرداز تا ذلیل تو شود و روزگار را فریب بده از پیشامد هایش تا بر تو سهل گردد .
فریب روزگار به این است که اگر سخت شد تو سهل بگیر و اگر سهل شد تو سختی و جدیت و تلاش را فرومگذار .
۷- ۲ – ایمان به عدل الهی
اگر انسان اعتقاد داشته باشد که خداوند حکیم و توانا بر اساس عدالت حکم می راند و به کسی ستم روا نمی دارد هیچ گاه در سختی ابتلاها ناخشنود نمی شود ، چون مطمئن است که هر کسی به گونه ای مورد آزمون و ابتلاها قرار می گیرد و باید در این گیرو دار حق عبودیت را به جای آورد و بس .
حضرت علی (ع) فرمود : « المَصائِب بِالسَّویَّه مَقسُومَه بینَ البَریَّه » گرفتاری ها برابر میان مردم تقسیم شده است .
حتی آنها که به ظاهر مورد حسرت دیگران اند در دورنشان غم و اندوه از گرفتاری ها موج می زند . هم از این رو امیرالمومنین علی (ع) فرمود : « المُستَمتِعونَ بالدُّنیا تَبکی قُلُوبُهُم وَ اِن فَرِحُوا و یَشتَدُّ مَقَتهم لانَفسَهُم و ان اغتَبَطوا بِبَعض ما مِنها رُزِقوا » برخورداران از دنیا در دل نالان و گریان اند ، اگر چه به ظاهر شادمانی می کنند ، و از خود ناخشنوداند ، هر چند که به سبب پاره ای از بهرمندی هایشان به خود می بالند .
بنابراین نباید فراموش کرد که در این دنیای تنگ و فرومرتبه هیچ بهشتی وجود ندارد و سرای رنج و زحمتی است که همه ی مردمان را زیر سایه ی خود گرفته است .
۸- ۲ – امید به گشایش
هیچ سختی همیشگی نیست « انَّ مَع العُسر یَسرا » با هر سختی گشایش و آسانی است . ( انشراح / ۶ )
حضرت علی (ع) فرمود : « أَضیقُ ما یَکونَ الحَرَجُ أقرَبُ ما یَکون الفَرجُ » تنگ ترین سختی ها نزدیکترین آنها به گشایش است .
« عِندَ تَضایقُ حِلَقِ البَلاء یَکون الرَّخاءُ » در تنگنای مشکلات راحتی و خوشی فرا می رسد . کسی که در سختی ها و مشکلات رنج می برد با این امید راستین و توان بخش گره های درونی را می گشاید و از درون به آرامش و راحتی می رسد و می تواند تا وقت رفع گرفتاری اش با آسودگی بگذراند . و عطر نزدیکی فرج را زودتر احساس کند .
۹- ۲ – توکل
عوامل بی شماری در جهان وجود دارد که میان ما و کامیابی و موفقیت یا خواسته های ما فاصله می اندازد. بسیاری از این امور در اختیار ما نبوده و اگر انسان خود را تنها رویاروی آنها ببیند ، در فشار احساس ناتوانی و کوچکی در هم می شکند . هم از این رو خداوند تعالی امر فرمود : « فَاذا عَزمتَ فَتَوکَّلَ علی الله » هرگاه تصمیم گرفتی و برای کاری اقدام کردی به خدا توکل کن . ( آل عمران / ۱۵۹ )
توکل یعنی پیوند توانایی محدود انسان به توانایی نامحدود الهی و در نتیجه برخورداری از توانایی نامحدود . حضرت علی (ع) فرمود « مَن تَوکَّل علی الله تَسهَّلت له الصِّعابُ » کسی که بر خدا توکل کند سختی ها برایش آسان می شود .
توکل به خدا نه فقط سختی بلکه اندوه ها را هم از بین می برد « مَن توکَّل لَم یَهتَمّ » کسی که توکل دارد غصه نمی خورد . « لَیسَ لمُتوکَّلَ عَناءُ » توکل کننده دشواری در پیش ندارد .
با توجه به این فرمایشات معلوم می شود که مشکل ، پیشامدهای ناگوار و نامطلوب واقعی نیست بلکه مشکل اساسی ضعف و ناتوانی درونی و روانی است که با یاد خدا و پیوند با او برطرف می شود . سختی ها و رنج های این جهان پایان ندارد و اگر کسی منتظر روزی است که بدون مشکل و سختی زندگی کند ، آرزویی خام را می پرورد راز شاد زیستن و راحتی و آرامش درونی یاد خدا و ارتباط نزدیک با اوست .
۳ – اصول روبرویی با ابتلاها ی نیک
۱ – ۳ – ترس از لغزش
ترس از لغزش در نعمت ها و خوشی ها همواره انسان را هوشیار نگه می دارد و نمی گذارد سرمستی و غفلت خوشی او را بفریبد . « یا ایَّها الَّذینَ آمَنوا لِیبلوَنَّکُم الله بِشیءٍ مِن الصَّید تَنالوا ایِدیکُم و رِما حُکُم لِیَعلمُ الله مِن یَخافُه بالغَیب » ای کسانی که ایمان آوردید خداوند شما را می آزماید به شکای که در دسترس و تیررس شماست ، تا بداند چه کسی از غیب ( قیامت ) می ترسد .
قیامت روز دیدار خدا و سرور اهل یقین و تقواست اما کسی که کوله باری از گناهان را همراه خود آورده و با چشم نابینا در محشر حاضر شود، توان دیدن جمال الاهی و درک رحمت او را نداشته ، سخت در عذاب خواهد بود . بنابراین به فرموده ی مولا علی (ع) « لا تَخَف الاّ ذَنبَکَ » نترس مگر از گناهت . کسی که چنین هراسی را ندارد، مثل کودکی نادان خود را به خطر می زند .
« من قَلَّت مَخافَتُه کَثُرَت آفتهُ » کسی که هراسش کم باشد آسیب های زیادی به او می رسد . ترس از هوس ها و گناهان که قهر و غضب الهی را در پی دارد موجب هوشیاری و مراقبت شده و غفلت را می زداید . در نتیجه انسان در آرامش و امنیت در سایه ی ایمان و تقوا و عبودیت زندگی خواهد کرد . این هراس پسندیده برآمده از خردمندی و ایمان و موجب آرامش و عافیت است .
« ثمرهُ الخَوفِ الاَمنِ » نتیجه ی این ترس ، آرامش امنیت است . هوشمندانه ترین بیم ، ترس از آسیب های زندگی دنیاست ، که ترس های موهوم را نابود می کند . « من خافَ الله قَلَّت مَخافَتَهُ » کسی که از قهر خدا بترسد ترس او از امور موهوم کم می شود . کسی که از خدا نمی ترسد همواره در هراس است که مبادا به منافع و دارایی هایش زیانی برسد و این منافع فانی او را به بند می کشد . بنده ای کسی که از خدا رو گردانده و به جای خدا قلبش برای دنیا بتپد خداوند او را فریفته و سعادتش نابود شده و بدتر از چیزی که می ترسد به سرش خواهد آمد . « مَن اَمِنَ المَکرِ لَقِیَ الشَّرَّ» کسی که از فریب خدا آسوده است بدترین نتیجه را دیده است .
« مَن اَمن مَکرَ الله هَلَکَ » کسی که از فریب خدا آسوده خاطر است نابود است .
۲– ۳ – سپاس و ستایش
در ابتلا به حسنات علاوه بر این که باید مراقب لغزش ها و خطاها بود باید به فکر بقا و افزایش نعمت نیز باشیم و راه آن شکرگزاری است که فرمود : « لَان شَکَرتُم لَاَزیدَنّکُم » اگر شکرگذاری کنید شما را افزایش می دهیم .(ابراهیم/ )
شخصی از حضرت علی (ع) پرسید « چرا پروردگارت را شکر کردی ؟ فرمود : « نَظَرتُ اِلی قَد صَرَفَهُ عَنّی وَ اُبلی به غَیر فَعَلمت انَّه قَد اَنعَم علی فَشکرتُه » بلا و رنجی را دیدم که خداوند از من بازگردانده و دیگری را با آن گرفتار کرده است ، پس دانستم که همانا به من نعمت بخشیده ، پس شکرگزاری کردم .
همچنین فرمودند : « نعمَهٌ لا تُشکَر کَسَیئهٍ لا تُغفَر » نعمت سپاس گذاری نشده مثل گناه آمرزیده نشده است . « مَن قَلَّ شُکرَه زالَ خیرُه » کسی که سپاسگزاری اش کم است نعمت اش تباه می شود .
امام صادق (ع) فرمود : « کانَ رَسول الله اِذا وَردَ عَلیه اَمر یَسرُّهُ قالَ الحمد لله علی هذِه النِّعمهِ و اِذا وَرَدَ علیه امرَ یَغتمُ به قالَ الحمد لله عَلی کُلِّ حالٍ » پیامبر (ص) این طور بود که اگر پیشامد شادی رخ می نمود ، می فرمود : « الحمد لله بر این نعمت » و اگر اتفاق ناراحت کننده ای پیش می آمد ، می فرمود : « الحمد لله برهمه ی حالات ».
علامه مجلسی در توضیح این حدیث نوشته اند : « الحمد لله علی کل حال » یعنی او سزاوار ستایش است در برخورداری و گرفتاری برای این که هر کاری که خدا با بنده اش می کند ، بی تردید به صلاح اوست . »
افزون بر این می نویسد : « در هر بلا پنج نوع شکر وجود دارد ، اول ممکن است این بلا بلای سخت تری را دفع کرده باشد … دوم بلایا کفاره گناهان است یا سبب بالا رفتن درجات معنوی … سوم ، بلا مصیبت دنیایی است و دینی نیست پس شایسته است که برای آن شکرگزاری شود . نقل شده که حضرت عیسی (ع) بر مردی نابینا و جزامی و فلج با زخمهای چرکین می گذشت که از او شنید ، خدا را شکر می کند ،و می گوید « الحمدالله الذَّی عافانی مِن بَلاءِ ابتَلی بِه اَکثَر النّاس » ستایش مخصوص خدایی است که مرا سلامت داشت از بلایی که بیشتر مردم به آن مبتلا هستند . حضرت عیسی (ع) فرمود : چه بلایی به تو نرسیده است ؟ گفت : خداوند مرا از بزرگترین بلا که کفر است ، حفظ فرمود . سپس حضرت عیسی دستی بر او کشید و از همه ی بیماری ها شفا یافت و چهره اش زیبا گردید و با حضرت عیسی همراه شد و با او عبادت و بندگی کرد .
چهارم ، هر بلایی در لوح محفوظ نوشته شده و حتما می آید ، پس شایسته شکر است که آمد و گذشت . پنجم ، بلای دنیا موجب اجر اخرت و زدودن حب دنیا از قلب بوده ، پس سزاوار شکر است . »
۳- ۳ – پیشیگیری در نیکی ها
انسان در برخورداری ها باید توجه کند که این فرصتی برای انجام کار خیر است و اگر جود و لطف الهی برای او تجلی کرده ، او نیز باید جلوه و مظهر جود و لطف خدا باشد و آنچه خداوند به او داده از بندگانش دریغ نورزد .
قرآن می فرماید : « وَ لَو شاءَ اللهُ لَجَعَلَکُم اُمَّهً واحدهً ولکن لِیبلوکُم فی ما اَتاکُم فَاستبقُوا الخَیراتَ » اگر خدا می خواست همه شما را همانند و یکسان می آفرید اما برای این که شما را بیازماید گوناگون قرار داد پس به نیکی ها پیشی گیرید . ( مائده /۴۸ )
عطا و بخشش موجب می شود که خداوند هر چه بیشتر بنده ی خود را غرق در نعمت و لطف و عطای خود سازد . زیرا می بیند که او شایستگی این لطف را دارد و در نفسانیا ت خود فرو نرفته و فریفته نمی شود . هم از این رو خدای تعالی فرمود « مَن جاءَ بالحَسَنَهِ فَلَه عَشرُ اَمثالَها » هر کس یک نیکی به جا آورد ، ده برابر برای او خواهد بود . ( انعام / ۱۶۰ ) و در مواردی دیگر فرمود « مَن جاءَ بِالحسنهِ فله خَیرُ منها » کسی که نیکی به جا آورد بهتر از آن برای اوست ( نمل / ۸۹ و قصص / ۸۴ ) از این آیات نتیجه می گیریم که ده برابر از باب کثرت است و محدود به آن نیست . همان طور که در زبان عامیانه برای این که بگویند چیزی بسیار بیشتر از دیگری است می گویند ده برابر یا صد برابر و این به معنای محدود کردن در این مقدار نیست بلکه از باب بیان کثرت است بنابراین کسی که نیکی انجام دهد خداوند بسیار بیش از آن را برای او جبران می کند .
البته کسی که در راه عبودیت حرکت می کند برای زیاد شدن نعمت ها کار خیر انجام نمی دهد بلکه او در هر حال راضی به رضای خدا بوده و همه چیز را برای مولای خود می داند . بنده شایسته این قوانین الهی عالم را مورد عمل قرار می دهد تا هر چه بیشتر در راه عبودیت پیش رفته و رضای معبود را جلب کنند و اگر همه ی نعمت ها از او گرفته شود مشتاقانه می گوید : « الّلهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَد و آل محمَّد و ارزُقنی الحَق عِندَ تَقصیری فی الشُّکر لکَ بِما اَنعمتَ علی فی الیُسر و العُسر و الصِّحهِ و السُّقم حتّی اتعرفُ من نَفسی روحَ الرِضا و طُمانینهَ النَّفس مِنّی بِما یَجِب لَک فیما یَحدُثِ فی حال الخَوف و الامنِ و الرضا و السَخَط و الضُّر و النَّفع » خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و هنگام تقصیر در سپاس نعمت هایت بر من ، حق را روزی ام فرما . چه در حال آسایش چه در سختی چه سلامتی و چه بیماری . آنطور که نسبت به آنچه از تو به من رسیده ، در حال ترس و امنیت و رضا و ناخشنودی و سود و زیان از درونم روح خشنودی و آرامش جان احساس کنم از آن بلاست .
مواجه با بلا دیدگان
در اخلاق اسلامی دستورالعمل هایی برای هنگام روبه رو شدن با بلا دیدگان وجود دارد که رعایت آن ها پیش از همه قلب انسان را زنده و سلامت کرده و عبودیت را شکوفا می سازد و نیز موجب دفع بلا ها می گردد .
از این ادعیه بر می آید که اصل عبارات ضرورتی ندارد بلکه باید انسان در مواجه با بلا دیدگان چند نکته را یاداور شود : ۱ – سپاس و ستایش خداوند .۲- این که خدا می توانست او را به جای شخص مبتلا گرفتار کرده و با رنج و سختی بیازماید . ۳ – اکنون هم با سلامتی یا گشایش در حال آزمایش است . ۴ – فخر فروشی و تکبر نورزد .
۱ – دعا
عبد سالک در هر حال و با هر بهانه ای خدا را یاد کرده و گامی به سوی او بر می دارد . از معصومین دعاهایی رسیده که خواندن آن ها در رویارویی با گرفتاران و مصیبت زدگان سبب قرب الی الله است .
رسول الله ( ص ) فرمود : « اِذا رَأَیتُم أَهلَ البَلاءِ فَاحمَدوا الله وَ لا تَسمَعو هُم ، فإنَ ذلکَ یَحزُنُهُم . » هر گاه بلازدگانی را دیدید خدا را ستایش کنید اما آنها نشنوند زیرا اندوهگین می شوند .
همچنین فرمودند : کسی که رنج دیده ای را می بیند ، پس بگوید : « الحمد الله الذی عَدَلَ عَنّی بَلاءَکَ وَ فضَّلنی عَلَیکَ وَ عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقَ تفضیلاً » سزاوار است که خداوند او را به آن بلا مبتلا نسازد . معنی دعا این است : ستایش مخصوص خدای یکتاست که بلای تو را از من بازگرداند و بر تو و بسیاری از آفریدگان مرا برتر داد .
امام صادق (ع) هم دعاهایی را توصیه فرمودند از جمله : « الحَمد الله الذی عافانی ممّا ابتلاکَ بِه وَ لَو شاءَ فَعَلَ ذلکَ بِی » این دعا را سه بار باید خواند که در نتیجه، آن بلا از شخص دفع می شود . در فرمایش دیگری از آن امام رسیده است : « الّلهُمَّ اِنّی لا اَسخِرُ وَ لا اَفخِرُ وَلکِن اَحمَدُکَ عَلی عَظیمِ نَعمائِکَ عُلیَّ » و امام باقر (ع) فرمود : در این مواقع سه بار بگویید : « الحَمدُ لله الذی عافانی ممّا ابتلاکَ بِه وَ لَو شاءَ فَعََلَ » که نتیجه ی این دعا نیز ایمنی از آن بلاست .
۲- عطوفت و مهربانی
امام علی (ع) فرمودند : « مَن کُنتَ سَبَباً لَه فِی بَلائه وَجَبَ عَلَیکَ التَّلَطُّف فِی عَلاجِ دائِه » کسی که تو موجب گرفتاری او شده ای ، لازم است که در درمان او دلسوزی کنی .
غیر از این مورد که بی تردید لازم است به بلا دیدگان مهربانی و عطوفت ورزید . در سایر موارد هم یکی از اصول رویارویی با رنج دیدگان مهربانی است . « رَحمَه الضُعَفاء تَستَنزِلُ الرَّحمَه » مهربانی با ناتوانان موجب فرو آمدن رحمت الهی است . « اولی الناس بالرحمه المحتاج الیها » سزاوارترین مردم به مهربانی کسی است که به آن نیازمند است .
۳- تلاش برای رفع گرفتاری
حضرت علی (ع) فرموده اند : « …. وَ اسعَوا فِی حاجَه مَن هُوَ نائِم یَحسُن لَکُم فِی الدارین الجَزاءَ و تَناوَلوا مِن اللهِ عَظیمُ الحَباء » بکوشید در نیازمندی کسی که گرفتار است خداوند نتیجه کارتان را در دو سرا نیکو گردانده و به پاداش بزرگی از جانب او می رسید .
« اِنَّ حَوائِج النّاسِ الیکُم نِعمَهٌ مِن اللهِ عَلیکُم فَاغتَنمواها وَ لا تَمِلّوها فَتَتَحوَّّل نقماً » به یقین نیازمندی مردم به سوی شما نعمتی از سوی خداست پس غنیمت شمارید آن را و رنجیده نشوید از آن که در این صورت نعمت را به تباهی کشانده اید